تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
مثل غبار سوده خشك كننده است و ادويه نيز اگر چه در ابتدا سوزش نمايند ليكن بتكرار استعمال عادت او شود و مضرت نرسانند .

غده

به قول جالينوس لحمى است زائد در ماق اكبر و نزد اكثر زيادتى لحم ماق اكبر است از مقدار طبيعى بر سر ثقبهء كه ميان بينى و چشم واقع است و از اين جهت مانع فضول چشم مثل چرك و اشك و نفوذ در ثقبه و جريان او به سوى بينى مىگردد و كثرت حدوث امراض مادى در چشم لازم اين است و گاه تابع آن عزب مىباشد و گاهى از آن تقلص جفن نزد موق عارض مىگردد . و به قول شيخ گاهى اين لحمهء عظيم مىگردد به حدى كه مانع بصر مىشود و سببش اجتماع فضول غليظ است در ماق . و به قول بعضى خون غليظ بسيار است و گاه حادث مىگردد از عزب كه او را كثرت رطوبات و امتلا در چشم لازم بود علاج به ادويه ظفره معالجه كنند . و اگر فائده نشود فصد قيفال و حجامت ساق نمايند و مسهل و حب ايارج و شبيار و قوقايا و ايارج جالينوس دهند و بعد تنقيه بدن و دماغ از خلط غليظ اصلاح مزاج و تلطيف تدبير نمايند و شياف احمر لين استعمال كنند اگر فائده نبخشد ادويه حاده اكاله مثل زنگار و كبريت و مرهم زنگار بر آن گذارند و باسليقون و روشنائى و شياف احمر حاد و ديزج و شياف قيصر و شياف زنگار اكتحال نمايند و يا زنگار نوشادر هر دو مساوى به آب سائيده بر غده گذارند و بر آن مداومت نمايند . و اگر از اين ادويه هم فائده نشود آن را بصناره يا بمنقاش بردارند و بملائمت به بالا اندكى بكشند و بمقراض ببرند ليكن مبالغه در قطع و استيصال آن ننمايند تا دمعه عارض نگردد و بعد قطع زيرهء كرمانى و نمك خائيده در خرقه انداخته در چشم بچكانند و ذرور اصفر بر آن پاشند تا مابقى را فانى سازد و براى دفع اذيت زردهء بيضهء مرغ و روغن گل به پنبه آلوده بر چشم گذارند و به بندند تا دو روز و هر روز صبح و شام تبديل نمايند . و اگر در چشم گرمى بهم رسد شياف ابيض استعمال نمايند پس احمر لين پس اخضر حاد به عمل آرند و بعده به مرهم مندمل سازند .

امراض اذن

يعنى بيمارىهاى گوش و آن بست و چهار مرض است يعنى اوجاع اذن و ورم و بثره آن و طرش و دقر و صمم و دوى و طنين و صفير و قرحه و آكله و ناصور گوش و دخول هوام و تولد كرم در گوش و دخول آب و سيماب در گوش و سده گوش و سيلان رطوبت از گوش و انفجار دم و حكه گوش و اورام بيخ گوش و قلاع اذن و رض اذن و انقلاع اذن و هرب اذن اكنون گوش بايد داشت كه حس سمع موقوف بر عصبهء مفروش در صماخ است و آن عصب در احوال سمع مانند جليديه است در احوال ابصار و صماخ مثل تقبهء عنبيه است و منفعت گوش ادراك مسموعات است و آن را اصناف امراض ثلثه از سوء مزاج و تفرق اتصال و مرض تركيب عارض مىگردد و اكثر از امراض او حميات صعب حادث مىشود و كسى كه خواهد كه گوش او از آفات و امراض محفوظ ماند لازم است كه مدام اعتنا نمايد به حال گوش و پرهيز نمايند از گرمى و سردى و رياح بسيار و بارد و سموم و گرد و غبار و دخان و اشياى غريبه از آبها و حيوانات كه داخل گوش نگردند و از صداهاى هائله شديده مانند صداى توپ و تفنگ بسيار و آواز عظيم نزد گوش و اجتناب نمايد از تناول اغذيهء غليظهء بارده مؤلد رياح و حارهء مبخره و مسكرات پى در پى و اكل قديد لحوم مملحه و عدس و باقلا و بادنجان و مانند آن و تخمه و امتلا و خصوصاً خواب بر امتلا و كثرت كلام و سخن كردن بآواز بلند و نعره زدن و قى بسيار و حركات عنيفه و كثرت جماع و حمام بسيار و بيدارى . و ايضا براى حفظ گوش چرك او پاك كنند و در هر هفته يك بار روغن بادام تلخ در آن بچكانند كه اين دواى عجيب است در حفظ صحت گوش و هنگام خواب پنبه در گوش نهند و در هر سال تعاهد تنقيه دماغ به حبوب و ايارجات نمايند و واجب است مراعات آنكه در گوش اورام و بثور و قروح پيدا نشود چه اينها مفسد گوش‌اند و چون علامات بثور در گوش از التهاب در گوش و سر دريابد شياف ماميثا در سركه انگورى حل كرده در گوش بچكانند و در حال صحت نيز اين را در هفته يك مرتبه بچكانند كه امان مىيابد از نزول نوازل و اوجاع و اورام و بثور و قروح و چكانيدن زياده محلول در روغن بادام تلخ يا روغن استهء زردآلوى تلخ حافظ صحت قوت سامعه و مقوى آن است . و گويند كه نهادن فتيلهء عسل غليظ القوام و يا عسل به روغن بادام تلخ يا به روغن جوز يا به شحم بط آميخته بفتيله آلوده و يا سكبينج مخلوط به شحم بط و يا قرومانا مثقال شحم بط نيم مثقال آميخته و يا از زعفران و گل سرخ و سنبل الطيب فتيله سازند هر واحد منقى گوش و حافظ صحت آن است و قطور عصارهء افسنتين يا زهرهء بز و روغن تلخ و روغن حنظل كه شحم حنظل را در روغن زيت كهنه يا روغن كنجد بجوشانند تا آب برود و روغن بماند و همچنين قطور عصارهء شبت و قطور ميعهء سائله و روغن كندش كه در روغنى از روغن‌هاى مناسبه جوش دهند و قطور عصارهء عنب الثعلب محلول در دهنى از ادهان مناسبه امراض اذن را نافع و مقوى آن است و آنچه در گوش چكانند و يا از خارج بر آن گذارند بايد كه سرد يا گرم بسيار نباشد بلكه نيم‌گرم باشد . و ايضا ادويه مبرده يا مسخنه زياده از قدر واجب در گوش استعمال نكنند و معالجهء جميع امراض اذن به تدريج نمايند و كثرت ادويه قويه دفعهً جايز نيست كه به سرسام حار يا بارد مؤدى مىگردد و نيز بايد كه در امراض مادى تنقيه بتفاريق كنند و استعمال ادويه موضعيه از قطورات و ادهان و اضمده و اطليه و نطولات و مراهم و غيرها بعد از يك هفته و بعد فصد و حجامت و مسهل و غيره هر يك به حسب واجب و خلط غالب باشد نه قبل از آنها و در سوء مزاجات ساذج استعمال پيش از يك هفته در اول مرض جائز است زيرا كه در اينجا خلطى غالب نيست كه انتظار نضج و تنقيه آن كرده آيد .