تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اسطوخودوس پنج درم ايارج فيقرا پانزده درم به دستور حب سازند شربتى از آن سه درم تا چهار درم .

[ بوعلى ]

بوعلى گويد كه بعد فصد اگر خلط سوداوى حقيقى و مائل ببرودت دريابند تنقيه به حبوب مرتب از افتيمون و صبر و خربق كنند و ابتدا به انضاج نمايند . بعده در اول امر بادويهء خفيفه كه در آن افتيمون و شحم حنظل و اندك سقمونيا داخل بود تنيقه سازند بعد از آن به طبيخ افتيمون و غاريقون بعده اگر فائده نشود ايارجات كبار استعمال كنند . بعد از آن اگر احتياج تنقيه باشد خربق مع خوف و حذر و حجر لاجورد و حجر ارمنى و حب مرتب از اين هر دو بلا خوف و بدون حذر استعمال نمايند و بيشتر ايشان استعمال اين ادويه مذكوره در ماء الجبن به طريق مداومت مقدار از دوا نفع مىكند . و اگر از اين نفع مترتب نگردد اعاده از تدبير اول كنند و در هر هفته تنقيه بحب لطيف متوسط كنند و فيما بين آن اطريفل افتيمونى استعمال نمايند و خوردن ايشان اطريفل بافتيمون به اين صفت آزموده است بگيرند اطريفل سه درم و افتيمون يك درم و ايارج نيم درم و در هر ماه تنقيه بدواى قوى از ايارجات كبار و حبوب كبار كنند تا آنكه مرض زائل گردد . و ايضا قى استعمال نمايند خصوصا اگر ببينند كه در معده چيزى است كه در مرض مىافزايد و معده شديد الضعف نباشد و بايد كه قى بآبى كنند كه در آن پودينه و كنكرزد و تخم ترب و ترب در سكنجبين تر كرده بخورند و مقدار سكنجبين سه استار و مقدار آب او يك استار باشد و زياده و كم به قدر قوت كنند . و اگر خوف ضعف قوت باشد از خربق اجتناب نمايند . و هرگاه تنقيه كرده شود قصد تقويت قلب نمايند باشيائى كه مكرر مذكور شد و اين اطريفل افتيمونى در اين باب مجرب النفع است و چون مرض مزمن گردد بخربق كنند و مضوغات و غراغر معروفه استعمال كنند و شمومات خوشبو و مشك و عنبر افاويه و عود به عمل آرند .

[ ابن عباس ]

ابن عباس گويد كه هرگاه اين مرض از غلبهء خلط سوداوى و مره سودا بر بدن عارض شود بايد كه نظر كنند اگر غلبه دم دلالت كند اخراج آن از فصد به حسب حاجت كنند اگر دم خارج سياه باشد . و اگر در آنجا حاجت اخراج خون نباشد و مريض كثير الغم و هم و با خبث نفس كثير الخوف و متوحش از مردم و قليل النوم باشد تدبير مرطب استعمال كنند تا آنكه او را خواب آيد . بعد از آن تنقيه بدن او به مطبوخ افتيمون و غاريقون متوسط القوة نمايند بعده چند روز اغذيهء رطبه دهنده بر بدن او آب نيم‌گرم كه در آن بنفشه و نيلوفر جوشانيده باشيد بريزند و اعادهء تنقيه به مطبوخى كه قوى تر از اول باشد بايد كرد و چند روز راحت دهند و تدبيرش به تدبير رطب سازند بعد از آن بعض حبوب مسهل سودا دهند پس نظر كنيد اگر آثار صلاح از سكون مرض و تراجع عقل مريض پديد آيد همين تربير به عمل آرند . و اگر فائده نشود و خوف از آن زائل نگردد ايارج جالينوس دهند پس ايارج روفس به مطبوخ افتيمون و غاريقون و اسطوخودوس و چشيش غافث و بعد خورانيدن اين معجونات نظر كنند اگر صلاح يابد و ذهن او عود كند و خوف از آن زائل گردد و سكون يابد چند روز راحت دهند و غذا به لحوم حملان و جدى و پايچهء آنها بطريق شوربا يا مطنجن به زيت عسيل و روغن بادام بدهند و از فواكه مويز خراسانى و انجير خشك و پسته به مغز بادام خورانند و از بقول بادرنجبويه و پودينه و نعنع و مانند آن دهند و اعادهء ايارج و تدبير مذكور كنند تا آنكه صلاح تام يابد . و اگر از اين ايارجات اثر صلاح نه بيند و مرض كم نگردد اين دواى مركب از لاجورد و ايارج بدهند ايارج فيقرا افتيمون هر واحد چهارم درم حجر لاجورد غاريقون هر واحد دو درم سقمونيا يك درم قرنفل بست حبه باريك سوده به حرير بيخته بشربت سفرجل يا شربت پوست بسرشند شربتى از آن يك مثقال تا دو درم و اين در هر هفته يك دفعه بدهيد كه دواى نافع اين علت است و از اين عدول نبايد كرد كه بارها تجربه كرده ام و چون از اين تدبير مرض صلاح يابد و عقل مريض عود كند ليكن قدرى فكر و خوف باقى ماند بايد كه بتقويت قلب عنايت تام كنند تا اين بقيه از آن زائل گردد و اين چنان باشد كه نظر كنند اگر در بدن او حرارت نباشد و نبض سريع و ملمس بدن گرم نبود دواء المسك حلو و مر به قدر حاجت بدهند و اندك ترياق كبير به عرق بادرنجويه يا عرق گاو زبان دهند . و اگر در آنجا حرارت باشد اين دوا بايد داد گل سرخ و صندل سيفد و گل ارمنى و گاو زبان و كشنيز خشك و قرفه و قرنفل و زرشك هر واحد دو درم طباشير تخم خرفه در پود چينى و عود خام هر واحد يك درم تخم بادرنجويه يك نيم درم بسد و كهربا و ابريشم خام هر واحد نيم درم كافور دو دانگ همه را باريك كوفته بحرير بيخته صبح دو درم به شراب كه در آن گاو زبان تر كرده باشند و شربت سيب بخورند و مثل او وقت خواب و چون حرارت قوى نباشد اين مفرح منسوب به كندى بدهند گل سرخ شش جز سعد پنج جز قرنفل مصطكى سنبل الطيب اسارون هر واحد سه جز قرفه زرنب هر واحد دو جز هيل بسباسه قاقله جوزبوا هر واحد يك جز و همه را باريك كوفته بيخته از مجموع ادويه سى و شش مثقال بگيرند و يك رطل آمله در هفت رطل آب بجوشانند تا بسه رطل آيد صاف كرده ثفل او دور كنند و آب آمله را در ديگ انداخته بر آن يك رطل فانيز سنجرى ريخته بپزند تا مثل لعوق گردد از آتش فرود آورده ادويهء مذكوره حل كنند شربتى دو مثقال و نيم . صفت معجون ديگر مفرح نفس محمود براى فهم محسن لون نافع خوف عارض و رداءت فكر و سائر عراض سوداويه بگيرد بادرنجويه و پوست ترنج و قرنفل و مصطكى و زعفران