تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
انتها جلد و اكليل الملك و بابونه صرف براى تحليل و ديگر محللات استعمال نمايند و يا گل خطمى بزر كتان عنب الثعلب كوفته بيخته روغن گل آميخته ضماد نمايند و يا تخم كتان بابونه اكليل الملك كنجد باريك بسايند و بقيروطى موم سفيد و روغن گل آميخته طلا كنند و يا بابونه است تمر هندى مرز بخوش آرد جو حلبه گل خطمى تخم مرد هر يك شش ماشه اكليل الملك چهار ماشه آرد باقلا نه ماشه به شير گاو چهار توله پخته روغن گل داخل كرده ضماد نمايند كه در انتها معمول است و چون عليه بزر كتان استه تمر هندى مقشر گل خطمى آرد جوهر يك شش ماشه انجير زرد چومار عدد دو شير گاو نيم پاو مثل مرهم پخته زرده‌ى بيضه‌ى مرغ روغن گل داخل كرده ضماد كنند اگر ماده كم باشد تحليل كند . و اگر زياده بود نضج و نفجر سازد . و بدانند كه گاهى به سبب انجماد شير در پستان ورم گرم پيارا مىشود و آن از سرخى و درد و سختى و انتفاخ پستان معلوم مىشود در اين صورت بايد كه پارچه به گلاب و سركه تر كرده بر پستان نهند و چون گرم شود تجديد نمايند و از آرد جو آرد باقلا مغاث به آب كشنيز سبز و آب خرفه سبز و زرده بيضه مرغ ضماد كنند . و اگر خراطين يا سراطين زنده را بكوبند و بر پستان به بندند در تحليل ورم حار پستان و گداختن شير بسته فائده عجيب كند و مجرب است و يا كاهو در سركه سائيده ضماد نمايند و يا اكليل الملك و رسوب در آب عنب الثعلب سبز سائيده ضماد نمايند و يا آرد مونگ آرد باقلا هر يك شش ماشه به آب عنب الثعلب تازه دو توله ضماد كنند و گاهى آب كشنيز تازه و زرده بيضه‌ى مرغ و روغن گل مىافزايند و قدرى سركه به آب نيم‌گرم آميخته نطول سازند . و اگر خاكشى ديدار ماشه به عرق شاهتره شش توله عرق عنب الثعلب شش توله اندكى نموده شيره‌ى خيارين شش ماشه شربت بنفشه دو توله داخل كرده بدهند و آرد باقلا عدس مقشر تخم كاهو آرد جوگل سرخ گل ارمنى سائيده و روغن گل و سد كه آميخته ضماد كنند ورم را كه به سبب زيادى تكثير باشد دور نمايد و وقت انتها و سكون حرارت و وجع محللات سابقه ضماد نمايند با بابونه گل بنفشه اكليل الملك سائيده در روغن گل و سوم گداخته‌اند آميزند و ضماد كننده و يا برگ پودينه و برگ عنب الثعلب به سركه و روغن گل پخته ضماد نمايند و وقت انحطاط بابونه قيصوم تمام اكليل الملك عنب الثعلب بنفشه جوشانيده صاف كرده نطول سازند و بعضى مثبت جلسه جيد بيدسترمى افزايند . و اگر ماده تحليل نپذيرد و جمع گردد علاج دبيله‌ى پستان . و اگر ورم به سبب كوفتگى پستان حادث شود در ابتدا بعد فصد باسليق همان جانب ضمادى كه در جمود لبن براى رض ثدى مذكور شد به عمل آرند و از آب نيم‌گرم تنطيل نمايند و شانه رويا بستگى بر آن كشنده در روزى هفت هشت بارويا از آرد باقلا و جو مقشر هر يك يك نيم توله و مونگ مقشر و توله در شير بز ضما كننده و يا برگ انار بر تابه پخته نيم‌گرم بندند و بعد زمانه ابتدا هر چه مناسب وقت تزيد و انتهاى ورم دست به عمل آرند و گلقند در عرق عنب الثعلب ماليده و صاف نموده خاكشى پاشيده نوشيدن براى تپ و درد كه از ضربه ثرى عارض شود نافع است و كذا ضماد زرده بيضه و روغن گل و كذا آرد باقلا در آب پخته مفيد دور جمع پستان ادرار طمث و تفهميد بحلبه و بزر كتان و روغن گل نافع است .

اقوال اطبا :

[ حكيم على ]

حكيم على گفته كه در ابتداى ورم پستان صندل جوز القى برگ حنا به آب عنب الثعلب سائيده طلا كنند كه ردع به قوت مىكند و در وسط بهر نضج به برگ و گل خطمى و امثال آن ضماد نمايند . و اگر حاجت باشد مرهم اشق آميزند تا زود نضج دهد و چون بشكافد بمراهم مدمله علاج مىكنند و در شرح قانون نوشته كه اگرچه اورام ثدى به اورام سائر اعضا از وجوب ردع در ابتدا و تحليل در آخر و خلط اين هر دو تدبير ميان اين هر دو وقت برابر است ليكن اين اورام را خصوصيتى است و آن اين است كه روادع آن واجب است كه با ملطفات باشند و سبب اين استعداد در ثدى براى انعقاد دم است بنا بر آنكه با وجود حرارت او تحلل اجزاى لطيف خون به سبب سخافت جرم او سهل است . و از اينجاست كه شيخ و غيره مىنويسند كه در ابتداى ورم حار پستان بروادعات علاج كنند و به آن اندك ملطفات آميزند و اين مثل تكميد به سركه‌ى خمر مع آب گرم است يا ضماد اندك روغن گل و آرد باقلا به سكنجبين و يا برگ عنب الثعلب كوفته به روغن گل آميخته و چون از ابتدا اندك تجاوز كند يعنى بعد سه روز به اضمده‌ى كه در باب امتداد و جمود دم گذشت علاج كنند و اين طلا بسيار نيكوست آرد باقلا اكليل الملك سائيده در روغن كنجد آميخته به آب شيرين طلا نمايند . و ايضا در آخر نان خشكار كوفته و آرد جو و باقلا و حلبه و خطمى هر واحد پنج جزو زعفران دو جزو مُر سه جزو به زرده‌ى بيضه آميخته ضماد نمايند . و ايضا طلاى بزر كتان سائيده به سركه نافع است و بسيار باشد كه به ورم ثدى منحل گردد و موضع خوف ذات الجنب بود پس حيله كنند در آنكه به بزرقطونا اين ورم را جمع نمايند و بر سر ورم نهند سواى حوالى آن و حوالى اسفل او روادع نهند و در ابتداى وجع تكميد نكنند كه رقيق تحليل شود و غليظ باقى ماند و آن خطاست و چون سر پستان درد كند فصد نمائيد و به مثل صندل و اقاقيا طلا كنند تا سرطان حادث نگردد . و لهذا گفته‌اند كه حلمه به سبب قلت رطوبت او براى حدوث سرطان اولى است و از اين جهت مىيابد كه در ابتداى حدوث وجع در آن مبادرت نمايند به استفراغ ماده و تقويت جرم آن تا تورم قبول نكند و بدان سبب مستعد سرطان نگردد بولس گويد كه چون شير در پستان ببندد و ورم كند به آرد خشكار و تخم كتان ضماد كننده و تكميد به آب گرم مفيد است و پستان
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 337 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )