تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
چهلم اعضا بگشايند بگشايند و الا باز نگشايند لهذا در مرض خفيف هشتم روز مسهل معمول است و از روز چهارم منضج شروع ميكنند و تدبير كلى اين مرض نضج كامل است و قبل از نضج كامل اسهال ممنوع و مضر است و روز دوم از مسهل اگر تپ نبود باز منضجات مشتمل بر مقويات و مسخنات كبد اگر شق راست مؤف بود و مسخنات و مقوبات قلب اگر شق چپ معمول بود بدهند اگر مرض قوى باشد تا چهلم روز تقويت اين عناصر ضرورست و بعد مسهل تقويت معده بمصطكى و زرنباد و فاواينا و اسطوخودوس سوده به هليلهء مربى يا اطريفل سرشته معمول است چه اطريفل دابغ و منقى مخصوص عضو مؤف يعنى دماغ است و سكنجبين عنصلى با شربت زوفا به ماء الاصول و يا ماء البزور حاريا معتدل بياشامند و خورانيدن ترياق اربعه و ثمانيه و جوارش بلاد هر چه موجود باشد و مناسب دانند با عرق باديان و شيرهء آن نافع است و مداومت يك درم سداب شرباً و روغن دارچينى دلوكاً مجرب است و همچنين بهر تبديل مزاج ترياق كبير و يا مثروديطوس نيم درم و كلكلانج و مانند آن بدهند و هر شب بعد تنقيه معجون فلاسفه و معجون بلادر و اطريفل كبير و معجون وج و مرباى آن بخورند و ديگر ادويهء مركبه مثل جوارش اترج علوى خان و سفوف اترج ايشان و خميرهء اسطوخودوس و حب عنبر و موميائى و ازاراقى و حب سرخ و سياه و حب سيماب و حب بيش و حب سم الفار حسب حاجت به عمل آرند و فقرات و اعصاب را به روغنهاى گرم محلل و مقوى اعصاب چون روغن قصط و غير آن گاه ساده بمالند و گاهى جندبيدستر و عاقرقرحا در آن روغنها آميزند و يا موم و روغنى گداخته و قدرى فرفيون آميخته نيم‌گرم تدهين كنند و يا موميائى كافى در روغن حنا مالش نمايند كه بعد يافتن فلاج از فالج دفع ماندگى اعضا ميكنند و يا ضماد جوزبواد مالش زنجبيل و زرنباد كنند و يا قسط تلخ مركى فرفيون سوده به روغن گل ممزوج نموده نيم‌گرم بمالند و آبزن مخترع حكيم علوى خان نيز مجرب است و سوارى كشتى و نقل از بلد بارد به شهر گرم مفيد بود و در اين مرض تا گرسنگى صادق و تشنگى سخت نشود غذا و آب نخورند و ترك طعام شب واجبست و چون قريب بضحت شوند عضو مسترخى را حركت دهند و غمز شديد كنند و بخرفه و درشت بمالند و بايد كه در فالج بر اخراج خون جسارت نكنند الا بعد تحقيق غلبهء خون كه بيمار سرخ رنگ و جوان بود و فصل و مزاج و قوت مساعد باشد در اين صورت فصد حائر بست اما خون كمتر به احتياط تمام گيرند و گر نه بلغم غلبه خواهد كرد و در ابتدا مهما امكن در تقليل غذا كوشند . بيان بعض تراكيب معمول در فالج منقول از مطب اساتذهء كرام روز منضج بايد كه در منضج بلغم وزن اسطوخودوس پنج ماشه و انجير سه عدد كنند و عود صليب و دو ماشه گاو زبان عنب الثعلب بيخ كبر هر يك شش ماشه عوض بيخ كاسنى و بيخ كرفس و مويز منقى داخل كرده در عرق عنب الثعلب نيم اثار جوشانيده گلقند حل كرده بدهند غذا شورباى كبوتر و گنجشك يك وقت و به جاى آب عرق مكوه و وقت شام ترياق فاروق به قدر يك نخود بشهد خالص شش ماشه سرشته ليسانيده بالايش عرق مكوه عرق گاو زبان جوشانند . ايضاً در مرض خفيف صرف اصل السوس گاو زبان بيخ باديان بيخ كاسنى باديان اسطوخودوس در عرق عنب الثعلب و باديان جوشانيده با گلقند براى نضج دهند و بعد نضج اجزاى مسهله افزايند . ايضاً براى مرد جوان در فصل صيف كه استرخا در فكين و قدم و عسر حركات باشد منضج از گل بنفشه اصل السوس خطمى خبازى گاو زبان بيخ باديان هر يك شش ماشه در عرق عنب الثعلب و گاو زبان هر يك نه توله شب خيسانيده صبح جوشانيده گلقند ماليده داده شود و روز دوم اسطوخودوس به جاى گل بنفشه باز عود صليب دو ماشه گل بنفشه چهار ماشه عنب الثعلب شش ماشه موير منقى نه دانه بيخ كبر شش ماشه روفاى خشك سه ماشه باديان شش ماشه انجيز زرد هفت عدد تخم قرطم يك و نيم توله سناى مكى يك و نيم توله افزوده جوشانيده صاف نموده فلوس خيارشنبر شش توله گلقند چهار توله روغن گاو شش ماشه داخل كرده مسهل دهند و در مسهل سوم حب ايارج داده و روز دوم از مسهل براى نضج ماده و تقويت دماغ گل گاو زبان سه ماشه پرسياوشان چهار ماشه بيخ كاسنى شش ماشه اسطوخودوس چهار ماشه جوشانيده گلقند حل كرده اول هليلهء مربى خورانيده بنوشانند . ايضاً در خلل خفيف دماغ كه حس و حركت بعد غسل قدرى ناقص گردد و در گوش هواى سرد معلوم شود ماء العسل از گاو زبان چهار توله در سه آثار آب جوشانيده عسل پاو آثار داخل كرده باز جوشانيده بدهند و گاو زبان گل گاو زبان هر يك پنج ماشه پرسياوشان هفت ماشه نبات يك توله در عرق باديان پاو اثار جوش داده بطور قهوه بخورانند و غذا عسل و نان بعد دو سه روز كه تخفيف شود و قبض باشد گلقند عوض نبات كنند باز مكوه گل بنفشه گل سرخ هر يك هفت ماشه گاو زبان گل گاو زبان هر يك پنج ماشه عوض بيخ كرفس و بيخ اذخر و اسطوخودوس در منضج بلغم افزوده منضج دهند و بعد اسطوخودوس در منضج بلغم افزوده منضج دهند و بعد نضج اسطوخودوس پنج ماشه سناى مكى يك توله تربد سفيد سه ماشه مغز فلوس هفت توله روغن زرد بيخ ماشه اضافه كرده مسهل دهند و به دستور روز دوم تربد و بعد دو مسهل چند روز منضج داده حب ايارج خورانيده بعد تنقيه معجون فلاسفه دهند . ايضاً به صورت مرض خفيف بعد ماء العسل در منضج بلغم گاو زبان پنج ماشه عوض اصل السوس و باديان و انجير افزوده روز پنجم داده روز هجدهم اجزاى مذكوره و سناى مكى و مغز فلوس گلقند روغن بادام در منضج اضافه كرده مسهل دهند و بعد تنقيهء كامل عود غرقى عود صليب مصطكى سورنجان هر يك نيم ماشه در گلقند آميخته همراه عرق باديان بخورانند و عود صليب سورنجان