تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
افشرده آب صاف گرفته به شكر سفيد شربت به قوام جلاب بپزند و اين بهتر و الطف از دياقوذا است بعد از آن چون مرض سكون يابد فصد قيفال كنند و حل طبيعت به اين مطبوخ نمايند هليله زرد پانزده درم آلو بخارا عناب هر واحد سى عدد تمر هندى از ليف و تخم پاك كرده بيست درم ترنجبين پانزده درم برگ عنب الثعلب يك دسته كشوث و تخم كاسنى هر واحد يك كف بنفشه پنج درم همه را برسم مطبوخ بپزند و در آن دو دانگ افسنتين و نيم دانگ سقمونياى مشوى حل كرده نيم گرم بنوشانند و اين وقتى است كه قوت او احتمال نمايد و سن و مزاج او مطاوعت كند بعد از آن در طريق دوا لزوم ماء الشعير باشربه مذكوره نمايند و در اغذيه مزوارت معمول بماش و اسفاناخ و كاهو مسلوق و قطف و كاسنى مسلوق دهند . و اگر مرض انحطاط پذيرد چوزه مرغ رطب و جوذابات بخشخاش مغلف بر آن به فراريج و پايچه بره مطبوخ بجو مقشر و ماش مقشر و مدققات از سينه بچه ماكيان و دراج و تذرو و زرده بيضه مغسول به روغن بادام و آب شيرين بدهند و طريق غسل آن اينست آب شيرين در پاتيله كرده بالايش اندك روغن بادام اندازند و بجوشانند تا آب فانى گردد پس بيضه در آن بشكنند و حركت بسيار دهند و چون بيضه پخته شود بگيرند و سفيدى از زردى جدا نمايند بعده بزردى اندك روغن بادام چكانيده با قطف مسلوق و اندك كشنيز رطب بخورند . و اگر جماز و طلع يافته شود اندكى از آن بخورند . و اگر زمانه بادام تر باشد قبل استحكام آن به شكر سفيد خورند و چون مرض متعسر گردد اين سعوط به كار برند آب حى العالم آب حشيشه ماميثا آب برگ عنب الثعلب جوشانيده و صاف كرده روغن بنفشه و روغن نيلوفر و روغن مغز تخم كدو و سفيده بيضه و شيردختران همه را به مقدار واجب به وزن متساوى و مختلف به حسب اعراض مرض و قوت ادويه گرفته جمع نموده به عمل آرند و نطول از اين آب سازند بگيرند بنفشه خشك و بنفشه تر و سپستان و گل سرخ هر واحد يك كف جو كوفته سبوس گندم هر واحد دو كف برگ عنب الثعلب دو دسته بزرگ برگ اسپغول يك دسته بزرگ برگ خبازى يك دسته همه را در آفتابه به آب شيرين بجوشانند تا مهرا گردد و بعده نيم گرم بر يافوخ و شيون از بلندى يك شبر بريزند و بعد ريختن اين به پوشيدن سر و سكون و خواب امر كنند . و اگر از زمانه‌ى زمستان باشد از تعرض هوا حذر كنند . و اگر فصل تابستان بود بموضع هواى سرد بنشانند و نيلوفر تازه و شاهسفرم تر گلاب پاشيده پيش او دارند و از شميدن كافور و خوردن سركه و دوغ و مصل و اشربه مرتب از سركه پرحذر باشند كه مورث يبس‌اند . و بدانند كه براى تطفيه‌ى اخلاط صفراوى دو طريق است يعنى اگر محترق و فاسد نگردد و حدت نپذيرد سواى آنكه كثرت يابد بحموضات مثل شربتهاى غوره و ريباس و ترشى ترنج و سكنجبين ساده در بلادى كه متحمل سكنجبين بزورى نباشند و مانند آن نمايند و بعد احتراق اخلاط صفراوى و احتداد و فساد آنها به ماء الشعير و جلاب و شربت خشخاش و كاهو مسلوق و كاسنى و قطف و مانند آن كنند پس در اين هر دو حال و بفرق ما بينهما تأمل نمايند و به دلك پاى اين مريض و ساقين و قدمين آن و تمريخ سواى فخذين به روغن بنفشه و روغن گل نيم گرم باك نيست و ابن سيار در اين مرض بنوشانيدن اين حريره امر ميكرد بگيرند شير ماده خر كه آن را اندك جو و برگ بيد و كاسنى و حشايش رطب سليم از كيفيات حريفه و تلخى خورانيده باشند تا آنكه شير آن صلاحيت يابد و از آن شير و نشاسته و روغن بادام و نبات سفيد حريره سازند و بعد تنقيه و نطولات استعمال نمايند كه اثر محمود ظاهر مىشود و بقاياى مرض زائل مىگردد و زنى كه قشف و يبس و سوء حال به هزال ميداشت علاجش در بغداد به اين حريره كردم و از اطعمه رديه پرهيز او كنانيدم پس بدن او رطب گرديد و قشف زائل شد و در ترطيب بدن صحيح بهتر از اين و اقرب تأثير چون تدبير مزاج موافق او باشد چيزى نديدم . سويدى گويد كه در مانيا شرب ماء الشعير به شربت نيلوفر و تنطيل رأس به ماء الشعير مرات كثير در حمام و تضميد سر بجراده كدو يا بمغز تخم كدو سوده به آب جراده كدو سرشته و سعوط به روغن مغز تخم كدو و غذا بكدو مطبوخ جيد به روغن بادام و دوشيدن شير زنان بر سر و سعوط بدان و نوشيدن شير بز تازه و دوشيدن آن بر سر و خوردن سرمق مسلوق به روغن بادام كه در آن شيره‌ى خشخاش و كشنيز سبز داخل كرده باشند و كذا تغذيه به بقله يمانى مسلوق به روغن بادام و كذا بقله خرفه و طيب به روغن بادام و خوردن خيار مع پوست او بعد قطع او يك شبانه روز و كذا قثاء تازه مقشر و كذا غذاى بيضه ماكيان نيمبرشت و كذا پايچه جدى شيرخواره و گوشت او مسلوق و مطنجن به روغن كنجد تازه و كذا نان سفيد محكم الصنعت و كذا اطراف حمل شيرخواره و لحم او مطبوخ و مطنجن بشيرج تازه همه از مجربات من است . و به قول ابن بطلان و غيره تنطيل رأس به طبيخ گل بنفشه و طبخ برگ سبز آن و كذا به طبيخ كاهو در حمام و سعوط به روغن بنفشه و شيردختران و كذا به روغن بيد و شيرمذكور و تضميد سر بتخم كاهو سوده به آب كاهو سرشته و كذا از پوست خشخاش باريك سوده و شرب شربت خشخاش و تغذيه بكاهو خام و مسلوق مطيب بشيره بادام و كذا بماهى تازه رضراضى بريان به روغن كنجد تازه و كذا بماكيان فربه مسلوق و مطبوخ بكدو و كذا برشتا و مرقه حنطه هر واحد نافع . و به قول رازى شرب بيخ فاشرا هر روز يك مثقال تا بست روز نافع چنانچه عورتى باستعمال اين تا ايام كثير ازمانيا نجات يافته . مصنف اقتباس مىنويسد كه همشيره زاده نواب حافظ الملك را داء الكلب نائبه بود چنانچه در ابتداى موسم بهار پديد آمدى و در تابستان غلبه نمودى و گاهى در سالى دو بار پديد آمدى پس من ماء الجبن به شربت الهى و حب لاجورد علوى خان دادم در يك سال دو بار و تا سه چهار سال همين تدبير مقرر داشتم بفضل الهى صحت كلى يافت .