تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
در مزاج باشد و منقيات حاره ضرر بخشد و بارده نفع ننمايد آن وقت بگيرند شس روباه خشك و باديان و رب السوس و عصاره‌ى پرسياوشان بكوبند و با شيره‌ى شكر غليظ بسرشند و بخورند كه به غايت نافع است و گاهى در اين مرض استعمال انواع بخورات مجففه به قمع مفيد بود و هرگاه از اين تدابير گرمى بسيار به هم رسد چند روز به قرص كافور علاج كنند و بعد از آن به مجففات عود نمايند و اما اغذيه دراج مطيب ابازير و اناديه دهند و رياجين دائم ببويند و خواب و آرام و سكون لازم گيرند و خضب و ضجر و غم ترك نمايند و از آنچه در ابدان و بلدان مختلفه بارها تجربه كردم اين است كه صاحب اين مرض لازم گيرد تناول گلقند شكرى تازه هر قدر كه تواند هر روز حتى كه با نان و بعد از آن رعايت كنند در امر او پس اگر تنفس تنگ گردد و به سبب تجفيف گل سرخ شربت زوفا به قدر حاجت بياشامند . و اگر تپ اشتعال نمايد قرص كافور بخورند و اين علاج را تغيير ندهند كه به اين علت صحت حاصل مىشود . و اگر خوف تكذيب نمىبود در اين معنى عجائب حكايت مىكردم و بيان مىنمودم مبلغى كه استعمال او كردم وزنى مسلوله را اين علت دراز گرديد و وارثان او مىخواستند كه براى او جهاز موت مهيا كنند و برادر او بر سرش ايستاد و به اين علاج گلقند مدتى دراز علاج او كرد پس شفا يافت و فربه گشت و نتوانم گفت كه چه مقدار گلقند بوى و او ترسم كه استوار ندارند و گاهى به سبب بيس و ذبول مفتقر به استعمال شير يا دوغ مىباشند به جهت آنكه درمان هر دو تغذيه و ترطيب و تعديل خلط فاسد بد نيست و تغريه به جنسيت آن و تنقيه و جلاى صديد و مده به مائيت آن است بلكه بيشتر آن است كه به اين تدبير قروح رديه شفا مىيابيد اگر در تدبير او قصد تصليب و قرحه نباشد و طريق استعمال آن هر دو مسطور شد و اما اغذيه‌ى مسلولين مغزيات است مثل نان سميد و اطريه‌ى جادرسيه‌ى برنج نيز منقى و منبت لحم است و آش‌جو جيد الطبخ مغرى و منقى و صالح عند شدت حمى است و خصوصاً با سرطان و يا بقول بارده و عدس نيز و حريره‌ى متخذ از نشاسته و تخم خيار و خرپزه تسهيل نفث مىكند . و اگر تپ خفيف باشد مثل كرنب و هليون در متقيات نيست . و اگر ماهى شور يك مرتبه بخورند جهت تنقيه نافع است و چون قرحه‌ى خبيث باشد از هر چيز شور اجتناب نمايند . و اگر تغذيه به گوشت نمايند به مثل لحوم يهود و ماكيان و دراج و قنابر و گنجشك غير سمن يعنى بى چربى كنند و بهتر مشوى و كباب آنها است تا آنكه به تخفيف و الحام آن زياده باشد و پاچه به سبب لزوجت و ماهى مكسبب نيز بهترست . و اگر اشتهاى شوربا بود آن رابه عسل مخلوط سازند و ادخال حمام قبل از غذا و بعد او اگر در كبد سدد نباشد جائز است كه تسمين و تقويت مىنمايد و آب مشروب ايشان آب باران است و ماء العسل كه از آن سازند و اصحاب سل را اكثر نفث الدم عارض مىشود و از اقراص جيده براى او اين است كه بگيرند گل مختوم سه درم باقى همان اجزاست كه در قول

مسيحى

گذشت ليكن در اينجا تخم خرفه ده درم بسد پنج درم زياده است و نوشته كه به آب خرفه يا آب گل سرخ تازه سرشته اقراص سازند و به آب قثا يا آب باران بخورند و اكثر مسلول به سقوط لهات به سبب ترطيب او ببخار ريم مبتلا مىگردد و در نخير و غطيط از قبيل او واقع مىشود و گاهى احتياج مىافتد به قطع او .

انتباه : [ نحوه‌ى استعمال ادويه‌ى حار ]

آنچه شيخ به استعمال بعض ادويه‌ى حاره‌ى مثل قوقايا و كمونى و غيره امر فرموده به قول حكيم شريف خان لا بد است در استعمال اين ادويه كمال ادراك و كمال قوت بدن در ابتدا و الا ضرر شديد نمايند خصوصاً در قرحه‌ى و لا سيما درا نام هند كه آنها در اكثر ضعيف القوىاند و حتى الامكان استعمال ادويه‌ى حاره به هر طريقى كه باشد نشايد كرد . و اگر احتياج او گردد بعد تسكين حرارت و بالتدريج و به تدارك از ادويه‌ى بارده به عمل آرند .

[ ايلاقى و جرجانى ]

ايلاقى و جرجانى گويند كه علاج سل مشكل است زيرا كه علاج تپ به اشياى بار در رطب بايد و علاج قرحه به چيزهاى حار يابس و ميان هر دو ضديت است اگر به علاج قرحه مشغول شوند تپ و خشكى و ذوبان بدن زياده گردد . و اگر به علاج تپ متوجه گردند به سبب رطوبت قرحه تازه بماند و تدبير صواب آن است كه اول تسكين حرارت تپ به سرعت نمايند تا علاج قروح به زودى توان شد و يا ادويه‌ى صالحه‌ى قروح با شربه ادويه‌ى مسكن تپ مخلوط سازند و يا گاهى به علاج اين و گاهى به علاج آن مشغول شوند مثلًا يك روز علاج تپ و يك روز علاج قرحه يا هر روز صبح علاج قرحه و شب علاج تپ نمايند و هركدام را كه غلبه زياده باشد اول به علاج آن مشغول باشند و ممكن نيست كه قروح ريه مندمل گردد ليكن اگر علاج با صواب كنند ممكن است كه قرحه بايستد و فساد زياده نگردد و علاج صادق كه در آن اميد سلامت است اين است كه در روز اول كه خون از نفث برآيد و معلوم گردد كه اين خون از جراحت ريه آمده است فى الفور پيش از آنكه ورم كند مبادرت به علاج آن نمايند چنان كه جالينوس گويد كه هركه را خون به نفث از شش برآمد و آن را روز اول يافتم و علاج كردم شفا يافت هركه را روز اول نيافتم احوال او مختلف شد و آن علاج در علاج نفث الدم از جرم ريه مسطور شد به عمل آرند پس هرگاه جراحت ريه ورم گبرد و ريم كند و تپ و سرفه لازم شود براى تپ ماء الشعير