مبرد و مانند آن از اشياى قوى التحليل نمايند و چون منفجر گشت معالجه بمر و اقاقيا و زنگار و انزروت و مانند آن نمايند و چون مزمن گشت بداغ و نقب و قلقديس نمايند تا آنكه عظم را فاسد نگرداند .
و جالينوس در كتاب معالجات گفته كه گاه بر مىآيد نزد ماق اكبر خراج كوچكى و بسيار است كه منفجر مىگردد بدون لذع و اين بناحيه چشم باشد و لهذا دشوارست بر آن و ليكن سزاوارست كه مبادرت نمايند در مداواى آن به ادويه ضعيفه كه سودى نمىبخشد و لهذا به طول مىانجامد .
بالجمله بعد از آنكه غرب منفجر گردد و قانون علاج او آن است كه اولًا تنقيه نمايند پس متوجه معالجهء قرحه گردند و آنچه عزب را تنقيه مىدهد آن است كه بگيرند دو رگ باطن قصب يعنى آنچه در ميان نى نزديك بندگاه مثل پنبه سفيد مىباشد خصوصاً رگى كه قريب به بيخ آن است و غليظ تر بود و در عسل فرو برند و برآورده بر عزب نهند كه تنقيه آن كند پس موضع را باسفنج در ماء العسل بشويند و باشد كه ديگر بار اين رگ ميانهء نى خشك باريك سفوف كرده پاشيدن كفايت كند و خبازى و نمك خائيده بر غرب نهادن بتكرار نيز ناصور را پاك كند .
و اگر اراده اندمال آن باشد برگ خبازى تنها بر آن نهند و يا صبر مصطگى دمالاخوين انزروت سرمه شب يمانى هر واحد يك جزو كوفته بيخته به آب كاسنى برى حل كرده بعد افشردن غرب در چشم بچكانند سه قطره كه فاصله ميان هر قطره يك ساعت زمانى باشد و در بعضى نسخه گلنار يك جزو نيز داخل است .
و گفته كه ادويه را خشك سوده موضع منفجر را بدان كبس نمايند و يا سفيداب قلعى گلنار فارسى هر يك دو درم دمالاخوين مر صاف هر يك يك درم انزروت به شير خر پرورده يك نيم درم كندر نيم درم كوفته بحرير بيخته خوب سحق نموده عزب ذرور نمايند و رفاده بر آن بندند و يا شياف عزب به شير دختران حل نموده در موق سه قطره بچكانند و فيما بين اين قطور و ذرور زمانى صالح فاصله باشد و يا چرك ناصور را از پنبه كهنه پاك كنند و مونگ را خائيده يا پر سياوشان را خائيده بر آن بندند و استخوان سر گربه كه در زمين نهايت چهل روز دفن كرده باشند سائيده ذرور نمايند و همچنين ذرور استخوان سوخته سر انسان نيز مفيد بود و آب برگ تورئى خصوصا جنگلى در ناصور انداختن به غايت نافع است و ذرور بابونه نيز براى غرب منفجر مجرب نوشته و يا زرنيخ را با بول كودك بسايند و خشك كرده باريك سوده در ناصور افشانند بعد افشردن و پاك كردن آن و يا عسل و زاج و يا آس و يا صمغ بطم و بزر كتان سائيده فتيله ساخته و يا نطرون هر واحد نيم درم كندر و مر هر واحد يك درم سوده در عزب پر كنند و ضماد خاكستر چوب انگور به عسل آميخته و يل نيلوفر تنها يا به سركه سرشته و يا جاوشير و روغن جوز و يا بارتنگ مخلوط كرده بيخ كبر و يا عصاره برگ او و يا آرد خندروس به آب پخته نيز نافع غرب است
صفت شياف غرب كه در ناصور گوشه چشم و ديگر جاها نيز معمول است صبر كندر انزروت گلنار سرمه شب يمانى هر يك يك درم زنگار دانگى و نيم به گلاب شياف سازند و در مجموعه بقائى وزن صبر و كندر هر يك درمى و ديگر ادويه هريك نيم درم و زنجار ربع درم است وقت حاجت ناصور را خوب بيفشارند تا ريم از آن خارج شود پس بيمار را بر خلاف جانب ناصور بخوابانند و شياف را در آب حل كرده دو سه يا چهار قطره در ماق چكانند و در ميان هر دو قطره زمان صالح متخلخل دارند پس عليل را سه ساعت بر همان هيئت گذارند و هر روز اين علاج را اعاده كنند تاحدىكه از فشردن چيزى برنيايد و در مقام ديگر تحرير كرده كه چون در عرصه ده روز سه بار اين شياف را بكشند زرداب و ريم را كه از پيغوله چشم بر مىآيد دور كند .
و به قول سيد جرجانى آب سداب تازه به آب انار ترش آميخته چكانيدن به غايت مفيد است و مواظبت بر آن زائل مىكند عزب را سداب تر يا خشك به آب انار ترش سائيده فتيلهء آن بسوراخ عزب بعد پاك كردن از ريم فرو برند كه اندمال و اصلاح لحم مىكند ليكن در ابتدا سوزش مىآرد و بعد از آن نميكند و فتيله را از زنگار و اشق نيز نافع و نهادن مر تنها مفيد بود و زردچوب يك جزو نانخواه دو ثلث جزو سوده پاشيدن مجرب است و بعضى نانخواه نيم جزو نموده و مر يك جزو افزودهاند .
و ايضا دواى مركب از براده مس و شب و نوشادر نافع است و از ادويه بالغه زاج و صبر و انزروت و قشور كندر سوخته و ماميثا مساوى در موق گذاشتن است و صبر تنها قشار كندر به دستور و يا شهد خالص را بر آتش غليظه شود قدرى كف دريا و مازو و باريك سائيده آميزند و فتيله بدان آغشته در ناصور نهند .
و به قول اطباى هند دو پارچه سنگ جراحت گرفته روغن بيد انجير بر يكى انداخته از ديگرى بسايند چون غليظ شود بفتيله آلوده در ناصور نهند و يا چند قطره روغن بيد انجير در كتوره پهول انداخته از فوفل مسلم چندان بسايند كه رنگ روغن خاكسترى و غليظ گردد به فتيله آلوده در ناصور نهند و يا چيكت چراغ كه در ديوار مىچسبد قدرى گرفته بر پارچه نهاده چسبانيده ياشند و يا برگ دهتوره خشك نموده يا گل تنباكو مساوى در روغن گاو حل كرده به كار برند و يا چرك نى قليان و افيون مساوى سوده بر غرب استعمال نمايند و يا زبان سگ سوخته به لعاب دهن آميخته طلا سازند و يا گلو زردچوب در روغن جوشانيده و صاف كرده بدارند و قطور سازند و يا عدس مقشر و پوست انار كوفته بيخته چسبانند هر گاه دهن ناصور بند شود و ورم كند تخم كنوچه كوفته بارد گندم آميخته به شير دختران يا شير خر پخته قدرى زعفران آميخته بر وى گذارند يا ديگر ادويه مفجره كه مذكور شد استعمال نمايند و بعد كشادن دهن او ادويه مدمله به كار برند .
و گويند كه چون منفجر گردد بفشارند و چرك آن را بر آرند و پر نمايند آن را بمغز جوز الزنج يا به روغن جوز كه آن را خاصيتى
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 468
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٤٦٨