تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
قبض مىشود و هنوز فساد باقى مىباشد پس قراقر دوجع معده و امعا پيدا مىكند و گاهى از آن بخارات به سوى سر متصاعد مىشود و صداع شديد حادث مىگردد و يا فاسد مىشود طعامى كه قبل نقا خورده است و گاهى قصد مىنمايند كه طعام او حب الرمان يا سماق باشد و جوارش قابض مىدهند و اين سبب قولنج ملى مىگردد يا قراقر پيدا مىشود و طبع قبض مىگردد و تمدد حادث مىشود و گاهى غشى پيدا مىكند و سفوفات مقوى معده قابض طبع تناول نكنند مگر وقتى كه طبيب يقين نمايد كه عليل پاك گرديد غير آنكه معده‌ى او ضعيف گردد و بداند كه مزاج او متحمل آن است پس قدرى بدهند و اين از آن جمله است كه بر طبيب استقصا در آن و ترك باقى واجب است و اين اسباب در ابتدا ضعيف است و از آن امراض قوى پيدا مىگردد . و ايضا از اسباب مولد فساد هضم كه اكثر واقع مىشود اين است كه انسان قصد كند يا دواى مسهل بنوشد و معده ضعيف شود عقب فصد يا اسهال بعده طعام غليظ مثل لحم بقر و پنير و مانند آن بخورد يا آب بسيار بر آن بنوشد و آن مؤدى به فساد هضم و اسهال گردد بعد از آن قبل از نقا چيزى قابض بخورد و آن فضول محتقن شود و بسا است كه از آن كبد او ضعيف گردد و مؤدى به امراض مزمنه‌ى قتاله شود و يا عقب فصد و مسهل طعام روى مرخى معده مثل اليه يا شحيم يا قديد يا كوامخ عفنه بخورد و آن به استرخاى معده و فساد آن مؤدى گردد و در آن وقت به ادويه‌ى حاره علاج نمايد و آن فضول محتقن شود و سبب حميات خبيثه و صداغ قوى گردد و يا دوغ و ماست و مانند آن بخورد و فضول جمع شود و مؤدى به فالج و لقوه گردد و خلقى را ديدم كه فصد كردند و عقب آن ماست يا دوغ و فواكه رطبه تناول نمودند و لقوه يا فالج عارض شد و سبب در آن برد جرم معده و مشاركت دماغ به عصبه و ارتقاى بخارات رطبه بارده به سوى دماغ و قبول او آن راو استرخاى عصب و برد آن است و سبيل كسى كه فصد كند يا دواى مسهل بنوشد آن است كه طعام خفيف تر و صالح تر تا سه روز بخورد و بعد از آن به عادت خود رجوع كند و در اينجا سببى ديگر خفى تر از اين همه اسباب است و او آن است كه بدن به جماع يا دخول حمام گرم شود و در آن وقت آب سرد بنوشد و مؤدى به فساد مزاج معده گردد و سبيل كسى كه مزاج او به جماع يابد خول حمام گرم شود اين است كه صبر كند تا آنكه مزاج او تسكين يابد و گلاب استنشاق نمايد و بدان مضمضه كند . و اگر بر عطش صبر نكند جلاب ممزوج بنوشد كه او سخت سرد نباشد و از اين حال اجتناب نمايد كه من بسيارى را ديدم كه در اين تساهل نمودند و ايشان را سوء مزاج حادث شد و اين آن است كه جالينوس گفته بسا است كه مزاج انسان از شرب آب سرد در غير وقت او فاسد مىگردد و بسا است كه سوء مزاج حار از شرب او در وقت محمود صلاح مىيابد .

علاج فساد هضم به سبب معده

اگر از حرارت معده باشد آنچه در علاج امراض معده از سوء مزاج حار مذكور شد استعمال نمايند و يا شيره‌ى زرشك در عرقيات برآورده شربت انار سكنجبين داخل كرده بنوشند و جوارش صندل و جوارش كافور و شربت ليمو با عرق بيدمشك دهند و سكنجبين سفرجل با عرق فواكه نافع است و سك و صندل و گل سرخ و قدرى كافور در گلاب سائيده بر معده ضماد كنند . و سعيد بن هبة الله گويد كه چون طبيب تحقيق نمايد كه سوء هضم تابع سوء مزاج حار است به علاماتى كه او دريابد از شدت التهاب و عطش و هضم اغذيه عسر الانهضام و سهوكت آب دهن مريض را به نوشيدن ماء الشعير و بعد آن آب انار امر نمايد و تبريد مزاج به شيره‌ى تخم خرفه و آب تمر هندى و سكنجبين زمانى كند . و اگر عطش شديد باشد شربت غوره به آب بارد بنوشد . و اگر الهاب شديد بود قرص كافور به سكنجبين بدهد و صندل و گلاب و آب سماق و آب حى العالم بر معده طلا كند و غذا مزورات سازد و چون صلاح يابد چوزه‌ى مرغ متخذ به آب انار يا آب سماق بدهد و از اغذيه و اشربه‌ى حار حذر نمايد . و مجوسى گويد كه چون سوء استمراء با آروغ و خالى باشد آن از حرارت بود پس صاحب او را قرص و رد معمول به طباشير با شربت انار و شربت سيب و شربت ليمو بدهند و افضل از اين سكنجبين سفرجلى و شربت حصرم ممزوج به گلاب است و اين قرص حرارت معده و ضعف آن را نافع است طباشير صندل سفيد مغز تخم كدوى شيرين و مغز تخم بادرنگ و مغز تخم خيار و لحم خرفه‌ى هر روز درم گل سرخ هفت درم زرشك شش درم گل ارمنى چهار درم كافور يك دانگ سائيده به آب خرفه قرص به وزن يك درم سازند و دو قرص به رب غوره يا به دوغ گاو بخورند و اين قرص به سوء استمرا كه از حرارت باشد نافع است گل سرخ زرشك هر واحد شش درم گل ارمنى صندل سفيد
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 415 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )