بد نمايد و زبان سفيد و اشتها سالم بود يرقان دفعة افتد سببش حرارت مراره باشد .
و اگر براز دفعة سفيد شود بعده يرقان پديد آيد و طبع قبض بود و گاهى قولنج حادث شود و تلخى دهان شديد و تشنگى قوى بود سببش سدهء مجرى ما بين مراره و امعا باشد .
و اگر بول و براز سفيد نباشد و تقدم گزيدن حيوان سمى يا خوردن دواى قاتل حاد دريافت گردد يرقان سمى باشد و حدوث مغص و تقطيع در اعضاى باطنى و التهاب و سرخى چهره و كرب و عطش و بخر دهن نيز بر خوردن دواى قتال گواهى دهد .
و ايضا اگر يرقان بعد دو سه روز با سوزش و كرب و خفقان و قى صفراوى پديد آيد از شرب سموم معدنى يا نباتى باشد .
و اگر به مجرد گزيدن جانورى يرقان بىتب يا غشى و خفقان و كرب و تشنگى ظاهر شود و به روز دوم هلاك كند از گزيدن جانور مردار باشد .
و اگر بعد شميدن روائح سميه و حريفه يرقان با صداع و تب و هذيان و بيهوشى پديد آيد سبب يرقان همان باشد .
و اگر يرقان عام با تب صفراوى و كرب و شدت تشنگى و درد معده و قى زنگارى و كراثى و نفخ شكم و احتباس بول و براز و بيهوشى و بوى بد آمدن از دهن و سقوط اشتها و سردى اطراف و سختى جگر به اندكى درد و به روز دوم نهايت هفتم به هلاكت انجامد .
و چون در اين مدت زنده ماند باشد كه به روز پنجم يا هفتم بثور سرخ رنگ مائل به سياهى با خارش بر همهء بدن پديد آيد و بسا باشد كه ورم پس هر دو گوش ظاهر شود و در دو سه روز بىاستعمال دواى منضج نضج يافته اندرون حلق بشكافد و ريم از حلق و هر دو گوش و بينى برآيد و همان روز يا در دو سه روز به هلاك انجامد و اكثر به مجرد ظهور ورم عسر البلع پديد آيد و در دو سه روز به هلاكت رساند و باشد كه از بيرون و يا اندرون دهن شكسته همان روز منجر به نملهء زبان و مرى گشته در يك دو پاس به مرگ كشد و از هر چه قسم طعام و يا آب در دهن اندازند از بينى و سوراخى كه در ظاهر بود بيرون آيد يرقان وبائى باشد .
و اگر از علامات مذكوره هيچ يافته نشود و دوام يرقان و دوام علامات سدد و قلت نفع استعمال مفتحات از حقنه و غيره باشد بلكه هيچ دوا سود ندهد سببش روئيدن گوشت يا ثؤلؤلدر مجارى مذكوره باشد .
بدان كه شيخ مىفرمايد كه اكثر طبيعت اصحاب يرقان اصفر قبض مىباشد به سبب احتباس صفراى لذاع آگاهكننده بر دفع براز و كسى را كه يرقان باشد و بگذارد و علاج نكند و مادهء او تحليل نگردد بر آن خوف خطر است و بيشترى را از ايشان مرگ مفاجات به هم رسد و بدترين اقسام يرقان كبدى آن است كه از ورم بود و او آن است كه بقراط ذكر كرده كه چون كبد در يرقان صلب بود اين دليل ردى است .
و ايضا گفته كه از يرقان قسمى ردى است سريع الاهلاك و در بول صاحب او شبيه به كرسنه باشد و با آن عزز در شكم و تب و قشعريره ضعيف و ضعف در كلام بود و اين تا روز چهاردهم بكشد و در اكثر يرقانات زرد و سياه كف بول رنگين بود و هرچند بول بيشتر رنگين باشد آن حادتر بود و بر سلامت كبد و قوت آن و دفع كردن صفرا دلالت كند .
و هرگاه سبب يرقان سدى برودت يا تقبض باشد بر آن احوال گذشته و حال كل بدن دلالت كند .
و اگر سبب از خلط غليظ باشد تدبير سابق بر آن گواهى دهد .
و چون مدت بقاى بول سفيد يا كمرنگ با يرقان دوام نمايد آن بدتر است و خوف در آن آن است كه صاحب او را استسقا افتد بهر آنكه بر بودن سدد و از برودت دلالت كند و نبض در يرقان اصفر در اكثر احوال ضعيف بود بنا بر ضعف كبد ليكن ضعف شديد نباشد بهر آنكه صفرا خفيف حار است و صلب بود به سبب شدت يبوست و سريع نبود زيرا كه قوت چندان قوى نيست به سبب رداءت مزاج و با يرقان اصفر بيشتر عرق زرد خارج شود .
و گويند كه نشان وقوع يرقان رنگينى كف بول است و در اكثر سياهى بول بر حدوث يرقان گواهى دهد .
و به قول بقراط حدوث يرقان در حميات حاده پيش از روز هفتم ردى و مهلك است مگر آنكه با وى طبيعت از خود نرم شود و اين را يرقان قبل السابع گويند و اين از دفع طبيعت نباشد بلكه بر كثرت مادهء صفراوى و عجز طبيعت دلالت كند .
و ظهور يرقان در تب به روز هفتم يا نهم يا چهاردهم به شرط عدم صلابت شرسوف ايمن دليل خير است و با اين تب ساكن شود و مريض راحت يابد .
و به قول صاحب كامل چون حدوث يرقان از سوء مزاج كبد و عروق باشد دفعة حادث شود و اما حدوث انواع سائر يرقان اندك اندك بود و به مرور ايام زياده گردد .
و بدانند كه آنچه در يرقان زرد همه انواع سواى بحرانى و سمى نافع و اسلم است ترك اغذيهء مسدد و مولد صفرا و مقوى حرارت غريبه است و ترك گوشت و پيه و استعمال آبزنات مفتح و جالى و آب مروق كاسنى و مكوه و سرمقِ و شلجم و ترب و چقندر با سكنجبين نافع بلكه بقولات مذكور به روغن گاو پخته به نان خشكار خورانند و سكون در هواى خوش و نظر كردن در آب پرماهى و تربوز بريده و خيار و كدو فرو بردن ماهى خرد زنده و خوردن اشربه و اغذيهء سرد و نرم و مفتح سده و جالى و منضجه و ترياقات بارد و معتدل و تليين و ادرار و تعريقات به تدريج و دفعات و تقويات جگر به مقويات معتدله و بارده مفيد است .
و به قول شيخ الصناعة در علاج يرقان قصد دو امر نمايند :
يكى ازالهء نفس يرقان بدانچه تحليل او از جلد و از چشم به ادويهء غساله و به سعوطات
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص١١٨