اول تنقيه بدن به فصد و حجامت و مسهل و اين وقتى بايد كه ماده غالب باشد و اعراض مستولى گشته و يا بيم استيلاى آن باشد و يا سيلان معتاد حبس شده باشد و از آن بيم حدوث مرض ديگر بود .
دوم رعايت اصلاح جگر و روده و غيره بدانچه در جاى هر يك مسطور است بهر آنكه بى سوء مزاج اين اعضا هرگز نمىباشد پس از اصلاح مزاج آنها دفع مرض سهل گردد .
سوم تحليل ماده به استحمام معتدل متواتر و رياضت و دلك اسافل به كرات و سوارى آهسته در اكثر اوقات و نشستن در ارجوجه و يا در كشتى بعد تدبير سابقه ليكن در شدت مرض نشايد .
چهارم رعايت غذا به نحوى كه در ماليخوليا گذشت و پرهيز از مولدات سودا .
پنجم قطع باسور از دستكار واثق به شرط تحمل مريض الم آن را و عدم حصول صحت از علاج ديگر بهر آنكه در قطع آنها احتمال آفتى عظيم است مثل رسيدن ضرر به اصل عضلهء مقعد و مثانه و عدم حبس خون و توريم مقعد .
ششم استعمال ادويه اكاله و اين عمل وقتى بايد كه قطع ميسر نبود و دانهها به نظر آيند .
هفتم استعمال مفتحات سر باسور بنا بر استفراغ مادهء آن و اين وقتى بايد كه خون معتاد بند گردد و از امتلاى آن درد و تمدد پيدا شود و يا اعراض ديگر از فساد آن در بدن پيدا شود
هشتم استعمال مسكنات الم
نهم استعمال حابسات خون و زرداب .
دهم استعمال مدملات جراحت بواسير .
و هر يك از اين معالجات عشره مفصل مسطور گردد و مجملًا اين است كه تا وقتى كه خون غليظ و سياه بر آيد و حرارت به شدت باشد و ضعف طارى نشود بند نكنند كه در آن امان است از اكثر امراض رديه .
اما چون سيلان خون افراط كند و سرخ و صاف و رقيق بر آيد و ضعف شديد ظاهر شود علاجش مثل علاج نفث الدم نمايند و ديگر حابسات خون استعمال كنند و داغ كردن ما بين خنصر و بنصر از براى قطع خون بواسير از مجربات نوشتهاند .
و حب سندروس نيز مجرب است و خاصيت بيخ انجبار و شربت آن است كه با وجود حبس خون قبض طبيعت نمىكند .
و اگر مسهاى بواسير اذيت دهند و ممتلى و با درد باشند و خون محتبس گردد بايد كه بعد فصد باسليق فصد صافن و يا فصد مأبض و يا حجامت ميان هر دو سرين نمايند و مفتحات افواه باسور و سيل خون به كار برند .
و بهتر آن است كه بعد فصد باسليق زلو بر عصعص يا بر حوالى بواسير يا بر نفس آن چسبانند و مسكنات به عمل آرند و ماليدن روغن زرد رفع درد بواسير مىكند و مرهم سفيداب كافورى نيز در تسكين مخصوص است .
و اگر احتياج باشد تنقيهء سودا به مسهل يا مطبوخ هليلهء سياه و افتيمون كه در آن مزلقات بسيار باشد و ماء الجبن كنند بعد از آن اطريفل صغير و حب مقل خورانند و مدام طبيعت را نرم دارند به استعمال اطريفل مقل ملين و هليلهء مربى و امثال آن و اصلاح كبد و طحال كنند و تقويت جگر مرعى دارند كه بواسير به ضعف جگر مىانجامد و اسهال بواسيرى اكثر مضعف جگر است و تصفيهء خون از مصفيات آن و هليلجات نمايند .
و اگر تدابير مذكوره فائده نكند بهتر آن است كه مجففات باسور به كار برند و يا به آهن قطع كنند .
و اگر برداشت قطع نباشد دواى تيز مانند ديگ بر ديگ و فلدفيون نهند به نوعى كه اين ادويه بر روى مرهمى چسبندهء بىروغن كه بر پنبهء رقيق يا بر پردهء تخممرغ ماليده باشند قدرى قليل پاشيده بر روى دانه بچسبانند چنان كه به جاى ديگر نرسد و يك روز بگذارند و يك روز مهلت دهند تا آنكه دانه سياه شود و چون سياه شود بر آن برگ كرنب مطبوخ و روغن گاو كهنه گذارند و تسكين وجع كنند بعده اعادهء دواى مسقط نمايند تا آنكه ساقط شود .
پس در آبى كه اندر آن قوابض مثل عدس و پوست انار و مازو و زر ورد و گلنار جوشانيده باشند مريض را بنشانند و گاهى احتياج به تسكين وجع افتد به مثل طبيخ خطمى و خبازى و بنفشه و گاهى روغن زرد بسيار قبل از قوابض استعمال مىكنند بعده مرهم اسفيداج و مرتك و يا بعد اسقاط پيه بط و مرغ و مرغابى و كوهان شتر و مغز ساق گاو و خطمى و كتيرا و زردى بيضه با روغن بنفشه مرهم ساخته استعمال كنند و يا برگ كرنب را در آب بجوشانند و يا موم و روغن ماده گاو سرشته به كار برند .
و بايد كه تمام مسها را به يك دفعه ساقط نكنند و اصلاح غذا به اغذيهء جيدهء رطبهء مولد خون صالح مثل شورباى گوشت بره و ماكيان فربه و بيضهء نيمبرشت و خاگينه و مانند آن سازند و از اغذيهء مغلظ كثيف و شور و محرق خون مثل گوشت گاو و آهو و اسپ و گاوميش و بادنجان و عدس و كرنب و شير و خرما و ماهى شور و جز آن از فواكه و ادويهء مضر اين مرض و ابزار و نوابل چون سير و فلفل و از گوشت خشك و پنير خشك اجتناب نمايند .
و بدانند كه در اين مرض ضعف معده و امعاد و جميع اعضاى رئيسه لازم مىباشد پس مىبايد كه بالاى طعام قرص مصطكى و عود يا جوارش عود و مصطكى مركب و انوشدارو ساده و لؤلؤى و نمك سليمانى .
و ايضا كپور كچرى سه ماشه در عسل يك توله و يا سفوف آن و يا سفوف كندر و الايچى كلان و باديان و كپور كچرى برابر و نبات مساوى همه شربتى هفت ماشه و شرب شيرهء قنب بريان و خام يا كپور كچرى و الايچى كلان و باديان هر يك سه ماشه و با چهار ماشه تنها و يا همه و برگ تنبول پخته سه چهار عدد خصوصاً كسى را كه عادى بنگ باشد انفع بود .
فائده [ ذكر ادويه نافع بواسير ]
اكثر اطباى مجربين زوال اين مرض بالكليه نادر دانستهاند و كذا جمله امراض مقعد را و علاج براى تخفيف مرض و تسكين اعراض آن نوشته كذا فى النبض الكبير .
[ نسخه 1 ]
ليكن مخفى نماند كه چون در ابتداى ظهور آثار بواسير اول فصد باسليق كنند و به فاصلهء يك هفته فصد صاف