تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
واجب است كه اخراج خون از فصد اندك اندك به مرات متوالى نمايند و هر گاه فصد به مبلغ كفايت رسد لازم است كه به تغليظ خون متوجه شوند بدانچه مبرد او باشد و آنچه مغلظ او بود . و اگر چه مبرد نباشد مثل عناب و حجامت بر مقاومت دم غالب قدرت ندارد بلكه واجب است كه اول به اخراح از فصد او را بكاهند بعد از آن استعمال نمايند و نهادن محاجم بى شرط بر كبد اگر رعاف از طرف راست آيد و بر طحال اگر از يسار باشد و بر هر دو اگر از جانبين بود از اجل معالجات است . و ايضا واجب است كه اطراف ببندند حتى كه خصيتين و قدمين از ساق و بستن هر دو گوش به غايت نافع و لازم است كه نطول بسيار به آب سرد كنند و بسا است كه احتياج به نشانيدن انسان در آب بارد به برف افتد حتى كه اعضاى او به سبزى گرايند اگر مانعى مثل هزال و شيخوخت و ضعف قوت نباشد و اكثر بر سر او آهك كشته صرف يا آهك محلول به سركه غلاف مىنمايند و بر سر او مياه مبرد به برف مىريزند حتى كه خدر آرد ليكن گاهى ريختن آب شديد البرد خون را در اغشيه دماغ منجمد و منعقد مىگرداند پس افراط او نشايد و بيشتر ضرورت به فتائل قويه زنگاريه افتد و به آب بادروج مع كافور و به موميائى خالص به وزن درم سعوط كنند و كمتر از اين نيست كه آب به برف سرد كرده در دهن گيرند . و بدانند كه اكثر انسان در رعاف زنده مىماند تا آنكه زياده از بست رطل تا بست و پنج رطل خون از آن خارج مىشود پس مىميرد و بيشتر غشى كه از آن واقع مىشود سبب قطع رعاف مىگردد . و اما اغذيه مرعوف عدسيه به سماق يا به سركه يا به حصرم و مانند آن است مثل رمانيه و تفاحيه و حصرميه و سماقيه و رجليه و كاهو به سركه و غيره مزورات بارد بالطبع و بالفعل بر برف سرد كرده و پنير تازه اغذيهء موافقه مناسبه براى مرعوفين است و لبا نيز محمود است و كذلك شيرهاى جوشيده تا آنكه غليظ گردد و بيضه جوشانيده براى آنكه مستعد به رعاف بسبب صفراويت خون باشد مفيد و ترشىها بيشتر به صاحبان رعاف مضرت مىكنند به سبب آنكه در آنها تقطيع و تلطيف است پس به قول صاحب شفاء الاقسام در محرورين استعمال نمايند و آنچه در آن قبض مع حموضت باشد اختيار كنند و سرد كرده به عمل آرند و رشته بنا بر اين لزوجت و تغريهء او و اسفاناخ و ملوخيا به جهت تبريد آنها نافع و رعاف كه بر سبيل بحران باشد اگر افراط كند شورباى چوجهء مرغ دهند و در ابتدا سويق شعير يا مغز نان مغسول به آب فواكه به شربت نيلوفر شيرين كرده بدهند و اوستاد او گفته كه رعاف و جميع اقسام نزف الدم كه به اسهال باشد يا به نفث يا غير آن هرگاه افراط كند در آن احتياج به تغذى لحوم كنند تا آنچه مستفرغ شده بدل او گردد و خوف سقوط قوت نماند و عادت حذاق در چنين صورت آن است كه امر مىكنند به ترفّه آن در صباح و منع مىنمايند از آن در عشا الا هنگامى كه ضعف بسيار باشد در صباح و عشا رخصت مىدهند و خوردن جغرات و نان رطب نيز مفيد گفته‌اند . و گويند كه از كثرت اكل گرسنه رعاف پيدا مىشود . و به قول صاحب كامل با وجود علاجات مذكوره تدبير مغلظ خون به اغذيه غليظه مانند اخبصهء معموله به آرد و نشاسته و برنج معمول به شير و بيضه مشوى استعمال نمايند و بعضى كسان را از اصحّا كه رعاف بسيار عارض شود همين اغذيه دهند و به پنير تازه و لبا و لحوم حملان و هرائس و گندم مطبوخ سازند . و به قول شيخ جماعتى از مجربين زعم كرده است كه دماغ ماكيان از افضل غذاى ايشان است بلكه از افضل دوا است براى كسى كه رعاف او از ضربه و سقطه باشد و ليكن واجب است كه در آن افراط نمايند و به مرات متواليه استعمال كنند و شراب از جهت آنكه تقويت مىنمايد نفع مىكند و از جهت آنكه مهيج خون است مضر باشد پس اگر به سوى او اضطرار از جهت تقويت باشد قدرى ممزوج استعمال نمايند و چون اضطرار به سوى او نباشد و رعاف به اسقاط قوت نينجامد نوشيدن او نشايد و واجب است كه محافظت نمايند و بر پشت خواب نكنند تا چيزى از خون به سوى شكم نازل نگردد و منجمد نشود كه نفخ معده پيدا كند و نبض ضعيف گردد و هيجان غشى نمايد و هر گاه چيزى نازل شود مادامىكه در معده باشد قى نمايند و مبادرت به اين كنند هر گاه نزول او بسوى معده محسوس گردد و اگر از معده به امعا تجاوز كرده باشند حقنه نمايند كه به سرعت خارج شود و در معده و امعا باقى نماند

تفهيم [ رعاف كثير مع بواسير انف ]

خلاصه كلام طبرى در اين مقام آن است كه گاهى رعاف كثير مع بواسير انف حادث مىشود حتى كه ضعف و تغير رنگ پيدا مىكند و علاجش اولًا امالهء ماده و جذب او است به سوى خلاف جهت به فصد اگر قوت متحمل باشد و حجامت ساقين و وضع محاجم تحت ثديين به غير شرط و بستن ساقين و ماليدن قدمين بعده به قوت مريض نظر كنند اگر احتمال استفراغ نمايد به مطبوخ افتيمون تنقيه نمايند و از اغذيه غليظه پرهيز كنند و بر چوجهء مرغ و تيهو و تدرو اگر ممكن باشد و الا به لحم حلوان و بيضهء نيم برشت اقتصار ورزند پان ده و از البان و سموك و نمك سود و گوشت شكار حذر نمايند پس اگر دم رعاف بواسيرى از اين تدبير منقطع نگردد بگيرند قلقديس و قلقطار و زاج مساوى و مداد چينى مثل نيم جزو از آن و كافور مثل ربع جزو از اجزاى آن جمله بسايند و در سركهء كهنه حل كرده دو فتيله ساخته در هر دو منخر نهند . و اگر خون بند نشود آب بر سر ريزند تا آنكه سردى در دماغ محسوس گردد و سفيداب يا آهك در سركه حل كرده بر پيشانى ضماد سازند و محاجم زير پستان و بر نقره نهند و ساقين ببندند و در آب گرم پاىها بنهند و اين هر دو علت چون قرار گيرد و مزاج مريض احتمال نمايد هر روز صبح حب مقل يك نيم درم يا دو درم و تا سه درم به قدر قوت عليل و قلت اعراض مانعه از آن بدهند و گاهى رعاف غير از اين سبب باعث گرمى مزاج دماغ از مشى در آفتاب يا از هبوب سمائم يا از حدت خون و غليان او در جگر و عروق
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 522 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )