تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
و در ربيع و تابستان نيز بسيار مىباشد و نزد وزيدن باد شمال اشتداد مىيابد جهت تجفيف و يبس آن و اين علت اكثر زائل و منحل ميگردد به بواسير و دوالى . و گويند كه اگر سبب مانيا و داء الكلب حرارت جگر و يبوست آن باشد و عقب او استسقا عارض شود و به رطوبت آن منحل و زائل گردد و بيشتر اين علت به مشاركت معده افتد و از قى كردن شفا يابد و از علامات منذره به مانيا كابوس با حرارت دماغ و امتلاى قدمين از خون و سرخى آن و بستن خون در پستان زن است و چون دوالى در آخر مانيا عارض گردد در اكثر دلالت بر انحلال و زوال آن مينمايد و بسا است كه عارض ميگردد مانيا در امراض حاده و آن دليل بحران است و در اكثر اشتداد مانيا دلالت بر بحران آن مينمايد . و شيخ مىفرمايد كه صبارا جنون مفرد است كه با سرسام حار صفراوى عارض مىشود حتى كه انسان با وجود آنكه مسرسم مىباشد هذيان بطور مجنون مضطرب مىكند و با قرانيطس مفرد هذيان و اختلاط عقل مىباشد و با آن جنون نميباشد . و اگر باشد صبارا بود . و ايضا گويا كه آن مانيا است مركب با قرانيطس چنان كه قرانيطس گويا كه ماليخوليا مركب با ورم و تپ است و بيشتر در صبارا جنون تقدم مىكند پس عقب آن ورم و تپ مىشود و صبارا آنگاه مىباشد كه چون قرانيطس از صفراى صرف و محترقه بود پس اين ماده هرگاه به سوى دماغ مندفع شود و به اول وصول خود جنون حادث كند و باوى يا بعد آن ورم پيدا كنند سبب صبارا باشد و در قرانيطس جنون عارض از ورم مىباشد و در صبارا جنون و ورم هر دو يكبارگى از ماده حادث ميشوند و يكى از اين هر دو سبب ديگرى از آنها نمىباشد . و اگر چه گاهى هر واحد از آن هر دو سبب زيادتى ديگر ميگردد . و هرگاه صبارا ظاهرشود با سهر طويل و خواب مضطرب و ترسيدن در خواب و جستن در نفس كبير متواتر و نسيان و جواب غير مطابق سؤال و سرخى چشمها و اضطراب آنها و گرانى در آنها و گويا كه در آن چيزى افتاده است و گاهى در آن زردى مىباشد و در آنجا احساس تمدد نزد قفا و وجع به سبب تصاعد بخار مىباشد . و ايضا در چشم اشك به غير اراده و به غير يك چشم سيلان مىكند بعد از آن چون مرض مستقر گردد تپ سخت و زبان خشن و خشك شود و پس در آخر آن حركات پلك به سبب ضعف ساكن گردد و حركت ثقيل شود حتى كه تحريك پلك و از جنون هذيان منقطع مع عجز از كلام و قلت آن باقى ماند و برچيدن ريزه از جامه و كاه در اكثر اقدام نمايد و در نبض ضعف و صغر و صلابت به سبب يبس زياده گردد و گاهى صبا را غير محض و صرف واقع مىشود پس حالات او از كلام و ذكر و حركات مختلف بود كه گاه منتظم و گاهى غير منتظم باشد .

علاج كلى اقسام جنون

به قول مسيحى در معالجه جنون بايد كه اولًا اعتنا بامر سر و ترطيب آن كنند به اين طور كه در آب شيرين بنفشه و نيلوفر و بيخ خطمى و برگ بيد و جو مقشر و پوست كدو و خيار و برگ كاهو و خشخاش سفيد و گل سرخ و گل بابونه و لفاح جوشانيده بر سر ريزند و اين نطول يك مرتبه قبل طعام و يك مرتبه شب استعمال نمايند مريض را راست بنشانند تا نطول بر مقدم سر او باشد و اثر آن در اندرون سر به سهولت برسد و به روغن بنفشه و يا روغن نيلوفر و روغن كدوى شيرين به شير دختران در بينى چكانند و شير زن يا شير بز بر سر دوشند و اعضاى سفلى و دست و پاى او به روغن نيلوفر و روغن بنفشه بمالند و ساقها و رانهاى او بربندند تا ماده به اسفل منجذب گردد و اگر در آنجا سهر باشد شربت خشخاش كه با پوست آن ساخته باشند به آب انار شيرين يا بماء القرع يا به آب آلو بخارا يا به ماء الشعير بنوشانند و اگر قبض طبع باشد حقنه‌هاى لينه مثل حقنه معمول از بابونه و بنفشه خشك و جو مقشر و سپستان و خطمى و خارخسك و روغن كنجد تازه و فانيذ و شكر سرخ و نمك نان به عمل آرند و غذا اگر حرارت شديد باشد بكدو و خيار و اسفاناخ و ماش و كاهو مسلوق و مطنجن در روغن بادام سازند و اگر حرارت نباشد چوزه‌ى مرغ و دراج و لحم برّه و پايچه بز و زرده بيضه و ماهى تازه كوچك و شراب ممزوج به آب بسيار دهند و هرگاه در دماغ چيزى ترطيب حاصل شود و احتياج به تنقيه بدن باشد به مطبوخ معمول از هليله و غيره آنچه اسهال فضول صفراوى محترقه كند استفراغ نمايند . جرجانى و ايلاقى كه علاج اين به علاج سرسام حار نزديك است اول نگاه كنند اگر امتلاى اخلاط باشد فصد نمايند تا اندك خون ردى كم شود و به هر وجه كه ممكن باشد تدبير ترطيب كنند و در هر اندك مدت تنقيه سودا نمايند و آنجا كه خلط دموى يا صفراوى باشد بعد از فصد تنقيه به مطبوخ هليله كنند و آنجا كه سوداوى باشد به مطبوخ افتيمون كنند . صفت مطبوخ هليله پوست هليله‌ى زرد پانزده درم پوست هليله كابلى ده درم افسنتين افتيمون هر يك چهار درم بسفائج نيم‌كوفته پنج درم سناى مكى سه درم تربد نيم كوفته چهار درم آلوى سياه سى درم تمر هندى بيست درم فلوس خيارشنبر بيست درم ترنجبين پنجاه درم به دستور مطبوخ بپزند و صاف كنند و اگر حاجت باشد نيم دانگ سقمونيا در آن حل كنند و بدهند و اين نسخه مثل دستورالعمل است و اطبا لائق هر شخص در كمى و زيادتى آن تصرف كرده ميدهند و باشد كه بنفشه و عناب و نيلوفر زياده كنند و برعايت معده مصطكى و انيسون افزايند و تدبير ترطيب بدين ترتيب كنند كه هر صبح كشكاب چهل درم با بيست درم شربت خشخاش و سه درم روغن بادام بدهند . صفت شربت خشخاش آب نيلوفر
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 227 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )