و لحم بقر و مانند آن ترك نمايند .
[ سعيد ]
سعيد گويد كه علاج عام ديدان و حب القرع استعمال حقنهها و ضمادات و آشاميدن ادويه است .
اما نوشيدن ادويه بر سه نوع است :
اول آنكه به ابطال تولد آن تمام شود و اين بدانچه مضاد سبب محدث آن بود حاصل گردد و آنچه فعل كند ادويهء مقطعه بود كه مزاج آن حار يابس باشد مثل ثوم و پياز و كرفس و ترمس و عنصل و كبر به سركه و كرنب .
و دوم قتل آن و اين تمام شود بدانچه در آن تلخى بود مثل طبيخ افسنتين و آب ترمس و صبر و قنطوريون .
و سوم اخراج آن از امعا بعد قتل آن و اين تمام شود بدانچه در آن قوت مسهله و جلائيه باشد بهر آنكه به تلخى هلاك اين حيوان بود و به اسهال و جلا اخراج آن گردد و اخراج آن به ترمس و سرخس و شيح ارمنى و بَرَنج كابلى و اصد و افتيمون و قاريقون بود چون اين ادويهء مفرد و مجموع به كار برند .
و ضمادات بر دو وجه است يكى ضماد قتال دوم ضماد مستفرغ .
اما قاتل حيات قلقند و ترياق است چون بدان طلاى شكم به آب شيح و آب قسط تلخ نمايند .
و ضماد مستفرغ تضميد ناف به ترمس به قطران سرشته و شحم حنظل و صبر و قردمانا به سركه و زيت سرشته .
وحقنهها نيز بر دو وجه بود :
يكى قاتل مثل زهرهء بقر و آب پوست توت و آب كبر و آب نمك و قطران و روغن سداب .
دوم مستفرغه مثل آب شيح و آب شحم حنظل و به ورق و قنطوريون و از استعمال حقنهها حذر كنند چون در اسفل ناصور يا باسور باشد و غذا به نخودآب يا گوشت بريان سازند و از اغذيهء رديه مثل البان و باقلا و سموك و كواميخ حذر كنند .
و اگر به اين تدبير غرض حاصل گردد فهو و الا سه روز شير تازه يك رطل بنوشند بعد از آن اين دواى مؤلف در حالت خلو معده استعمال كنند سرخس سه درم برنگ و ترمس هر واحد دو درم قنبيل و افسنتين هر واحد يك درم قيسوم و شيح ارمنى هر واحد مثقال وخشيزك دو درم تربد و حب النيل و شونيز و قسط و غاريقون و مر هر واحد نيم درم همه را سائيده دو درم بخورند .
و علاج اين انواع كه با تپ باشد به شرب جلاب و آب سيب و گلاب و خوردن خرپزهء دراز و توت و شرب آب كاسنى كنند و غذا چون تپ ساكن شود زيرباج يا سماقيه دهند .
[ انطاكى ]
انطاكى گويد كه واجب است بداءت اولا به ترك هر غذا كه مادهء ديدان از آن پيدا شود چنانچه مذكور شد بعد از آن استعمال چيزى كه تفريق لزوجات و تقطيع بلغم كند مثل سعد و صعتر و ايارج بعده به تناول هر مزلق اقدام نمايند مثل نوشيدن شير تازه و آنچه مألوف كرم باشد چون شيرين و شورباى لحم و هر روز تناول طعام يك وقت مقرر نمايند بعد از آن گرسنگى شديد كشند تا كرم در فم معده دهن گشاده جمع شود و در اين هنگام ادويهء معد قتل آن بخورند كه خطا نكند .
و بايد كه بعد شرب دوا به سوى چپ ميل كنند بهر آن كه تولد كرم در يسار امعا مىباشد .
بالجمله علاج انواع اربعهء كرم واحد است به كيف و تركيب اما به كمّ واجب است كه دواى حيات كمتر باشد به سبب قرب آنها از معده و در مستدير و حب القرع بيشتر از آن و در خلى اكثر از همه و ادويهء قاتلهء اين همه تلخ مائل به حدت است مثل حنظل و شيح و صبر و ترمس و وخشيزك و آنچه قتل آن از اين قبيل نباشد پس بالخاصيت بود مثل برنگ و قنبيل و برگ شفتالو و بيخ انار و كبسون حبيشى و سرخس و حب النيل و افتيمون بعده تكثير مسهلات بايد كرد تا اخراج آن قبل از تعفن كند .
و بعد اخراج آن ملازمت خوردن چيزى نمايند كه مادهء آن قطع كند مثل سركهء عنصل و مرى و گاهى از ادويهء مذكوره ضماد بر ناف مىكنند و بهتر ضماد همان است كه در قول قرشى گذشت .
و از آنچه اسقاط كرم نمايد خوردن نخود در سركهء جوش كرده است بر گرسنگى و ماليدن ناف به شحم حنظل و حنا و امتزاج ادويه به مقل و ريوند و سقمونيا تقويت فعل آن بسيار كند .
و از مجرب در آن شونيز و زعفران و روغن نفط و نارجيل و جوز شامى است هر چه از اين حاصل شود و كذا نعناع و نسرين و نمام به شير و كذا برگ مشمش و صفصاف و شونيز به آب پودينه و قطران سرشته بر ناف ضماد كردن .
و از مجرب صحيح خوردن نخود به سركه و بر آن شرب طبيخ بيخ انار و پوست انار ترش ممزوج به روغن گاو و سركه و روغن نارجيل كهنه است هر چه از اين ميسر آيد و مثل اين است تخم حنظل دو درم مرو شيح هر واحد يك درم زعفران نيم درم به آب پودينه استفاف نمايند .
و بدانند كه تولد كرم مختص به شكم نيست بلكه در هر جوفى كه اندر آن رطوبت باشد مثل بينى و گوش و دندان پيدا مىشود و علاج هر واحد در محل آن مسطور شد .
و گاهى كرم در جراحت پيدا شود و علاجش در قروح خواهد آمد .
و گويند كسى كه خرما بر ناشتا بخورد و گشنيز خشك و سماق در اغذيه تناول كند از ديدان امن يابد .
[ مصنف خلاصة العلاج ]
مصنف خلاصة العلاج مىنويسد كه نخستين تا چهار روز هر بامداد قدرى شير دهند و وقت ظهر نخوآب چرب و روز پنجم سحرگاه اندك بدوند يا چيزى گران از جاى به جاى نقل نمايند چندان كه نفس متواتر گردد پس از آن سفوفى كه مذكور گردد در شير و شيرينى پنهان ساخته به يك بار بنوشند و تا ظهر از غذا منع كنند بعد از آن به نخودآب ميل نمايند .
و سفوف مذكور اين است سرخس درمنهء تركى قنبيل برنگ كابلى مقشر هر كدام يك درم ترمس تربد سفيد مجوف خراشيده حب النيل قسط تلخ هر كدام نيم درم كوفته بيخته مجموع يك شربت باشد .
و اين دواى هندى در اين كار مجرب است زيرهء كرمانى مغز كرنجوه تخم پلاس قنبيل