تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
نيكوست و يا گندم و باديان و حلبه و تخم كتان در راتينج به آب طبيخ انجير آميخته بنهند و يا حلبه چهار ماشه بزر كتان دو ماشه آرد جو گل خطمى هر يك چهار ماشه تخم مرو شش ماشه انجير زرد دو عدد بموم روغن آميخته يا تنها ضماد كنند و يا برگ نيم و يا پياز پخته بربندند . و به قول صاحب كامل اگر امر ورم آئل به جمع مده گردد انجير سفيد لحيم با قدرى روغن زرد و آب گرم بسايند كه مثل مرهم گردد ضماد نمايند . و ايضا بحلبه و بزر كتان و كنجد باريك سائيده در شير انجير سرشته ضماد كنند و يا تمر هيرونى تخم دور كرده سوده در آب و روغن غنم بپزند بعده ميعه سائله و بعر غنم و خرء الحمام باريك سائيده و راتينج داخل كرده برهم زنند تا مثل مرهم گردد حتماً نمايند و بعد از نفج منفجر سازند و چون از مده پاك گردد مرهم مدمل مثل مرهم سفيلاب نهند و شيخ الرئيس نوشته كه چون پستان را ورم جامع عارض گردد از ادويه‌ى جيده اين است كه بزر كتان و كنجد و بيخ سوسن وسيعه‌ى سائله و پشمك برد و سرگين كبوتر و نطرون وراتينج مساوى بگيرند و بكوبند و به روغن كنجد و روغن خيرى و مغز ساق بقر ضماد نمايند . و اگر خواهند مضيحج در اين داخل كنند . و اگر حاجت شكاف افتد بشكافند و در نسخه‌ى انجير خشك و مغز ساق بز حوض مغز ساق گاو و در نسخه‌ى ديگر موم است و بعد شكاف جراحت را بدانچه درويش دهان و زبان گفته شد معالجه نمايند كه علاج جراحات اندام نازك يكسان است و باقى هر چه دردبيله و مطلق خواهد آمد حسب حاجت به كار برند .

قروح و آكلهء ثدى

علاج قروح پستان مثل علاج قروح فم و زبان نمايند و رصاص محرق نافع قروح ثدى است و خوردن به قله قثاى برى يا نوشيدن عصاره‌ى او دكزا نهادن روغن زيت در صلايه‌ى وصا حل كرده نيز نافع و صابون القاف خشك كرده سائيده بر قروح ذر در ساختن مجرب سويدى است . و گويند كه نبيند عفص زرين به آب منفعت عظيم دارد . و به قول شيخ براى قروح خبيثه كه لحم ثدى را بخورد بگيرند نبيند قابض بست جزو در آن سماق و بافين يك جزو مازو خام نيم جزو و سليخه نيم جزو و جوزا سرو يك جزو نر كننده تا بست روز بعده جوش دهند و به چوب سرو بگردانند تا نصف بماند ماليده صاف نموده باز بر آتش طلائم غليظ سازند و در شيشه بدارند و بپر مرغ بر موضوع طلا كنند و اين روغن براى جميع قروح كه در اعضاى خود مثل دهن و زبان و غيره باشد نيكوست و اكال را منع كند و اصلاح او نمايد .

حكهء ثدى و شقاق آن

خارش كه در پستان حادث شود انجير را با سركه‌ى خمرسرشته طلا كنند بعده بطيخ كرفس نطول سازند و بر كامل محجمه گذارند و باقى تدبير حسب حاجت از آنچه در مكه طلاق خواهد آمد اخذ كنند و شقاق كه بر پستان و شكم و ران‌هاى زنان پديد آيد طين قيموليا و كندر مساوى كوفته به روغن گل سرشته ضماد كنند و يا رماد سلحفاه بحرى بسفيده بيضه سرشته نهند و آنچه در شقاق مطلق ذكر خواهد يافت موافق احتياج به عمل آرند .

حفظ ثدى از عظم و منع او از سقوط بر صدر

هر زنى كه اراده‌ى آن نمايد كه پستان او مكتبر بماند دخول حمام كم كند و كذلك صبيان اگر اراده‌ى بقاى صغر خصيتين آنها باشد . و حكيم شريف خان مىنويسند كه گاهى عارض مىشود ثديين را عظم و سقوط و آن از عيوب است و علاجش بجميع مبردات مجمد و مجففات مقبض و مضيقات عروق او و مخدرات كنند . و اين دوا جامع است و عجيب : گل قيموليا و مازو سفيده‌ى در زير و بزر البنج با سركه بر خرقه‌ى كتان ماليده ضماد سازند تا سه روز . و اگر افيون و نان با سركه ضماد كنند نيز پستان را از بزرگ شدن بازدارد و همچنين كند رودغ سوخته و آرد جو كوفته بيخته با سركه سرشته در هر ماه سه بار طلا كردن و برگ و يار و گل و پوست انار باريك نموده يك شبانه روز در آب تر نمايند روز ديگر چند جوش داده صاف نموده چهارم آن روغن تلخ اضافه كرده بجوشانند تا آب قانى گردد و روغن بماند قدرى بر پستان مىماليده باشند پستان را محكم سازد . و به قول شيخ بگيرند