تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
بود آن صفراوى باشد و اين هنگامىست كه صفرا در كمال حدت و لذع باشد و دو ماده باشد كه نوبهء هر يك از آن هر دو غب بود پيش و پس يكديگر و با آن سائر علامات اورام صفراوى بود و بحران او قريب‌تر باشد . و اگر با آن ورم سردى و قلت وجع باشد و هر روز نوبه كند دليل بلغميت ماده آن است و اين طويل‌المدهء مىباشد و گاه نوبهء آن ربع مىباشد و اين سوداويست و رمد سوداوى نيز طويل‌المدهء مىباشد و گاه تا چهل روز ميكشد و بيشتر از آن نيز . و سبب اشتداد وجع در رمد يا خلط لذاع اكامل طبقات و يا خلط كثير المقدار ممدد و يا بخار غليظ بود وجع حاد لذاع اكال بر فساد كيفيت ماده و حدت او دلالت كند و وجع ممدد دال بر كثرت مادهء دم يا بر بخار غليظ و ريح باشد و جميع انواع رمد در شب اشتداد كنند اول روز تخفيف مىيابند و رمد سريع المنتهى آن است كه با كثرت سيلان اشك و لذع او حادتر باشد و بطى المنتهى آنكه يابس بود . و بقراط گويد كه چرك رطب سليمست ليكن بطى البرء بود و چرك يابس سريع البرءست الا از آن خوف قروح چشم باشد . و اگر رمص اخضر و اشك بسيار گرم آيد چشم جراجت كند . و اگر زمان سيلان چرك و اشك و ورم طول كند شعر منقلب بود يا قرحه پيدا شود و رمص بر نضج يا بر غلظ ماده دلالت كند و آنكه با نضج بود و بادى چشم در اول اندكى سبك گردد و به سرعت منحل شود محمود بود و رمص صغير الحب بر خير دلالت كند و قطعهء كبار رمص بهتر از صغار بود و حدوث التصاق با جفان دليل شروع نضج‌ست چنان كه به قول جالينوس مادامى كه سيلان رمص بسيار و رقيق حاد باشد دليل زمان ابتدا بود و چون ابتدا بغلظت و قلت نمايد زمان ابتداى نضج باشد تا هنگامى كه غلظت يابد و بچسبد اجفان كه آن زمان قرب كمال نضج‌ست و چون كم گردد رمص و بسيار غليظ شود زمان كمال نضج باشد . و ارجيحانس گفته فضل رقيق كه با آن رمص نباشد در اكثر امر صاحب خود را كور ميگرداند و با رمص مخوف نيست و مامون از كورى و قروح رديه است و خداوند چشم جاحظ قابل‌تر بعظم رمد مىباشد و كثرت اشك بارد در رمد به سبب عدم هضم و نضج بود و دلالت بر بطوى زمان مىنمايد و بيشتر رمد به اسهال طبيعى زائل گردد و ردات رمد به حسب كيفيت ماده باشد و عظم رمد به حسب كميت ماده بود و در بلاد جنوبى رمد بسيار عارض شود و به سرعت زائل گردد و در بلاد بارد و ازمنهء بارد به عكس اين باشد و ابدان صلبه را بر بلاد بارد شمالى و ابدان لينه را بر بلاد جنوبى قياس كنند و نهجى كه بلاد گرم رمد پيدا ميكنند همچنين حمام بسيار گرم چنانچه انسان هنگام دخول آن گمان مىبرد كه رمد عارض شده . و ثابت گويد گاهى رمد كسانى را كه عادى حمام باشد از ترك استحمام به سبب انسداد مسام نيز افتد . و على بن عيسى از ارسطو نقل كرده كه رمد در صيف با تپ نمىباشد مگر بندرت پس اگر صاحب رمد را تپ عارض شود و خصوصاً در تابستان رمد نضج يابد و به سرعت زائل گردد . و اگر رمد بعد تپ شدت كند منذر بآفت عظيم بود و بكورى انجامد و جماعت كحالين گويند كه اگر سرخى شديد و رطوبت كثير بود مادهء خون باشد . و اگر سرخى شديد و جفاف بود صفرا باشد . و اگر سرخى اندك و چرك بسيار بود بلغم باشد . و اگر هر دو اندك بود سودا باشد .

طريق تشخيص انواع و اسباب رمد :

بايد كه اولًا دريافت نمايند اگر رمد خفيف با سرخى قليل و سوزش اندك و سيلان اشك بود و بعد گرمى آفتاب يا صداع احتراقى يا حمى يوم احتراقى يا رسيدن غيار و دخان يا سردى يا ضربه يا هواى تند يا ديدن چيزهاى بسيار روشن يا نظر به چشم مرمود يا خوردن اغذيهء مضر چشم يا كثرت مطالعهء كتب يا سهر مفرط و غيره اسباب خارجى پيدا شده باشد تكدر بود . و اگر رمد مفرط با سرخى و انتفاخ و دمعه و الم شديد لذاع اكال و ممدد باشد رمد حقيقى بود پس اگر مرض عظيم‌تر و صعب‌تر باشد و ورم به حدى رسد كه سفيدى چشم سياهى او را بپوشد و بند كردن چشم مشكل گردد و گاهى اجفان از داخل بشكافد و خود از آن سيلان نمايد و رنگ ورم همچون گل‌سرخ باشد و ردينج بود . و بعد تشخيص رمد حقيقى نوع مادهء او مشخص كنند به اين طور كه حال شدت و خفت وجع بپرسند اگر وجع شديد گويد مادهء حار بود بعده بسرخى چشم و كثرت و قلت چرك و عروق نظر كنند و بپرسند كه در ممدد ضربانىست يا ناخس محرق پس اگر سرخى شديد با كثرت چرك و عظم و انتفاخ و ظهور عروق و در ممدد و ضربان صدغين و ديگر آثار غلبهء خون از عظم نبش و قانيت بول و كسل و نعاس و ثقل رأس و بعد عهد از فصد و حلاوت فم و تنحيل چيزهاى براق سرخ در خواب و زمان ربيع و سن شباب و تقدم اكثار تناول اغذيهء مؤلد دم و ورم پلك و انقلاب آن بخارج معلوم شود مادهء دموى باشد . و اگر سرخى با قلت چرك و وجع ناخس و محرق ملتهب و در اكثر دمعه رقيق حاد و عدم التصاق اجفان بود و ديگر آثار صفرا مثل تلخى دهن و اشتعال بدن و زردى رنگ و تخيل شعله و نيران در خواب و حدوث آن در زمان صيف و سنتهاى شباب و تقدم اكثار اغذيه و ادويهء مؤلد صفرا و تعب و سهر و شراب صرف و مانند آن يافته شود و مادهء صفراوى باشد . و اگر وجع غير شديد گويد مادهء بارد بود بعده اگر با سرخى خفيف ثقل شديد و انتفاخ عظيم و حرارت قليل و اشك و چرك و التصاق بسيار بود ديگر علامات بلغم مثل لين ملمس و سردى او و تخيل آب و باران در خواب و كثرت آب و لزوجت دهان و حموضت آن و كمى عطش و كسالت بدن و سفيدى رنگ قاروره و براز و سن طفوليت و شيخوخت و فصل سرما و برد مزاج و تقدم اغذيهء بلغميه و كثرت سكون و مانند آن باشد مادهء بلغمى بود . و اگر با كمودت رنگ ثقل و جفاف