تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
هضم فاسد و روى گردد پس چون طعام به سبب سوء ترتيب متغير شود واجب است كه نظر كنند به سوى جشاى مريض اگر مذهش باشد تدبير او تنقيه معده است به نوشيدن آب گرم بعد از آن تقويت به گلقند و مصطكى اگر جشا منتن بود ايضا تنقيه معده به تجرع آب گرم كنند بعده آب گرم بر معده ريزند بعد از آن تقطير او بيمبه‌ى ممسك و شربت را سن و شربت عود نمايند . و اگر جشاى دخانى باشد بعد تنقيه معده بشر آب گرم تطفيه‌ى حرارت او به رب به خوشبو و رب سيب و گلاب مسخن و مانند آن نمايند و آنچه از تدبير موافق عند ظهور تپ يا ظهور صداع يا ثقل ذكر كردم آن به جميع اقسام اين عام است . و گيلانى مىنويسد كه اگر سوء هضم حادث از قبل ترتيب غذا باشد آب گرم و شكر به مرات بنوشانند و گلقند عسلى و بعض جوارشات مسهله مثل شهرياران بدهند و بعد تنقيه خواب آورند و بعد بيدار شدن امر به رياضت نمايند و بعد از آن در حمام داخل كنند و آب گرم بر معده ريزند و غذا اندك سريع الانهضام مثل شورباى چوزه‌ى مرغ دهند . و صاحب كامل گويد كه در رداءت ترتيب غذا چون انسان تقديم غذاى غليظ بر لطيف يا حابس شكم بر ملين شكم نمايد و غذاى ثانى فاسد گردد قبل انحدار اول از معده قى استعمال كنند و معده را خاصه از غذاى ثانى كه فاسد شده پاك سازند و عقب آن سفرجل و كمثرى و تفاح براى تقويت معده و اخراج باقى غذاى غليظ بخورند . و اگر از تقديم غذاى حابس شكم باشد بايد كه بعض جوارشات مسهله و آب گرم به روغن بادام شيرين استعمال نمايند . و طبرى در اسباب خفيفه مفسد معده بيان كرده كه آنچه در آن اكثر مردم غلط مىكنند آن فساد ترتيب در اكل طعام است كه تقديم اخف اغذيه و تاخيرا غلظ آن يا تقديم و سم و تأخير ناشف يا يابس كنند و مؤدى به سوى استمرا و ديگر امراض مثل ضرب و سقوط شهوت و سحج و وصع معده‌ى دائمى و غير آن گردد و طريق علاجش آن است كه چون سوء استمرا يا فساد هضم محسوس شود آب گرم بنوشند تا غسل معده و تنقيه‌ى آن نمايد بعد از آن نظر كنند به حالتى كه بعد تنقيه‌ى معده حادث گردد يعنى عطش شديد يا مغص در موضع معده يا قراقر در امعا يافته مىشود يا نه اگر چيزى از اين نباشد بدانند كه معده لقى و صاف گشته . و اگر عطش قائم بود رب سيب خوشبو يا رب سفرجل خوشبو بدهند و غذا رمانيه به تيهو يا سينه‌ى كبك و مانند آن از مزورات سازند و كثرت آن نكنند . و اگر عطش بعد اغتذا ساكن شود بايد دانست كه معده طعام را قبول كرده و از نوشيدن نبيذ منع كنند تا طعام او هضم شود در اين دفعه بعد از آن نظر نمايند در دفعه‌ى ثانى كه عطش ظاهر شده يا نه پس اگر عطش ظاهر نشود و طعام هضم گردد به سوى عادت او برفق تدبير رد كنند . و اگر تشنگى بعد اغتذا ساكن نشود آب به اندكى شراب اندك اندك بنوشند تا عطش ساكن گردد و تدبيرش به همين طور نمايند تا آنكه هضم و شهوت او عود كند به سوى عادتى كه در صحت او بوده و دائم بربوب تعهد نمايند و مص سفرجل و نقاح خوشبو شيرين قبل طعام و ما بين تناول ربوب و تناول طعام نمايند و بعد طعام چيزى از به و سيب بخورند مگر آنكه طبع قبض گردد و اراده‌ى تعديل و تليين او باشد . و اگر تشنگى بعد نوشيدن آب گرم و تنقيه معده ساقط شود در معده ثقل محسوس گردد و براز و بول سفيد رنگ باشد بعد تنقيه‌ى معده حلنجبين به مصطكى و شربت عسل ساذج بدهند و امر نجائيدن مصطكى و كندر و كبابه و فرو بردن آب آن نمايند و چون اشتها ظاهر گردد طعام ناشف خفيف مثل صدور دراج يا كبك مشوى يا مطنجن بخورانند و بر آن اندك شراب كهنه بنوشانند و همين تدبير نمايند تا آنكه براز سرخ يا زرد گردد يا در ماروره رنگينى ظاهر شود مع سلامت مزاج معده برفق و تدريج به سوى عادت او رد كنند و در بعض اوقات اندك جوارش سفرجلى يافتد اويقون يا كمونى دهند و اين وقتى است كه سن عالى باشد . و اگر با وجود علوا و بارود المزاج باشد اين ادويه به طمانينت بدهند و اكثر اطبا استعمال مىنمايند جوارشات بر نهار و بر پرى شكم چون انسان محتاج به آن گردد و خطرى عظيم تر و سببى قوى تر در تهيج امراض و فساد مزاج معده و جگر از تناول فلافلى و ادويه‌ى حاده بر نهار نيست . و فاضل جالينوس و احباى او امر تبرك استعمال ادويه‌ى حاده حتى الامكان نموده‌اند . و اگر ضرورت داعى باشد عقب طعام محمود معتدل المقدار آن را تناول كنند و اسخان معده دفعه ننمايند كه مؤدى به آلام معده مىشود . و ايضا از غلطى عظيم آن است كه اطبا اشاره مىكنند به كسى كه سوء استمرا آن را حادث گردد به تناول جوارش حب الزمان و جوارش خوزى و نمىدانند كه از طعام فاسد پاك شد يا نه و آيا او راسخ و باقى است يا صاف و نقى گشت و آيا عقب نقاى او عطش حادث شد يا ساكن گرديد و آيا مزاج او گرم شد يا نه و حبس طبيعت او مىكنند و تفقد در تقليل غذا و اصلاح او نمىنمايند و طبيعت
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 414 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )