تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
افتيمون يا مطبوخ آن . و اگر از آن كراهت كند بگيرند سنا هفت درم گل سرخ و بادرنجبويه و نيلوفر هر يك سه درم شكر سفيد ده درم جوشانيده و صاف نموده معجون نجاح پنج يا هفت مثقال در آن حل كرده سحرگاه بنوشانند و اين حب افتيمون ايشان را نافع بود و اسهال به رفق به غير اذيت كند افتيمون بيست درم بسفائج و ايارج فيقرا هر واحد ده درم غاريقون پنج درم نمك هندى سه درم اسطوخودوس هفت درم شربتى از آن سه درم و دواء المسك حلو و اين مفرح نيز ايشان را نافع است و نسخه همان است كه در قول ابن عباس گذشت ليكن وزن هليله كابلى چهل عدد و هر واحد از ادويه دو درم و مشك تبتى يك دانگ و قاقله عوض سك است باقى به دستور شربتى يك مثقال . و اگر به سبب احتراق سوداى طبيعى حادث شود اعسر علاج و ابطأ برء و أردأ از سائر انواع باشد علاجش تنقيه دماغ و جميع بدن است از خلط سودا بحب افتيمون و مطبوخ آن و ايارج روفس و جالينوس و لوغاذيا معجون نجاح بكرات و مرات هر صباح جلاب از بادرنجبويه و گاو زبان و نيلوفر و بنفشه هر يك سه درم و از گلقند شكرى ده درم بنوشانند و غذا نخوداب بشيره مغز قرطم و اندك ماش مقشر دهند . و هرگاه نضج در قاروره ظاهر شود مطبوخ افتيمون يا مطبوخ هليله سياه بنوشانند و نوشانيدن ماء الجبن با افتيمون ايشان را نافع است . صفت ماء الجبن بگيرند يك رطل شير بز و جوش دهند و يك اوقيه سكنجبين انداخته حركت دهند تا جوش آيد پس فرود آورده صاف نموده آب او بنوشند و شورباى خروس پير با بسفائج نيز ايشان را نافع است و ايارج جالينوس را در تنقيه دماغ صاحب اين مرض خاصيت عجيب است و حقنه لين كه در قول گيلانى گذشت به عمل آرند باضافه بابونه و غير آن و آنچه نشاط آرد و سماع و اخبار ساره و ملاقات بشخصيتى كه مؤانست باشد و تغريق رامن روغنهاى مرطب و ريختن آب شيرين نيم‌گرم بر سر و نطول به آب تخم خطمى و غير آن كه در قول صاحب كامل گذشت و بعد از آن دوشيدن شير از پستان بر سر و نهادن پنبه به شير تر كرده بر آن و سعوط بادهان مذكوره به عمل آرند و هر صبح جلاب او عرق گاو زبان به شكر ده درم و يك مثقال از اين مفرح بدهند بگيرند گل سرخ و سعد و قرنفل هر واحد پنج درم بسباسه قرفه تخم فرنجمشك پوست ترنج هر يك سه درم مشك خالص يك دانگ كوفته بيخته به شربت سيب يا ترنج بسرشند و اين دواء المسك حلو ايشان را نافع است مرواريد بسد كهربا ابريشم خام مقرض هر يك دو درم مشك خالص يك و نيم مثقال تخم فرنجمشك تخم نمام تخم مرزنجوش مصطكى جوزبوا فلفل دارفلفل دارچينى قرنفل خيربوا ساذج هندى پوست ترنج بهمن سفيد و سرخ تخم بادروج هر واحد يك و نيم درم كوفته بيخته به عسل بسرشند شربتى از آن يك مثقال . و اگر به سبب حيض باشد و علاجش تلطيف دم طمث است و هر صبح جلاب از پرسياوشان و اصل السوس و تربك هر يك سه درم و شكر ده درم بنوشانند و غذا مزوره آب نخود بشيره حب قرطم و زيرباج معمول به سركه و نخود و زعفران و شكر دهند .

[ خجندى ]

خجندى گويد كه اگر سببش خلط سودا مخصوص بنفس دماغ باشد فصد صافن و تغريق سر به ادهان مرطبه و ادمان دوشيدن شير بر سر كنند و هر صباح خميره بنفشه ده درم گاو زبان يك درم اصل السوس يك درم ترنجبين ده درم بنوشانند و نخودآب به لحوم بره و چوزه مرغ فربه خورانند . و اگر با وى تپ باشد ماء الشعير و نخود به روغن بادام و اسفاناج و كدو دهند بعد ظهور نضج اين مطبوخ افتيمون چند مرتبه بدهند نسخه آن هليله كابلى هليله سياه هر يك ده درم بليله شير آمله هر يك چهار درم مويز منقى بيست درم سناى مكى شش درم گل سرخ پنج ردم افسنتين شكاعى باداورد هر واحد چهار درم اسطوخودوس كمافيطوس كماذريوس بسفائج كوفته هر يك سه درم گاو زبان بادرنجبويه هر يك پنج درم ساذج هندى قرنقل هر واحد يك و نيم درم تخم بادرنجبويه تخم فرنجمشك تربد هر يك دو درم انيسون باديان هر واحد يك درم همه را در شش رطل آب شيرين بجوشانند تا ربع بماند پس افتيمون سه درم در آن اندازند و ماليده صاف كنند و غاريقون يك درم صبر چهار دانگ نمك نفطى دو دانگ لاجورد شحم حنظل كتيرا هر واحد يك نيم دانگ شكر ده درم بر آن انداخته به قدر احتياج از آن نيم‌گرم وقت سحر بنوشند و كسى كه اخراج صفرا مع لك بخواهد بليله زرد هفت درم در مطبوخ و سقمونيا نيم دانگ در سر دارد افزايند و از مولدات سودا پرهيز كنند و در تخضيب بدن كوشند . و اگر سببش امتلاى جميع بدن از سودا باشد علاجش همين است ليكن قوى تر از اين و علاج ماليخوليا كه از احتراق بلغم يا سودا باشد همان است كه در قول ابن الياس مذكور شد و اين سكنجبين افتيمونى صاحب ماليخوليا و توحش و صرع را نافع است افتيمون ده درم بسفائج شش درم بادرنجبويه تخم بادروج تخم فرنجمشك زرنباد و رونج بمنين ساذج ينبل قاقله هر يك سه نيم درم تخم كشوث تخم كاسنى اصل السوس بيخ كاسنى هر يك يازده درم گاو زبان پانزده درم زوفا كمافيطوس حاشا هر يك چهار درم پرسياوشان پنج درم گلقند شكرى مثل مجموع همه ادويه را در سركه كهنه يك شبانه روز تر كنند بعد از آن پنج رطل آب بر آن ريخته به آتش ملايم بجوشانند صاف كرده شكر به قدرى كه طعم او محسوس گردد بر آن انداخته به قوام آرند شربت پنج درم به ماء الجبن يا به آب خالص در اين روغن لبوب سبعه اصحاب ماليخوليا و امراض سوداوى را نافع است مغز فندق مغز بادام مغز پسته كنجد مغز جوز مغز چلغوزه مغز تخم كدو مساوى روغن برآرند و به قدر نيم درم از آن سعوط كنند و اين حقنه لين نافع اين مرض است بابونه اكليل الملك و ديگر ادويه كه در قول گيلانى گذشت هر يك پنج درم و ترنجبين پانزده درم