تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
به نسخهء والد علوى خان و ترياق انزله و مفرجات ياقوتى و غذاهاى مقوى خورند و ترك مباشرت نمايند و از همهء مضرات زكام و نزله كه در علاج كلى اين مرض مسطور شد بر حذر باشند . و ايضا بعد خوردن طعام گرم بالفعل آب سرد نوشيدن ضرر دارد و مدام حلق سر كرده باشند اگر معجون لبوب نه ماشه خورده بالايش ماء اللحم نه توله بنوشند و زردى بيضه مرغ با نبات يا كمى سليمانى بخورند نافع بود و حريرهء معمول مقوى دماغ در همه انواع مفيد بود و بهدانه سه ماشه ماشه بنفشه كشنيز خشك هر يك پنج ماشه دارچينى دو ماشه نبات يك توله جوشانيده به طور قهوه نوشيدن به جهت زكام و ضعف دماغ نافع و كذا حب چاى خطائى و حب موميائى و خميره خشخاش كوكنارى سودمند . و اگر بهدانه سه ماشه دارچينى دو ماشه نبات يك توله جوشانيده به طور قهوه تجرع نمايند و پوست خشخاش شش ماشه بزر البنج چهار ماشه عنب الثعلب يك توله جوشانيده سر به بخار آن دارند و غرغره به آب آن نمايند و ثفل آن بر پيشانى ضماد سازند به جهت تقويت دماغ و زكام نافع است و هر چه در علاج امراض دماغى از ضعف دماغ و در صداع ضعف دماغى مذكور شد حسب حاجت به عمل آورند . و بدانند كه بعضى مراقيين محرورين را كه ضعف معده و دماغ و نوازل دارند گاه به سبب هضم كثرت رياح و زكام و نزله و قبض دائمى و بسيارى تولد بلغم و رطوبات دهان رنج دهد و گاهى به سبب جودت هضم كثرت تولد صفرا و خشكى دماغ دماغ و گلو و بىخوابى و قبض طبع و خفقان قلب و اختلاج معده تكليف دهد پس در صورت اول و ياقوذا به نسخهء حكيم علوى خان و به نسخهء حكيم احمد موسوى و رب خشخاش مركب و شربت خشخاش به نسخهء علوى خان نافع . و اگر با لينت طبع باشد شربت حب الآس و شربت فرياد رس و خميرهء خشخاش و ترياق النزله و ترياق الذرب جمع نمايند و معجون سنگدان با برشعثعا و يا فلونياى رومى مركب سازند و مفرح زمردى با رب خشخاش علوىخانى مخلوط كرده نزله و اسهال حار را مجرب است و باقى تدبير نزله مراقيان از بحث ماليخولياى مراقى اخذ كنند تزييل زكام و نزله كه كودكان را عارض شود به سبب كثرت رطوبت و ضعف دماغ ايشان باشد پس هر چه در علاج زكام در نزلهء بارد بزرگان مسطور شد حسب حاجت به مرضعه دهند و پارچه به آب گرم تر كرده بر تارك سر طفل بدارند يا آب گرم بر سر ريزند و قدرى شهد ليسانيده و بيخ زبان به انگشت بمالند يا پر مرغ در حلق گردانند كه قى آيد و بلغم كثير خارج گردد و همچنين سر طفل به پارچه‌اى ابريشمى بپوشند و به مرضعه و طفل چاى خطائى نوشانند و مرضعه را از نوشيدن آب سرد و استعمال فواكه رطب و بارد و حموضات و لبنيات باز دارند . و مالقى و ابن واقد گويند كه لطوخ يافوخ صبيان از لادن محلول در روغن گل نافع نوازل ايشان است

نتن انف يعنى بوى بد برآمدن از بينى

و بعضى آن را مرادف به خرانف و بعضى غير او دانسته‌اند سببش يا تصاعد بخارات عفن از نواحى صدر و ريه و معده به سوى حنك است كه از آن رائحه دهن و بينى بدبو گردد و يا احتقان خلط ردى در استخوان مشاشى كه آن را مصفات گويند و تعفن او در آن و يا تعفن خلط در تمام دماغ يا در مقدم آن يا در آنجا كه بينى بدان متصل است و يا عفونت و فساد عارض نفس استخوان مذكور بنا بر نزول اخلاط رديه به سوى او و علاج اين دشوار است و يا بواسير متعفنه بينى و يا قروح متعفنه آن .

طريق تشخيص اين اسباب :

بايد كه نگاه كنند كه اگر در صورت مريض نقصان دريافت گردد سببش خلط عفن در عظم مصفات باشد و الا نبض ملاحظه نمايند اگر تپ باشد و با آن نيز صداع نيز بود سببش خلط متعفن در دماغ باشد ور نه اندرون بينى نظر كنند اگر بواسير و يا قرحه در منفذ بينى يافته شود سبب او همان باشد . و اگر اثر سرفه يا عوارض سل يا فساد معده مدرك گردد سبب او بخار سينه يا ريه يا معده باشد . و اگر اين هم نباشد سببش فساد استخوان مصفات باشد علاج اگر از بخارات عفنه باشد تنقيه عضوى كه از آن بخار برخيزد از مادهء عفن نمايند بعده بهر تبديل رائحه مستقر در بينى شراب ريحانى در بينى چكانند و سنبل الطيب و گل سرخ و سعد و عود سائيده نفوخ نمايند و يا فتيله به شراب تر كرده ادويه مذكوره يا زرنباد و سعد و سائيده و قرنفل هر يك سه ماشه سوده بر آن پاشيده بدهند و هر صباح بينى را به بول شتر بشويند . و اگر از رطوبت متعفنه مصفات يا دماغ يا حوالى انف باشد به مسهل و حب ايارج تنقيه دماغ كنند و به سكنجبين به زورى قوى الرائحه كثير البزور و كف خردل به چند دفعه غرغره نمايند و بعده سنبل الطيب قرنفل و گل سرخ و سعد و سك و پودينه در شراب جوشانيده غرغره كنند و پس از آن نفوخ مذكور در بينى دمند و نفوخ قصب الزريره و گل نسرين و سعد و سنبل الطيب مجموع يا آنچه ميسر شود و سعوط به بول شتر و شستن بينى به آن مجرب است و تخلف نمىكند . و صاحب شفاء الاسقام گويد كه تقطير بول خر علاج قوى و نافع بلاخلاف است و قطور زيت و عصارهء فوتنج نيز نافع . و اگر سيلان رطوبات در بينى كثرت پذيرد پودينه و صعتر و سعد و مر در بينى دمند پس اگر بقيه از رائحه باقى ماند عصارهء پودينه قطور نمايند . و ايضا اسطوخودوس گل نيلوفر پوست هليلهء زرد اصل السوس گل خطمى سفيد جوشانيده و نبات داخل كرده براى آنكه از دماغ او بوى بد مىآيد مىدهند . و اگر جوزبوا دارچينى بسباسه قرنفل هر واحد يك درم كوفته بيخته با شهد غلوله بسته بخورند و بول شتر هر روز سعوط كنند بوى بد بينى دور كند . و اگر هليلهء سياه چهار درم توتياى سبز دو درم قرنفل سيزده عدد فلفل اغبر كه از دكن مىآورند بست و يك عدد كوفته در آب برگ تنبول سائيده و حب به قدر حبه سازند و يك حب صبح و يك شام استعمال نمايند هر مرض عفن در بينى زائل شود و مجرب حكيم عابد سرهندى است و نفوخ سعد و سنبل و قرنفل و مازو و دارشيشعان و آس و صبر و كافور و مشك همه مفيد است . و اگر آمله يك سير