تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١

ذكر امور موافقهء معده

اما بهترين اغذيه براى معده آن است كه در آن قبض و مرارت بلاحدت و بدون لذع باشد و اما اصحا و نفع يابند در تقويت معده به قبواض و بر محمومين واجب است كه افراط در استعمال قبواض و بدانچه قبض او شديد باشند ننمايند كه اينها به تخفيف افواه معده آنها تخفيف ضار و تسديد مسالك مواد و امتناع آن از خروج مىكنند و اين شديد الاضرار است و لهذا مىبايد كه اقدام بر هليله و مانند آن در حميات نكنند مگر بعد نفنج تام پس اگر لا بد از آن باشد برفق استعمال نمايند و از اغذيه براى ضعف معده به قول جالينوس پوست اندرون سنگدان ماكيان است و ترك جماع در تقويت معده بسيار نافع است و از تدبير موافق براى اكثر معد و استعمال قى در هر ماه دو مرتبه است حتى كه در معده خلط بلغمى جمع نشود مگر كسى را كه موانع از قى باشد چنانچه در كسانى كه ايشان را قى الدم اكثر عارض شود و سهل تر قى آن است كه ترب و ماهى بخورند تا آنكه چون عطش بسيار شود بر آن سكنجبين عسلى يا شكرى به آب گرم نوشيده قى كنند و واجب نيست كه بر آن زيادت نمايند و طبيعت معتاد قذف فضول به سوى معده گردد . و بدانند كه قى سهل خفيف غير عنيف و غير متواتر در دولت حاجت شديد المنفعت است و از تدبير موافق براى اكثر معده اقتصار طعام بر يك نوبت به غير امتلا در آن نوبت سست و اما موافق ترين معده مويز شيرين است بنا بر آنكه در آن جلاى معتدل است و او مسكن لذع اندك عارض معده به جلاى خودست و لازع بسيار محتاج بقوى تر از آن دست و حب الآس نافع معده است . و ايضا كبر مطيب و از بقول كاهو است براى معده مائل به حرارت و همچنين شاهتره و اما كرفس عام النفع است براى معده و كذلك نعناع و راسن مربى به سركه و از آنچه بالخاصيته موافق معده و مرى است تعليق سنگ شيب است حتى كه مجاور معده باشد چه جائى كه آن را در معاجين داخل كنند يا به وزن نيم درم از آن بخورند .

ذكر امور مضر به معده و امعا

بدان كه اكثر امراض معده تابع تخمه مىباشند پس احتراز از آن نمايند و از اسباب او از اغذيه‌ى غير موافقه در كميت و كيفيت او و بودن او غير معتاد و از امويه و سياه مانع جودت ، هضم اجتناب كنند . و از اعداى معده امتلاى طعام است و لهذا بدن ممتلى از طعام فربه نمىشود زيرا كه طعام از نيك نهضم نميگردد پس بدن از آن تازگى حاصل نمىنمايد و اما ممسك از طعام كه به آن بقيه از شهوت باشد فربه مىشود بهر آنكه معده‌ى او هضم طعام تيك مىنمايد . و بدان كه طعامى كه فى نفسه موافق معده نباشد نه به سبب اجتماع او با غير او يا آن موافق نباشد به سبب كميت خود و يا به سبب كيفيت خود و هر واحد از آن اگر به سبب غليان مصعد او به سوى فوق و يا حدوث رياح در آن و يا حصول جسمى تحت غذا و رفع آن به فوق چنانچه عند الكثار آب مائل نجفت باشد طافى گردد و استدعاى دفع به قى نمايد . و اگر مائل به ثقل باشد را سبب گردد و استدعاى دفع به اسهال نمايد و گاهى بعضى از آن طافى گردد به سبب اختلاف او در خفت و ثقل يا اختلاف حركات رياح كه در آن حادث شود استدعاى قى و اسهال هر دو نمايد . و بدان كه منع ثفل و ريح عظيم الضررست و بسا است كه ثقل آن رابه فوق رو كند حتى كه به سوى معده عود كند و ايذى عظيم رساند پس گاهى از آن مثل ايلادس هيجان نمايد و كرب و سقوط شهوت حادث كند . و ايضا گاهى ريح به سوى معده ارتداد نمايد پس بخار او به سوى دماغ مرتفع شود ايذا شديد رساند و آنچه در معده است فاسد كند . و بدان كه هر آنچه در آن با حرارت قبض نباشد از عصارات خصوصاً و در غير او عموماً براى معده ردى است و جميع روغن‌ها مرضى معده و غير موافق است و سالم تر آنها زيت و روغن پسته و روغن گل است و از ادويه و اغذيه‌ى ضاره به معده در اكثر امر مغز چلغوزه است و چغندر و بادروج و شلجم غير مهذا به طبخ و حماض و سمرق و بقله‌ى يمانى مگر به سركه و مرى وزيت و از اين قبيل است حلبه و كنجد كه آن هر دو مضعف معده‌اند و شير و عسل و خربزه مضر معده است و كذلك افحاخ و ادمغه از شرابها آنچه غليظ حديث باشد و از ادويه حسب عرعر و حب الفقد و اقحوان است . و بدان كه جميع ادويه‌ى مسهله و جمله آنچه معده را پر كند ر دى است و جماع معده را مضرترين اشيا است و ترك او از انفع اشيا باشد و قى عنيف اگرچه از جهت تنقيه نفع مىكند ليكن