تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
و مغز تخم بادرنگ بريان هركدام چهار درم همه را كوفته بيخته كافور قيصورى نيم درم اضافه ساخته با لعاب اسپغول با لعاب بهدانه سرشته اقراص سازند هر يك به قدر مثقالى و يكى از آن با شربت حب الآس بخورند و سفوف الطين در اين كار آزموده است . و اگر قرص طباشير سك و قرص خشخاش هر يك نيم مثقال با رب آس دهند به غايت مفيد است و يار اين سفوف بدهند اسپغول تخم و تخم ريحان تخم خرفه‌ى بريان هر يك ده درم تخم حماض صمغ عربى نشاسته‌ى بريان گل ارمنى هر يك چهار درم حب الآس بريان سويق جو سويق نبق و غبيرا تخم زرشك هر واحد شش درم شاه‌بلوط بريان پنج عدد سواى به زور همه را بريش كوفته صبح و شام به وزن دو درم به شربت آس و آب سرد بخورند و غذا چوزه‌ى مرغ و تيهو به ماش مقشر بريان يا زردى بيضه‌ى برشته يا برنج سرخ مع جاورس مسحوق مطبوخ به مغز بادام مقشر بريان باريك سوده بدهند و همه آنچه براى اصحاب تپ دق كه به آن اسهال باشد ذكر يابد به كار برند .

[ مسيحى ]

مسيحى گويد كه چون سل قرحه است در ريه مع تپ لازم در اكثر امر پس واجب است كه براى معالجه‌ى قرحه اشياى حاره يابسه و بهر معالجه‌ى تپ چيزهاى بار در طب استعمال نمايند خصوصاً چون بدن نحيف شده باشد و هر واحد از اين دو غرض مضادست مر ديگرى را و مانع از استعمال او است و لهذا تدبير اين مرض صعب و عسر القبول برابرى دست پس اگر با قرحه‌ى ريه تپ نباشد افضل اشيا نوشيدن شير است تنها يا با شكر و كذلك نان بادى بخورند و صالح ترين اغذيه بيضه‌ى نيمبرشت به عسل و حريره‌ى آرد جو و شكر و بادام و روغن بادام است و در بعض اوقات لحوم طير و لحوم خفيفه بخورند و شراب رقيق ممزوج بنوشند و استحمام قبل طعام در بعض اوقات و بعد طعام در اكثر آن به آب شيرين غير حار و دخول آبزن نمايند و از لينت طبيعت حذر كنند و هرگاه نرم شود به سفوف صمغ طباشير گل ارمنى حب الآس مساى كندر پرسياوشان هر واحد ربع جزو تدارك نمايند و سه درم از آن به شربت خشخاش يا به رب آس بدهند . و اگر سل با تپ باشد شير در آن استعمال نبايد كرد و بدل او ماء الشعير محكم الصنقه به اين طور دهند كه كشك جو بكوبند در آب پخته آبش بيفشارند و سراطين نهرى گرفته پاى آنها قطع كنند و به آب خاكستر و نمك پس به آب شيرين بشويند و با كشك در ديگ انداخته به آتش ملايم بپزند در بعض اوقات اكارع حملان با كشك جو بپزند و از آب او بياشامند و در بعض اوقات بيضه‌ى نيمبرش و در بعض آن ماهى تازه كباب كرده يا شورباى او و در بعض آن حريره‌ى نشاسته و روغن بادام و نبات بدهند . و اگر سرفه اذيت دهد قدرى تخم خشخاش سوده در ماء الشعير و در حسوء وقت طبخ داخل كنند و آبزن معتدل استعمال نمايند و بر سينه و مفاصل روغن بنفشه بمالند بعد خروج از آبزن و راحت و سكون لازم گيرند و هر چه توب آرد و از جماع يا غضب يا سهر و غيره اجتناب نمايند اين قرص استعمال كنند مغز تخم خيار مغز تخم بادرنگ هر واحد پنج درم تخم خرفه اصل السوس گل سرخ هر يك چهار درم طباشير سرطان سوخته نشاسته كتيرا هر واحد دو درم به قدر مثقال قرص سازند و يكى بخورند . و اگر از سر فضول متحدر شود تنقيه‌ى بدن واجب بود . و اگر ضعف قوت وحدت تپ باشد اين مطبوخ بنوشند مغز خيارشنبر پنج درم بنفشه‌ى خشك ده درم مويز منقى بست درم عناب ده عدد سپستان بست عدد در چهار رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند صاف نموده يك رطل فانيذ و ثلث رطل روغن بادام داخل كرده بپزند تا قريب انعقاد رسد بعده بنفشه كوفته بيخته ثلث رطل آميزند و برهم زنند و در ظرف آبگينه بدارند و به قدر قوت بدهند . و اگر از خوردن اين مانعى باشد اين حقنه لينه استعمال كننده جو كوفته بنفشه حسك سپستان خطمى روغن كنجد شكر سرخ و چون بدن پاك گردد آنچه مغزى و ملصق قرحه باشد مثل حريره‌ى نشاسته و جو كوفته و باقلا و كتيرا و بهدانه و سرطان و روغن كدو استعمال نمايند . و اگر در سينه رطوبت بسيار باشد و حرارت ساكن لين بود حريره‌ى برنج سائيده به عسل و آب سبوس بسازند . و اگر در سينه خشكى و در آواز گرفتگى نباشد آب بارتنگ غير مطبوخ يك و نيم اوقيه به روغن تخم خرپزه دو مثقال و يك درم روغن بنفشه يا يك مثقال روغن مغز تخم كدو هر صبح بنوشند و بعد سه ساعت ماء الشعير به خميره‌ى بنفشه و روغن بادام بياشامند بعده حريره‌ى سرطان كه مذكور شد بخورند و وقت خواب اسپغول صمغ عربى گل ارمنى به آب يا لعاب بهدانه بدهند . و اگر نفث الدم حادث گردد اين قرص بخورند گل مختوم سه گل ارمنى نشاسته گل سرخ هر واحد چهار درم كهربا حب الآس هر واحد شش درم سرطان سوخته ده درم كتيرا طباشير شادنج هر واحد پنج درم صمغ رب السوس هر واحد هفت درم كوفته بيخته به آب قرص ساخته به آب باران يا به آب خيار بدهند و از كدو و برگ خرفه و بارتنگ و عدس مقشر و مطبوخ به روغن كدو يا بادام غذا سازند و آبى كه در آن گل ارمنى و طباشير و صمغ عربى جوشانيده يا انداخته باشند بنوشند و دائم در دهن صمغ و گل ارمنى بدارند و بر سينه قيروطى روغن گل و موم مصفى و آب عصى الراعى بنهند . و اگر سرفه‌ى كهنه باشد و بر سينه جفاف غالب گردد و اين لعوق بدهند كه نفع مىكند به سل و تسكين سهال مىنمايد باقلاى مقشر يك و نيم اوقيه نشاسته كتيرا
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 218 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )