تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
و قرفه و جوزبوا و بهمن سفيد و سرخ و زرنباد و درونج و نارمشك و سك هر واحد يك جز و مشك عشر جز و همه را باريك كوفته به حرير بيخته بگيرند هليلهء كابلى بست عدد آمله سى عدد در سه رطل آب بجوشانند تا يك و نيم رطل بماند صاف نموده عسل يك رطل انداخته به آتش معتدل بپزند و كف بردارند تا آب بسوزد فرد آورده ادويه بسرشند شربتى از آن يك درم . ديگر مثل آن حرمل پنج درم كمازريوس اسطوخودوس كمافيطوس برگ بادرنجويه مر خوشبو افتيمون هر واحد ده درم سه رطل آب بر آن انداخته به آتش ملائم بپزند تا ثلث بماند صاف نموده بگيرند مويز منقى و كشمش يك رطل و كوفته آب مذكور اندك اندك بر آن ريزند و باريك بسايند تا بقوام عسل آيد و در پاتيله انداخته زير آن آتش ملائم كنند تا بقوام آيد بعده قرنفل و بادرنجويه و مصطكى و فرنجمشك و زعفران و بسباسه و پوست ترنج خشك هر واحد سه درم عود هندى دو درم باريك كوفته بيخته بر آن ريزند و حل كنند تا مستوى گردد و در ظرف آبگينه يا چينى بدارند و در هر سه روز يك درم تا سه درم حسب حاجت بخورند كه اين مرض را فى الحال نفع بخشيد چون صاحب او از آن برآيد و در اوقات راحت بهر آنكه تقويت نفس و قلب عجيب كنند . و مىبايد اصحاب اين مرض را كه چون از آن خارج شود از اغذيهء مولدهء سودا مثل شراب كهنه حاد و غير آن كه در قول مسيحى گذشت و از غضب و هم احتراز كنند و اغذيهء محموده مثل نان سميد و لحوم خرفان و جدى و ماكيان و ماهى رضراضى و استحمام به آب شيرين و دلك معتدل و تمريج به روغن بنفشه استعمال نمايند و با قومى از صاحبان عقل و ادب معاشرت كنند و الحان حسنه سماعت نمايند و شراب ابيض كه نه كهنه باشد و نه نوع به مقدارى كه سرور آرد و سكر نيار بنوشند و به چيزى كه مسرت بخشد نظر كنند و جلوس در مواضع باد و بساتين و مزارع سبز تازه سازند و در فصول به تناول ادويه مسهل سودا كه لطيف باشد و تناول او برايشان سهل بود تعاهد نماند .

[ طبرى ]

طبرى گويد كه قسمى از ماليخوليا از امتلاى همه بدن و عروق آن از اخلاط سوداوى فاسد حادث مىشود و اين نوع بحسب فصول سال و اغذيه و حسن تدبير و فساد آن متغير و زياده مىگردد و علاجش بعد مراعات سن و مزاج و فصل و غيره قوانين فصد باسليق است و تغير همه تدبير او به مرطبات و صبر بر آن چند روز بعد فصد بعد از اين ماء الاصول بنوشانند خشخاش سفيد عناب سپستان اذخر و گل آن هر واحد يك كف پوست بيخ كبر و باديان هر واحد يك باقه مصطكى سنبل الطيب حب الزلم تودرى بوزيدان اشنه اصل السوس مقشر برگ جمسفرم هر واحد به مقدار واجب برگ بادرنجبويه و گاو زبان هر واحد يك كف مويز منقى يك كف كبير همه را خوب بجوشانند و از آن مقدار سه رطل آب صاف بگيرند و در ظرفى كرده به آب سرد بدارند اگر زمانه تابستان باشد و هر روز بست درم با سه درم روغن بادام تلخ و سه درم روغن بادام شيرين هفت روز تا ده روز بنوشانند و در اين ايام روغن بنفشه بر بدن بمالند و بدان سعوط كنند . و بعد از آن چون طبيب را يقين شود كه بدن او رطوبت قبول كرده و اخلاط او اندك ترطيب يافته به اين مطبوخ تنقيه نمايند : هليله سياه بيست درم هليله كابلى ده درم افسنتين هفت درم حشيش غافث و قنطوريون و كمافيطوس و كماذريوس و شكاعى و باداورد و جعده هر واحد چهار درم بيخ سوسن آسمانجونى و عنصل مشوى هر واحد سنا و بسفائج هر واحد چهار درم تخم كرفس انيسون هر واحد سه درم برگ جمسفرم و بادرنجبويه و فرنجمشك و گاو زبان و پرسياوشان هر واحد يك كف شاهتره كف كبير آمله و شير آمله و بليله هر واحد چهار درم مويز منقى بيست درم همه را به دستور مطبوخ بپزند . و قانون او اين است كه هفت چندان آب انداخته به آتش معتدل بجوشانند و در طبخ آن مبالغه نكنند تا مكدر و فاسد نگردد بعده يك شربت از آن به حسب قوت مريض و سن و مزاج آن صاف كرده هفت درم افتيمون كوفته در آن انداخته تا دوازده ساعت بعد از آن جوش خفيف داده صاف كرده يك درم غاريقون و دو ثلث درم تربد و نيم درم ايارج فيقرا و يك و نيم دانگ لاجورد مغسول و نيم دانگ خربق سياه مدبر به شير تازه همه را سوده به عسل سرشته در آن بمالند و نيم‌گرم بنوشانند . و چون از دوا فارغ شوند تدبير مرطب به غذا كنند مثل خورانيدن شورباى چوزهء مرغ رطب و حريرهء شير خر كه در مانيا بيايد و پايچه بره مطبوخ بجو مقشر در تنور و مانند آن و سعوط به روغن بنفشه و شير دختران و آب عصى الراعى و آب جراده كدو استعمال كنند و نطول كه درمانيا خواهد آمد بر سر ريزند . و چون اين همه به عمل آوردند فصد هر دو صافن كنند و اندك خون به حسب قوت مريض برآرند . بعد از آن چند روز راحت دهند مع حسن تدبير در غذا و لزوم آبزن و دخول حمام كه آب او شيرين باشد و اطالت در حمام نكنند . بعد از آن به مقدار مابقيهء علت و ظهور اعراض نظر كنند اگر اعراض فزع باقى بود مداوا به مؤانست و خوشبوهاى موافقه نمايند و مجلس او را با رياحين خوشرنگ و خوشبو آرايش دهند و شراب مائى بنوشانند و الحان خوش به سماعت رسانند . و با كسى كه در صحبت او محبت و دوستى داشته باشد مجالست نمايند و لباس سفيد پوشانند و جهد كنند كه تاريكى نبيند و قبل هجوم ظلمت استراحت نمايند و چراغ خانه او تا طلوع آفتاب خاموش نكنند . و چون اين نوع ماليخوليا و سائر انواع او متعسر گردد اين معجون كه امتحان كرده ام بخورانند هليله سياه پوست هليله كابلى هر واحد پنج درم زراوند مدحرج و طويل و عود وج و زرنباد و غاريقون سفيد ملائم و تربد سفيد مجوف و گاو زبان و برگ بادرنجبويه و برگ فرنجمشك هر واحد چهار درم حرمل و شونيز هر واحد دو درم جنطيانا و دارشيشعان هر واحد يك و نيم درم ماهيزهرج و حب الغار و شكاعى و بيخ لفاح و اسطوخودوس و حشيش غافث
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 207 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )