تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
سائيده با يك سير قند سياه كهنه بياميزند و سه درم هر روز بخورند نيز نافع آيد .

اقوال حكما :

[ گيلانى ]

گيلانى گويد كه اگر خلط متعفن در معده و دماغ بود در اين هنگام بايد كه تنقيه بدن به حسب امكان نمايند از فصد هر دو قيفال و به ادويه مسهله عام بدن و دماغ مثل حب قوقايا كه در آن صبر و سقمونيا باشد بعده تدابير مناسبه به عمل آرند .

[ صاحب حاوى ]

صاحب حاوى گويد كه اگر از عفونت اخلاط در مصفات باشد هر صبح طبيخ عناب ده عدد آلو بخارا بيست عدد و شكر سفيد ده درم بدهند و غذا مزورهء ماش مع مغز بادام و تليين طبيعت به ماء الفواكه يا مطبوخ او يا نقوع مشمش نمايند و غرغره به سكنجبين مع خردل مدقوق كنند و در بينى پودينه سوده يا بادروج سوده بدهند و هر صبح بينى به آب پودينه و بول شتر عربى بشويند و يا مر صاف در آب نعناع حل كرده در بينى چكانند .

[ طبرى ]

طبرى گويد كه بخر كه از رطوبت متعفن و مستكن در عظم مشاشى باشد اگر مزاج محتمل باشد استفراغ عام به مطبوخ افتيمون كنند پس استفراغ خاص سر به دوائى كه در آن صبر و مصطكى بود بايد كرد و تنقيه معده حسب مزاج او و ضد فساد نمايند و دائم استنشار كنند بعده به عصاره پودينهء نهرى يك جزو شراب كهنه قابض پنج جزو مدام سعوط نمايند بعده قلقطار يك جزو زاج كرمانى يك جزو خردل سفيد نيم جزو باريك سائيده به دفعات استنشاق نمايند حتى كه عظم مذكور پاك گردد بعده سنبل الطيب يك جزو قرنفل ربع جزو ساذج هندى نصف جزو سائيده به شراب كهنه تسقيه نموده خشك سازند بعده به آب انار مستخرج مع قشر و شحم او تسقيه دهند و خشك كنند و به دفعات كثير همين عمل نمايند تا آنكه طعم دوا ترش مائل به تلخى گردد پس دائم استعمال نمايند و در هر سه روز به اين دوا در بينى طلا نمايند و چون از استعمال اين در چشم هيجان و رمد حادث شود اين علاج ترك نموده به معالجهء رمد و تسكين مزاج دماغ رجوع شوند و بعد تسكين اگر بخر زائل شود تدبير منع تولد رطوبت در سر و فضول لزجه در معده كنند . و اگر در بخر امر صعب گردد نظر كنند اگر مزاج مريض بر حال طبيعى باشد بگيرند آب پودينه نهرى يك جزو و شراب كهنه يك جزو و اذان الفار يك جزو و قدرى بول شتر كه مقدار دو درم او به حد قلت و اجزاى ميانه مذكوره كل مقدار رطل صغير باشد و در آفتاب نهند تا مثل عقيد انگور گردد بعده به قدر دو درم كبريت و يك درم مر و يك درم كندر آميخته باز در آفتاب گذارند تا كه خشك مثل عصاره گردد بعده سنبل الطيب يك درم و قرنفل يك درم آميخته در آفتاب دارند و بعد خشك شدن سائيده در بينى دمند و در آن اسراف ننمايند كه اكثر رعاف مىآرد پس اگر رعاف آيد تا كه خون سياه غليظ بر آيد بند نكنند و هر گاه افراط كند قطع او نمايند بدانچه حبس رعاف مىكنند و باز معاودت به علاج او نمايند و اين ابلغ دوائى است كه در اين مرض استعمال نمايند تم كلامه . بعضى مجربين مىنويسند كه عنبر و زعفران به آب نعناع سعوط كردن مجرب است و ياسمين بهر طورى كه استعمال نمايند مجرب است و از خواص عجيبه لطوخ سنبل دو درم و دو ثلث درم و مو يعنى ريشهء دالان يك درم و ثلث درم است در داخل بينى و همچنين آب انار شيرين و مر و سنبل در ظرف مس سرخ جوشانيده و به روغن نرگس و روغن بنفشه سعوط كردن مجرب و كذلك خردل برگ پودينه تازه سائيده در بينى چكانيدن براى بوى بد محسوس شدن نافع و كذا قرنفل سنبل الطيب پودينه در بينى دميدن و يا قشار كندر ربع جزو قشور نحاس شب يمانى زعفران هر يك جزوى باريك سائيده قدرى از آن در بينى دمند و يا سعد صبر سنبل الطيب گل سرخ قرنفل به آب پودينه يا آب مورد سرشته در بينى نهند بعد از آنكه بينى را به شراب شسته باشند و يا مر مكى پوست انار ترش هر يك دو درم قصب الزريره سك هر يك يك درم و نيم زاج قرنفل هر يك يك درم فتيله را به شراب تر كرده ادويه كوفته بيخته بدان آلوده در بينى نهند و يا زاج سك قرنفل مساوى كوفته بيخته در نى انداخته در بينى دمند و يا حماما زوفاى خشك مساوى كوفته بيخته به روغن به آن آميخته اندرون بينى طلا نمايند .

[ ابن ماسويه ]

ابن ماسويه و غيره گويند كه قطور آب لبلاب به روغن گل يا عسل آميخته و كذا بول شتر و كذا روغن ايرسا و ذرور ايرساى خشك و كذا مر صافى در شراب كهنه حل كرده و كذا روغن مرزنجوش و كذا روغن ياسمين و كذا آب برگ ياسمين و كذا بواشادر و شب به سركه و كذا بول ابل كه دوائى است و از مكه معظمه مىآورند سائيده به روغن گل آميخته و كذا سعد در سركه نمايند و نفوخ شب و مر هر واحد چهار درم قلقطار و مازو هر واحد يك درم بعد شستن بينى به شراب و كذا برگ ياسمين خشك كرده و سعوط حماما و لطوخ فرفيون در داخل بينى و كذا ميعهء سائله چهار درم حماما يك نيم درم و شرب دارشيشعان هر واحد مفيد نتن انف است . و اگر قصب الزريره و بزر نسرين و بزر ورد و قرنفل هر يك درم مازو و مر هر يك نيم درم مشك يك حبه كوفته بيخته به فتيله استعمال كنند نافع بود .

[ صاحب تكملهء هندى ]

صاحب تكملهء هندى گويد كه بول شتر يا گاو بچكانند و چهر سوده ناس گيرند و در علاج الغربا مسطور است كه آب كدوى تلخ يك دو قطره در بينى چكانند . و اگر كدو تازه نباشد كدوى خشك به آب تر كرده در شبنم نگاه دارند و صبح يك قطره بچكانند نافع رفع بد بوى بينى است .

[ شيخ ]

شيخ مىفرمايد كه بعد تنقيه معده و دماغ ادويه موضعيه از فتائل و سعوطات و عطوسات و نفوخات و غيره استعمال نمايند اما در فتائل مستعملهء اين مرض بهتر آن است كه قبل از آن بينى را به شراب بشويند بعده استعمال نمايند و منجمله فتائل مجربه فتيله از مر و حماما و اقاقيا است كه به عسل مرتب سازند يا از حماما و گل سرخ به روغن ناردين و ديگر فتائل بسيارند كه از سنبل و سعد و گل نسرين و قصب الزريره و حماما و قرنفل و آس و صبر و گل سرخ و قدرى نمك مجموع يا مفرد