تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بواسير مجرب است و جائى كه تيواج يافته نشود پوست درخت كرا انفع از آن است به دستور استعمال نمايند غذا برنج و جغرات يا هر چه مناسب دانند .

ديگر به قول حكيم علوى خان

[ صفت آن ]

تيواج خطائى كهرباى شمعى گل مختوم رسوت هر واحد دو دانگ كوفته بيخته به جغرات خورند در قطع خون بواسير مجرب است . و اگر تيواج خطائى به هم نرسد پوست كرا كه تيواج هندى است گيرند .

ديگر به قول حكيم على

[ صفت آن ]

اطريفل مقل هر چند كه كهنه باشد بهتر به وزن دو مثقال گرفته و نيم وزن آن پوست تيواج به غايت نازك سائيده آميخته هر روز مقدار يك مثقال بخورند كه در دو سه روز يا يك هفته خون مىبندد و به غايت مجرب است و سال‌ها بر اين عمل كرديم و يا كهربا گل مختوم اتيس هر يك نيم مثقال باريك سائيده بخورانند . و همچنين سه روز متواتر بدهند و گاهى اتيس تنها نيم مثقال هر روز تا سه روز متوالى استعمال كرده و بسيار مفيد شده و گاهى همراه حضض مكى به عمل آمده نيز نافع يافته در حبس خون بواسير نظير ندارد و معجون خبث الحديد كهنه به غايت نافع است و كذلك اطريفل مقل كهنه . و گويند كه اطريفل مقل ممسك و حب مقل ممسك و حب صندل و شياف كحلى هر واحد حابس خون بواسير است .

سفوف براى بواسير خونى و ضعف معده مجرب استاد مرحوم

[ صفت آن ]

گل ارمنى بريان تخم انگور در سركه پرورده بو داده هر يك پنج مثقال سماق بيدانه گل سرخ صمغ عربى بريان هر يك سه مثقال طباشير گل مختوم هر يك دو مثقال كوفته بيخته با ربوب مناسبه خورده باشند .

معجون براى شخصى كه جريان خون بواسير با ضعف معده و اسهال داشته باشد مجرب است

[ صفت آن ]

تخم حماض حب الآس هليلهء سياه هر يك بو داده طباشير دانه هيل بريان آمله پوست بيرون پسته خبث الحديده مدبر مساوى به عسل و رب به بالمناصفه بسرشند خوراك دو درم .

ايضا اگر به سبب كثرت سيلان خون بواسير ضعف جگر و تهبج اطراف بهم رسد و بعد علاج سوء القنيه باز خون بواسير جارى گردد اين معجون بدهند كه مجرب است

[ صفت آن ]

مرباى آمله مرباى هليله هر يك سه عدد زرشك بيدانهء صندل سفيد به گلاب سوده تخم كاسنى هر يك دو درم پوست بيرون پسته بسد كهربا حب الآس زهر مهره سوده به گلاب طباشير تخم حماض گل سرخ هر واحد يك درم شربت انار شيرين ولايتى شربت انجبار قند سفيد هر واحد يك چند ادويهء قند را به گلاب به قوام آورده هر دو شربت آميخته ادويه آميزند خوراك دو مثقال .

مرهم كه براى حبس خون از مجربات است

[ صفت آن ]

دو پارهء سرب گرفته اندك اندك روغن گل خوخى و زردآلو انداخته بسايند تا سياه شود آن روغن سه توله بگيرند و خاكستر دريائى كهنه يك توله مرداسنگ مغسول دم‌الاخوين شادنج عدسى مغسول شاخ گوزن سوخته هر يك هفت ماشه سفيدهء ارزيز دو توله پيه بط و مرغ و مرغابى و پيه رودهء بز و مغز قلم گاو هر يك يك نيم توله موم زرد پنج توله روغن گل خوخى به قدر حاجت تيار ساخته به كار برند . و سويدى خوردن سماق كه با بادنجان سياه بدون فلفل و سير پخته باشند سه روز متواتر و كذا ضماد افواه عروق به بردى كه يك شبانه روز در شراب قابض يك ساله تر كرده پس برآورده خشك نموده سوخته باشند . و كذا خوردن بزر البنج سفيد دو دانگ به ماء العسل و كذا كثرت تناول خرنوب شامى و كذا تعليق سنگ يشم و كذا خوردن پوست بيخ انجبار يك مثقال يا رب آن و كذا خوردن بقلهء بارتنگ مسلوق مطيب به روغن بادام . و كذا شرب عصارهء آن و كذا عصارهء لوسيماخيوس كه آن خوخ الماء است هر واحد در قطع خون بواسير مجرب خود نوشته و شرب طلق محلول به عصارهء بارتنگ و كذا عصارهء طاليسفر و شرب و ضماد حجر اليهود . و كذا گلنار و شرب و كبوس دم‌الاخوين و خوردن مرواريد دو درم و تعليق ياقوت و خوردن طرثوث نيز هر واحد حابس دم بواسير است . و به قول اطباى هند رسوت سه ماشه با ماست چكه ملفوف كرده خورانيدن و غذا گلتهى با ماست دادن براى اسهال خون بواسير مجرب است .

ديگر

[ صفت آن ]

مجتيهه اندرجو شيرين مساوى كوفته بيخته دو ماشه در مسكهء گاو يك توله آميخته ليسيدن تا يك هفته در حبس خون بواسير و منع عود آن مجرب است .

ديگر

[ صفت آن ]

پوست انار ولايتى يك درم سوده با چهار دام جغرات چكه تا سه روز بخورند خون بند كند و كذا رسوت دو جزو در مسكهء گاو شش جزو آميخته خوردن و همچنين رسوت يك جزو گشنيز چهار جزو سفوف كرده .

ديگر اين دوا قوىتر است

[ صفت آن ]

هليلهء سياه اندرجو تلخ هر يك يك نيم ماشه نبات سه ماشه در مسكه دو توله بخورند .

ايضا

[ صفت آن ]

فوه مقل هر دو يك ماشه در گلقند بخورند .

ايضا

[ صفت آن ]

استخوان انسان سوخته مجتيهه رسوت صمغ عربى مكد يك توله سه ماشه از اين در مسكه يك نيم توله نبات دو توله بخورند

ديگر

[ صفت آن ]

ناگليسر و مصرى برابر ساييده نيم دام بخورند خون بند كند و درد بنشاند .

ديگر

[ صفت آن ]

نيل را در آب سائيده طلا نمايند و اندكى در جوف مقعد بمالند .

ديگر

[ صفت آن ]

پوست تمر هندى سائيده مقدار نخود حب بسته بدهند سه روز يا زياده كه در حبس خون بواسير مجرب است .

ديگر

[ صفت آن ]

ساگ گوكهر و سبز مع برگ و بار با روغن و نمك پخته بخورند نافع بود و اگر قابل پختن نباشد و سخت بود عرق از آن كشيده خوردن مفيد است .

ديگر

[ صفت آن ]

موصلى سياه كوفته بيخته با دوغ گاو نيم پاؤ تا يك پاؤ بخورند .

ديگر

[ صفت آن ]

ريشه بالاى پوست نارجيل از يك عدد نارجيل گرفته بسوزند برابر شكر آميخته سه خوراك نمايند .

ديگر

[ صفت آن ]

اندرجو تلخ هر روز نيم توله به آب سرد بخورند جهت اسهال بواسيرى