تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
بيشتر از غير او بود خواه اراده استفراغ خلط از آن كنند و يا اراده تبديل مزاج آن نمايند و احتياط آن است كه هر دوائى كه به كار برند مبدل يا مستفرغ مركب بايد كرد چيزى كه روح را قوت دهد و بدل مخصوص باشد . اما استفراغى كه مثل فصد است اقدام بر آن بخلط تدابير ديگر معين محتاج نمىگرداند بلكه اكثر آنچه در آن لازم بود اين است كه افراط در آن نبايد كرد تا موجب سقوط قوت نگردد و انعاش قوت نمايند اگر به سبب فصد اندك ضعيف گردد و به اشياى ناغش قوت مثل مضرحات و مقويات مناسبه چون به سبب مزاج بارد يا حار ضعيف شود و اين امريست كه مختص بدان صرف اخراج خون نيست بلكه جميع استفراغات است و اگرچه در اخراج دم اين احتياط شديدترست به جهت آنكه خون ماده ارواح است اگر در اخراج آن افراط نمايند ضرر به حيات رسد اما اگر در آن قصر نمايند مع وجوب آن ضرر شديدتر باشد زيرا كه افراط در اخراج آن مضعف است و اضرار آن به تدريج باشد و اين ضرر در اكثر اوقات ممكن التدارك است و تقصير در آن مع وجوب او دفعه بخنق هلاك ميگرداند و سببى كه به آن استغنا از اصناف تدبير ديگر حاصل شود آن است كه اخراج خون بدوا نيست كه بر قلب وارد شود و با وجود آن بيشتر امتلاى قلب از دم يا بخار مىباشد و از ضرر اين همه فصد خلاص مىگرداند اما بايد كه ضرر امتلائى دموى از فصد باسليق است و ضرر امتلاى بخارى دخانى از باسليق چپ دفع كنند . و اگر از فصد مانعى باشد حجامت بين الكتفين نمايند و اما سائر استفراغات كه به ادويه باشد واجب است كه مخلوط نمايند به تدبير مذكور در فصد تدبير ديگر را به جهت آنكه اكثر ادويه مسهله مضاد بدن و قلب‌اند و خالى از قوت سميه نيستند پس لازم است كه به آنها ادويه قلبيه خلط و جمع بنمايند و آن ادويه ايست كه قلب را قوت مىدهد به خاصيتى كه در آن است غايت آنكه با دواى مستعمل در استفراغ خلط قلبى ادويه ترياقيه فادزهريه مناسب قلب اندكى داخل باشند و اكثر نفع مىيابند از اين ادويه به تقويت دل و روح بلكه اكثر منفعت آنها بجت ديگر نيز مىباشد و اين آن است كه ادويه مستفرغه را نافذ مىكنند به سوى قلب و باز مىدارند آنها را از غير او و در فصد و اسهال رعايت تپ و غير تپ مرعى دارند . و اگر در معده ضعف باشد رعايت وى ضرور شناسند . و اما تبديل مزاج متوجه مىشود تدبير او يا به نحو تبديل بارد يا تبديل حار يا تبديل حار رطب يا تبديل يابس و چون اراده‌ى تبديل مزاج بارد كنند بايد كه اختيار نمايند ادويه حاره را و مخلوط نمايند به ادويه قلبيه حاره برعايت آنكه از آن تحريك عنيف مر خلطى را كه در قلب است واقع نشود به حدى كه تمديد جرم قلب از تمديد ماده‌ى مورمه و غير آن نمايند . و اگر اراده‌ى تبديل مزاج حار نمايند و حاجت تبريد باشد اقتصار بر ادويه بارده‌ى صرف نشايد به جهت آنكه جوهرى كه قلب را لمى و مخلوق شده و آن روح متكون در آنست جوهر حار است به حرارت غريزى غير حرارت ضاره به بدن و او را از سوء مزاج حار قلب تقليل و تحليل و تدخين و تكدر عارض مىگردد و با اين همه چون بر جرم قلب ادويه مطفى بارد صرف وارد كردند و به ادويه حار قلبى كه از شان آنها تقويت حاد عزيزيست به خاصيتى كه مصاحب حرارت آنها است مخلوط نباشند ممكن است كه ضرر باصل يعنى روح رسانند و موجب اطفا و افناى مابقى آن گردند و اگرچه نفع بفرع يعنى جرم قلب نمايند پس نفع تعديل حرارت جرم قلب هنگامى كه به آن حرارت روح منطق گردد چه باشد يعنى به حقيقت نفع نيست پس صواب آن است كه ادويه‌ى گرم كه بدل مخصوص است به ادويه سرد بياميزند و لهذا متقدمين خالى نگذاشته‌اند معالجه سوء مزاج حار قلب را از خلط ادويه بارده به ادويه حاره‌ى قلبيه به جهت وثوق به آنكه اگر طبيعت قوى باشد تميز نمايد ميان مبرد و مسخن و برساند مبرد را به سوى قلب حار و حار قلبى را به سوى روح تعديل آن و تقويت به اين حاصل گردد پس در دواى مخلوط دو امر جمع شوند يكى تعديل حرارت قلب به كيفيت بارده‌ى مزاجيه كه براى بعض اخلاط باشد و دوم تقويت حرارت غريزى كه براى روح بود و حفظ آن هر دو از تضرر ببردند كور و چون بيابند دواى معتدل كه تقويت روح به خاصيت نمايد يا قريب به اعتدال باشد مثل گاو زبان استعانت بدان جويند بهر آنكه دواى مضر و بهتر از مركب و خفيف ترست زيرا كه طبيعت در استعمال هر واحد از منفعت او در موضع لائق آن متحير نمىگردد و به جهت آنكه بر دواى مركب صناعى بيشتر فائض مىشود خاصيتى كه متوقع نباشد و در اين هنگام احتمال آن است كه اين خاصه ضار باشد و مع لك مدت و فرصت براى تجربه و امتحان وسعت ننمايد به خلاف دواى مفرد . و اگر طبيعت ضعيف باشد هيچ تدبيرى نفع نبخشد يعنى نه ادويه صرفه سود و بدونه مخلوط و ليكن استعمال مخلوط در اين صورت نيز بهتر است و گاهى طبيب محتاج مىگردد به استعمال ادويه حاره قلبيه به سبب ثقل جواهر اكثر ادويه‌ى بارده و قلبيه و قلت نفوذ آنها و ميل آنها بالطبع به سوى ثبات بدون نفوذ پس اين محتاج گرداند به خلط ادويه‌ى قلبيه حاره نافذه با ادويه بارده جهت تنفيذ قواى آنها به سوى قلب از اينجاست كه زعفران را در قرص كافور داخل مىكنند تا آنكه قوت زعفران تاثير كافور و سائر اجزا را به قلب براى تعديل مزاج او به زودى برساند بعده قوت طبيعت منع نمايد زعفران را از قلب و يا استعمال كند او را در تقويت روح و اقراص كافور گاهى استعمال مىكنند براى