تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
و همچنين رگ اسيلم چپ گشايند و ماء الجبن نوشانند و در تلطيف غذا كوشند و از مولدات سودا اجتناب ورزند و تا چهل روز اين دوا دهند اتيس اندرجو تلخ رسوت نگركوتى هر يك يك ماشه نبات يك نيم توله مسكه دو توله و همچنين استعمال حب رسوت كه در آن نتربالا داخل است و عن‌قريب در قول اطباى هند بيايد و بعد دو پهر غذا قورمه بچهء بز به نان خشكار تنورى دهند به حكم الاهى دفع مىگردد و باقى تدابير ازاله آن در مجففات و مسقطات بيايد . حابسات خون بواسير مثل شيرهء بيخ انجبار و خرفه و گشنيز و بارتنگ و شربت صندل و انجبار و قرص كهربا بدهند .

ديگر

[ صفت آن ]

لعاب ريشه خطمى چهار ماشه شيرهء بيخ انجبار چهار ماشه شربت بنفشه دو توله بارتنگ چهار ماشه پاشيده بدهند .

ديگر

[ صفت آن ]

كوكنار يك ماشه هليلهء سياه يك ماشه در روغن گاو بريان كرده سوده همراه لعاب ريشه خطمى كه در عرق عنب الثعلب و عرق شاهتره برآورده رب به بارتنگ داخل كرده باشند بدهند كه در حبس خون بواسير معمول است .

ديگر

[ صفت آن ]

هليلهء مربى يك عدد خورده بالايش لعاب اسپغول شش ماشه با نبات شيرين ساخته بنوشند كه رفع قبض نيز كند و گاهى لعاب ريشه خطمى چهار ماشه و به جاى نبات شربت انار دو توله و بالنگو شش ماشه پاشيده داده مىشود .

ديگر

[ صفت آن ]

طباشير بهوج پتر شاخ گوزن هر دو سوخته مكد يك ماشه در انوشداروى لؤلؤى علوى خان نه ماشه ورق طلا يك عدد سرشته شربت حب الآس و انجبار هر يك يك نيم توله در عرق كيوره چار توله گلاب عرق بارتنگ هر يك پنج توله برآورده تخم بارتنگ و فرنجمشك و سبوس اسپغول هر يك سه ماشه خورده بنوشند .

ديگر

[ صفت آن ]

كهربا بسد سنگ جراحت گلنار پوست بيضهء مرغ سوخته هر واحد يك ماشه در شربت انجبار آميخته همراه لعاب بهدانهء بريان لعاب ريشه خطمى در گلاب و عرق مكوه برآورده رب به داخل كرده بارتنگ پاشيده بخورند و رسوت برگ نيب قدرى در گلاب ساييده ضماد نمايند .

ديگر

[ صفت آن ]

لعاب بهدانه سه ماشه در آب برآورده نبات يك توله اسپغول مسلم شش ماشه داخل كرده بخورند و ضماد مذكور به عمل آرند .

ديگر

[ صفت آن ]

درآمد فصل صيف بعد فصد باسليق لعاب ريشه خطمى چهار ماشه شيرهء تخم خرفه شش ماشه شيرهء بيخ انجبار چهار ماشه عرقيات شربت نيلوفر دو توله كهربا رسوت گل ارمنى هر يك يك ماشه سوده اسپغول تخم ريحان بارتنگ هر يك سه ماشه پاشيده بنوشند .

ديگر

[ صفت آن ]

بارتنگ چهار ماشه دانهء هيل سه ماشه سوده به آب پخته شيرهء خرفه شش ماشه شيرهء بيخ انجبار چهار ماشه بدون شيرينى بدهند چه وقتى كه قبض زودتر منظور مىباشد شيرينى و شربت نمىدهند و رسوت دو ماشه سوده در روغن گل شش ماشه سفيدى بيضهء مرغ يك عدد آميخته ضماد كنند .

ديگر

[ صفت آن ]

كهربا يك ماشه سوده به اطرفيل صغير يك توله سرشته تخم ريحان بارتنگ هر يك چهار ماشه به گلاب پخته شيرهء بيخ انجبار چهار ماشه نبات يك توله داخل كرده دهند .

ديگر

[ صفت آن ]

شيرهء پوست بيخ انجبار لعاب ريشه خطمى عرقيات رب به بارتنگ دهند و آهسته آهسته كوكنار و برگ قنب بدهند و از موم سفيد دو نيم توله روغن گل سه توله لعاب اسپغول دو توله مرداسنگ دو درم كافور سه درم آب برگ خطمى توله مرهم ساخته به كار برند .

ديگر اگر با كثرت اسهال خون ريح بواسيرى و نفخ يار باشد

[ صفت آن ]

دم‌الاخوين كهربا گل ارمنى بسد كاغذ سوخته شاخ گوزن سوخته هر يك ماشه در جوارش مصطكى مركب توله ورق طلا يك عدد سرشته دهند و شيرهء باديان نه ماشه و انيسون سه ماشه و زيرهء سفيد چار ماشه و الايچى كلان پنج عدد همه بريان با شربت انجبار سه توله بارتنگ و تودرى سرخ هر يك سه ماشه پاشيده بنوشانند .

ديگر كه قوىتر است

[ صفت آن ]

مصطكى لاجورد مغسول دانهء هيل دم‌الاخوين مكد يك ماشه در آمله مربى يك عدد ورق طلا يك عدد سرشته شيرهء انيسون بريان سه ماشه و باديان خطائى چار ماشه و الايچى كلان هفت عدد در گلاب و عرق كيوره و گاو زبان و بادرنجبويه هر يك پنج توله برآورده شربت سيب و انجبار هر يك نيم توله داخل كرده سفوف مقليا تا هفت ماشه انداخته بنوشند .

ديگر كه با تهوع و غثيان و نفخ بود

[ صفت آن ]

طباشير پوست سماق مصطكى كهربا مكد يك ماشه در دواء المسك معتدل علوى خان نه ماشه سرشته خورده شيرهء زرشك و انيسون و زيره سفيد و حب الآس مكد چهار ماشه و باديان هفت ماشه و الايچى سرخ چار عدد همه بريان در گلاب نيم پاو عرق بارتنگ و كيوره هر يك پنج توله برآورده حرف سه ماشه بارتنگ چار ماشه پاشيده بنوشند .

ديگر قوىتر

[ صفت آن ]

مصطكى كندر حجر ارمنى مغسول مكد يك ماشه در شربت ياقوت يك توله و خميرهء مرواريد علوى خان هفت ماشه ورق طلا يك عدد شيرهء تخم بارتنگ و حب الآس هر يك نه ماشه بيخ انجبار سه ماشه انيسون پنج ماشه بريان در عرق بارتنگ و هيل و بادرنجبويه هر يك پنج توله گلاب شش توله تخم فرنجمشك و كنوچه هر يك سه ماشه پاشيده بنوشند .

اطريفل مقل ملين مانع بواسير و ملين طبع و حابس خون

[ صفت آن ]

پوست هليلهء زرد و كابلى هليلهء سياه آمله پوست بليله هر يك ده درم كوفته بيخته به روغن بادام چرب كرده مويز منقى پنج درم مقل سى درم مقل را در آب گندنا يا ككرونده يك پاو حل كنند و به سه چند ادويه عسل مقوم بسرشند و بعد از چهل روز استعمال كنند و هر چند كهنه شود در حبس خون بواسير نفع بود و در نسخه حكيم شريف خان وزن مويز منقى چهل درم است .

اطريفل مقل قابض حابس خون بواسير به نسخه معمولى

[ صفت آن ]

پوست هليلهء زرد و كابلى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 365 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )