تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
و آب عنب الثعلب ضماد سازند و يا برگ خطمى و برگ خبازى و عنب الثعلب كوفته روغن بنفشه آميخته ضماد كنند و هر شب قيروطى زردهء بيضه و روغن گل بر پشت چشم نهند و جميع ادويه كه در آن ملينات مغريه و مخدرات باشد به عمل آرند و ادويه و اغذيهء حار الصلا استعمال نسازند و نطول نمايند به آبى كه در آن بابونه و گل بنفشه و خطمى و اكليل الملك و گل نيلوفر جوشانيده باشند و طلا نمودن زردهء بيضهء مرغ با كتيرا يا شير زنان نيز مفيد است و شادنج و نشاسته مساوى صبح و شام اكتحال نمايند . و به قول انطاكى حيله در سكون الم بمخدرات كنند بعده در چشم شادنج و نشاسته و گل مختوم و ماميثا و مرواريد استعمال كنند نه غير آن كه اگر ماده غير مستحكم بود به شود و الا وقوف آن كفايت باشد . و اگر آب كشنيز سبز و آب عنب الثعلب و آب گل سرخ و سدا گلاب هر يك سه ماشه تخم كاسنى صندلين گل ارمنى هر يك سه ماشه در عرق بيدمشك يك توله ضماد كنند بسيار مفيد است . و گويند كه هر گاه درد ساكن گردد توتياى مغسول شادنج مغسول نشاسته هر واحد يك درم شياف ماميثا گل مختوم هر واحد نيم درم مرواريد دو دانگ كوفته بيخته اكتحال نمايند و شيافات لينهء مسكنهء وجع استعمال و لعابات مرخيه و مانند آن در چشم ريزند و حمام مرطب نافع است و از اغذيهء مولدهء سودا مانند عدس و بادنجان و گوشت گاو اجتناب نمايند . و آنچه از نرسيدن غذا بزجاجيه باشد و سببش سده بود به حسب ماده در اسهال و تفتيح سده كوشند مثلًا در مادهء بارد مطبوخ باديان بيخ اذخر افسنتين تخم كشوث به شربت دينار بدهند و در مادهء حار مطبوخ تخم كاسنى اصل السوس عنب الثعلب مويز منقى شاهتره همراه سكنجبين دهند و شربت بزورى و قرص ريوند و امثال آن استعمال كنند و سده از مادهء حار نادر بود و بعد انفتاح سده براى ترطيب ضماد برگ خطمى كه در سرطان گذشت باضافهء سفيدهء بيضه دائم بر چشم نهند و شياف ابيض در شير دختران حل كرده در چشم كشند و روغن بنفشه يا كدو در بين چكانند . و ايضا براى ترطيب مزاج مثل روغن بادام و شير دختران و روغن نيلوفر و سعوط از مسكهء گاو و مغز ساق او و تدبير مرطب مثل فرط خواك و تناول اسفيدباجات وسمه و كدو و خيار مع لحوم چرب و لحم ماكيان فربه و زردى بيضهء نيمبرشت به عمل آرند و از هر چه مالح و حامض و حريف و مجفف باشد اجتناب نمايند . و طبرى گويد كه علاج عدم غذاى زجاجيه اينست كه در غذا بر مرطبات اقتصار نمايند و ماء الشعير ايام متوالى بنوشند تا بدن را ترطيب دهد بعده استفراغ به اين مطبوخ نمايند اگر ظاهر شود كه از سده است فوموجبلى و بزر جزر برى هر واحد سه درم تخم كرفس انيسون هر واحد چهار درم سناى مكى اسطوخودوس هر واحد پنج درم و مويز منقى پانزده درم تمر هندى ترنجبين هر واحد بيست درم انجير بيست عدد جوشانيده صاف نموده به قدر صد درم گرفته هفت درم شكر طبرزد سوده انداخته و سه درم تا پنج درم روغن بادام تلخ بالايش ريخته نيم‌گرم بنوشند و از اين مطبوخ دو شربت در مدت هفت روز بياشامند اگر مزاج و قوت و سن و فصل و بلد احتمال آن نمايد و در جميع امراض چشم جهد نمايند وقت علاج كه مزاج مريض بحدت متغير نشود و به اعتدال رد كنند اگر از آن خارج شود و چون اين مطبوخ نوشيدند بر دوشيدن شير دختران از پستان در چشم مواظبت نمايند و اين ضماد بر چشم نهند برگ خبازى يا برگ خطمى جوشانيده بسايند و با سفيدهء بيضه و روغن بنفشه آميزند و از قرب كافور به چشم و از شم آن اجتناب نمايند هر گاه مرض در اين رطوبت باشد و به روغن بنفشه يا روغن كدو يا روغن خلاف سعوط كنند لا سيما اگر در آنجا صداع باشد و براى ترطيب شياف ابيض به شير دختران در چشم كشند . و اگر مرض از عدم غذا و قلت او باشد و سببش يبوست بود بنا بر كثرت استفراغ يا كثرت سوم يا ترك طعام مانند آن همگى عنايت بترطيب مصروف دارند و در اينجا سبيل به استفراغ و نوشيدن چيزى از مجففات بنوشانند و از رياضت سخت و عرق بسيار در حمام منع كنند و نطولات به ادويهء مرطبه مثل بنفشه و نيلوفر و برگ بيد استعمال نمايند . و اگر وقت بنفشهء تر باشد بنفشهء تازه را در گلاب تر كرده شب بر سر نهند و به خواب روند و تعديل خوابگاه نمايند و از سموم و بادهاى گرم محفوظ دارند پس به اين طريق غذا كثرت پذيرد و بجليديه رسد و از آنچه اقبال عافيت و ابتداى زوال مرض ظاهر شود اينست كه زوال غور حادث در عين اولًا فاولًا معلوم گردد و هر گاه چشم در هيئت بطبيعت خود عود كند و صداع وحدت زائل شود مريض صحت يابد . و آنچه از زوال عنب باشد اگر غلبهء خون دريابند فصد كنند و مسهل مناسب مزاج دهند و بعد تنقيه مدمعات در چشم كشند و موافق خامهء چشم از اسرب مانند خود ساخته و در وسط آن سوراخ كرده در رفاذه بنهجى گيرند كه سوراخ بند نشود و بر چشم بندند و از حركت و نظر به سوى روشنى و سرنگون كردن منع كنند و آنچه از ضغطهء جليديه باشد علاجش مثل علاج علاج اورام چشمست چنانچه در رمد گفته آيد از تسكين و استفراغ پس تحليل اورام و تقطير شياف ابيض و دوشيدن شير دختران از پستان و سعوط به اشياى موافقه بعد استفراغ نافع است . و آنچه از تفرق اتصال شبكيه باشد علاج نپذيرد مرگ بهر تسكين الم در ابتدا فصد و تعديل مزاج و اصلاح غذا نمايند و شياف ابيض افيونى با زردهء بيضهء مرغ و روغن گل استعمال كنند . و آنچه از فساد مشيميه باشد فصد سرور و حجامت نقره يا كاهل كنند و به ملينات تليين طبع نمايند و از برگ اسپغول و برگ بارتنگ و برگ عنب الثعلب آب براورده بجوشانند پس حفض و قدرى شياف ابيض حل كرده صبح و شام در چشم چكانند و طلع كه آن را بهار خرما گويند به لعاب اسپغول و اندكى سركه و روغن گل سرشته وقت خواب بر چشم ضماد كنند و شياف
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 350 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )