يا باسليق كنند و كشوث و خولان بخورند و مرواريد و مرجان سوخته مجرب است و قرص ريوند و معجون مغنى را در اين باب خاصيت عظيم است .
[ حكيم عابد ]
و حكيم عابد گفته كه آنچه در اين علت به منزلهء سيف قاطع است اين است كه ريوند را در آتش پاچك دشتى بسوزند و مثل او زردچوب اكبرآبادى بريان كرده بگيرند و هر دو سائيده سه درم به آب سرد بخورند كه اين مرض سوداوى را در بدن نمىگذارد و اكتحال بسد سوده چند روز در ازالهء رنگ سياه از چشم مجرب است .
[ طبرى ]
طبرى گويد كه نوع يرقان سدى به سبب انسداد طريق ما بين مراره و كبد و انسداد طريق ما بين طحال و كبد بود .
و چون اين هر دو سده حاصل شوند مراره صفرا را جذب نكند و در خون جگر بياميزد و در عرق به طريق غذا نافذ شود و اعضا بدان اغتدا كنند و به رنگ آن متشكل گردند .
و كذلك اگر طحال اخلاط سوداويهء عكره را جذب نكند در جگر باقى ماند و با خون مع صفرا مختلط گردد و در عروق نافذ شود و هر گاه صفرا و سودا مخلوط گردد و در عروق به سوى جميع بدن نفوذ كند بدن زود سياه گردد و زردى در سياهى رنگ اهل سند است و از اين جهت اين نوع را سندى نامند .
پس اگر سده منحل نشود جگر ممتلى نگردد و احتمال اجتماع سودا و صفرا در خود بر سبيل دوام نكند و در اين هنگام حميات صعب بر ادوار مختلف پيدا شود .
و گاهى كبد ورم نكند و صلب گردد و همچنين طحال به طريق عدم غذا و وصول صفرا بسيار و اين نوع گاهى با صلابت كبد و طحال هر دو باشد و گاهى با ورم در جگر و سپرز و گاهى از سوء مزاج در عروق و كبد و ورم بود .
و شديد الخطر او آن است كه با تب باشد پس اگر با تب بود علاجش اين است كه اگر مريض متحمل باشد و قوت و زمان و وقت و مزاج و سن مساعدت كند فصد باسليق و حل طبيعت به اين دوا كنند بگيرند حشيش غافث اسقولوقندريون مساوى و هر دو را در آب بجوشانند بعده در مقدار شربت از آن پانزده درم فلوس خيارشنبر ماليده بنوشند و يك شربت يا دو استعمال كنند اگر قوت احتمال آن نمايد و لزوم شرب ماء الشعير به سكنجبين معمول از سركهء عنصل و به زور كنند اگر احتمال آن وقت و مزاج و بلد كند و الا به سكنجبين از سركهء عنصل و بلا به زور ساده بدهند .
و ايضا اگر با تب باشد اين قرص بماء الشعير و سكنجبين بدهند اسقولوقندريون كوكب الارض افسنتين هر واحد دو درم سرخس و بيخ عرطنيثا و بادام تلخ و زوفاى خشك و پرسياوشان هر واحد يك درم و نيم عصارهء زرشك عصارهء غافث هر واحد ده درم صمغ عربى نشاسته كتيرا هر واحد دو درم مغز خيار مغز تخم بادرنگ مغز تخم خربزه هر واحد پنج درم زعفران نيم درم تخم كرفس اسارون فطراساليون تخم فنجنكشت هر واحد دو ثلث درم كافور سه طسوج صندل سفيد مقاصرى و خشبهء خراسانى معروف به كدر هر واحد سه درم كوفته بيخته به آب كاسنى سرشته به وزن يك يك درم قرص سازند و يك قرص با پانزده درم سكنجبين و چهل درم ماء الشعير بخورند .
و حل طبيعت به شريت هليله كه روفس ذكر كرده به اين نسخه بايد كرد بگيرند هليلهء سياه پنجاه درم هليلهء زرد مثل او و كوفته در ظرف چينى كرده بر آن بيست درم زوفاى صعترى و پانزده درم اصل السوس كوفته انداخته و آب داخل كرده پنج روز در آفتاب بدارند بعده آب صاف كرده پنج رطل صغير از آن وزن كرده بجوشانند تا نصف بماند از آتش فرود آورده دو رطل شكر داخل كرده شب بگذارند پس بجوشانند تا به قوام غليظ آيد .
و هرگاه ارادهء تليين نمايند در آب كاسنى مروق شصت درم اين شربت هفت درم حل كرده بنوشانند كه اخراج اخلاط سوداوى نمايد و غذا در جميع اين ايام صرف مزورهء زيرباج دهند نه غير آن .
و اگر مغز خيار به سركه خورند جائز است و بعض حرانيان ذكر كردهاند كه اصطباع به سركهء مسخن نافع براى اين نوع است .
و هرگاه اعراض تب قوى شود اسباب تب قوى گردد معالجهء تب خاصة نمايند و هر گاه يرقان قوى شود و تب ضعيف گردد بر معالجهء يرقان زيادت كنند و هر گاه هر دو مساوى در مقدار بود در علاج هر دو مساوات نمايند و هر گاه قوت يابند و عرضى مانع فصد يافته نشود فصد باسليق كنند .
و اگر زوال يرقان مشكل شود و تب زائل گردد علاج كنند به تخم سرمق سوده و تخم ترب و اندك كندش كه مقدار او به وزن طسوج باشد كه اين علاج اكثر سده را مىگشايد و يرقان را زائل مىكند .
و هر گاه طبيعت محموم كه بدان يرقان سندى باشد منحل گردد و قدرى خون در اجابت آيد بى شك هلاك گردد و به علاج آن مشغول نشوند و تضميد طحال صاحب اين نوع كه با تب باشد به سركهء كه در آن زوفا و فطراساليون و برگ جمسفرم جوشانيده باشند بايد كرد و تضميد كبد چون در آنجا تب باشد به آب آس تر و آب سيب ميخوش و پست جو و قسب سفيد قباص عصى الراعى و اندكى سركه و كعك مسحوق و قصب الزريره و روغن بنمايند .
و اگر يرقان به غير تب باشد امر او سهلتر و علاج او ممكنتر و صاحب او اميدوارتر است و علاجش در اين هنگام فصد باسليق ابطى و حل طبيعت به اين حب بود نسخهء آن افتيمون افسنتين رومى هر واحد دو ثلث درم هليلهء سياه و كابلى هر واحد يك درم عصارهء غافث ريوند چينى هر واحد پنج دانگ كندش سه طسوج ماذريون مدبر به سركه سه طسوج خربق سياه مدبر به شير تازه نيم دانگ محمودهء انطاكى مشوى دو دانگ و نيم صبر سقوطرى دو درم زعفران دو دانگ همه را سائيده به آب بيخ عرطنيثا و ترمس تلخ مطبوخ آميخته مثل فلفل حب سازند شربتى مثقال و ربع به آب باديان دو يا سه شربت از اين بخورند