تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و ماليدن شير بز و شير زن بر كف‌هاى دست و پا و تارك سر همچنين انداختن اندكى از آن در بينى و گوش تنها و يا ممزوج با روغن‌هاى بارده مثل روغن كدو و كاهو و غيره و نوشيدن ماء الجبن ساده با شربت نيلوفر در جميع انواع مفيد است . شيخ و ايلاقى مىگويند كه اگر با اختلاط عقل حمى و ضعف و در عضوى علامات افت و الم و ورم نبود و از اسباب يبوست هم نباشد و از علاج صائب اثر صلاح پديد نيايد در اين صورت بر سر و روى مريض طمانچه چند سخت بزنند تا كه مريض به هوش باز آيد و بعضى اقويا محتاج ميشوند بداغ صليبى بر وسط سر اگر تدبير ديگر مفيد نشود .

رعونت و حمق

و آن ضعف افعال فكريه است در اشياى عمليه چون تدبير معيشت كه آن تدبير منزل و مخالطت و معاشرت با مردم و احبا و اهل و اولاد باشد و لهذا صاحب اين مرض كارهاى بىحاصل مانند كودكان مىكند و آن را احمق گويند . و فرق ميان هر دو آن است كه رعونت استبداد راى و شدت انانيت است به حيثيتى كه هيچ كس را برابر خود در اصابت راى و عقل و دانش و تدبير و غيره نداند و نه بيند . و حمق عدم فكرت و دانش و نقصان عقل است و هرچند منشاى رعونت نيز فى الحقيقت حق است و از اين جهت آن را كه به غير استحقاق ارتفاع بر مردم تفوق جويد نيز احمق خوانند و تخيل صاحب اين مرض در امور سهل سليم مىباشد و در غايات بيهوده و ضعف فكر كه در عمليات ديگر مثل طب و هندسه و غيره باشد آن را سوء صناعت گويند . و آنكه در علوم و مسائل دقيقه باشد بلادت نامند نه حمق . و صاحب كامل و جامع الصناعه مىگويند كه گاهى حافظه و فكر هر دو فاسد ميگردد و آن را حمق گويند مانند آنكه مشايخ را به سبب ضعف دماغ ايشان عارض مىشود . و شيخ الرئيس مىفرمايد كه اختلاط ذهن و رعونت و حمق اگر جه هر دو آفت عقل‌اند و سبب محدث اين همه در بطن اوسط دماغ واقع مىشود و ليكن فرق در هر دو آن است كه اختلاط ذهن آفت در افعال فكر به حسب تغير و تشويش است و رعونت و حمق آفتى است در افعال مذكور به حسب نقصان يا بطلان و حال او شبيه به حال پيرانه سالى يا كودكى در نقصان عقل مىباشد . بالجمله اسباب اين مرض يا برودت ساذج است فقط و يا مع يبوست مشتمل بر بطن اوسط از جوهر دماغ تا مؤخر او و بالعكس و يا برودت مع مادهء بلغمى مرتبك و تشبث در تجاويف اوعيهء بطن مذكور و اين اكثر بود و قيد ماده به بلغميت بهر آن است كه مادهء سوداوى كه محدث آفات در افعال فكر ميگردد و آن را ماليخوليا گويند .

طريق تشخيص اين اسباب :

بايد كه اولًا سردى ملس و انتفاع از مسخنات و تضرر از مبردات دريافت كنند بعده بپرسند كه در سر سبكى معلوم مىشود يا گرانى . اگر سبكى بگويد برودت ساذج باشد بعد از آن حال بيخوابى و خشكى دهن و بينى و غيره آثار يبوست نيز بپرسند اگر مريض اقرار اين هم كند برودت مع يبوست باشد و الا برودت صرف بود . و اگر گرانى سر بيان كند برودت مع مادهء بلغم باشد پس از غلبهء خواب و كثرت رطوبت دهن و بينى و ديگر علامات بلغم نيز سؤال كنند .

علاج

اگر برودت تنها باشد بتسخين دماغ و اگر مع يبوست بود بتسخين مع ترطيب پردازند به طورى كه در علاج امراض دماغى بارد ساذج و نسيان يابس مذكور شد و در ماليخوليا بيايد . و به قول شريف خوردن وج مزيد ذكا است . و ابن هيثم گويد كه بلع كردن قلب هدهد در ساعتى كه از سينهء او برآرند زكا مىبخشد و سفوف كندر فلفل هليله مصطكى مساوى شكر برابر همه هر صبح يك مثقال خوردن حمق و رعونت را نافع است . و كذا معجون لبوب و شربت ابريشم با موميائى و مفرح هليجى مسمى بدانش بخش و معجون حافظ العقل از تصانيف حكيم علوى خان در اين باب انفع . و ايضا در يبسى غذا به گوشت ماكيان فربه و تيهو و دراج با دارچينى خوشبو ساخته و حلويات معتدله و فالودجات شيرين به روغن بادام آميخته به غايت مفيد و ادهان حار رطب مثل روغن خيرى و بابونه و ياسمين و نرگس بر وسط سر ماليدن و طبيخ ادويهء گرمتر بر سر ريختن براى تسخين و ترطيب دماغ سودمند . و آنجا كه برودت مع مادهء بلغمى باشد به استفراغ و تحليل آن كوشند به دستورى كه در علاج امراض دماغى بلغم و نسيان بارد رطب مادى گذشت و قى بسكنجبين عنصلى و تخم ترب نمايند و با وجود اين واجب است محافظت قلب و تقويت آن بدانچه مقوى آن است بالخاصيت مثل خميرهء ابريشم لولوى و مانند آن . و خجندى گويد كه اگر سبب اين علت سوء مزاج دماغ باشد فقط در اين صورت حاجت شديد معالجه قلب نباشد اما اگر اين مرض در جوهر روح باشد در اين حالت حاجت به علاج قلب شديد باشد . و بايد كه اين علاج به ادويهء مفرحه بود و نفع آن براى سوداويت مزاج ظاهر است و براى برودت قلب نيز ادويهء مفرحه را خاصيتى است خصوصاً هرگاه كه دواى قلبى مع لك مصلح دماغ بود لا محاله در نفع ابلغ باشد . و لهذا شيخ الرئيس در اين مرض بهر تقويت قلب به ادويهء مخصوصهء آن مثل دواء المسك و مثروديطوس و مفرح نيز امر فرموده و بايد كه مسكن مريض خانهء روشن گرم باشد . بالجمله تدبير بيدارى و تلطيف غذا و تقليل آن و ميل دماغ بمزاج يابس كنند و نيز تلطيف خون و تعديل و تقليل و تسخين آن نمايند بنهجى كه موجب شدت غليان و تبخير نگردد و بلكه حار لطيف غير غالى بچيزهاى مذكى ذهن و مصفى آن نمايند . و مضرترين اشيا براى ذهن امتلاى اغذيه و رطوبات است و تناول مبردات و مرطبات مؤلد بلغم و افراط سكون و آنچه موجب حرارت و يبوست است نيز و يبوست از جهت نقصان مضرت به ذهن ندارد بلكه از جهت افراط در سرعت حركت يا به سبب افراط قلت روح و انحلال آن به أدنى حركت مزيل استمساك از روح مضر ذهن باشد . و به قول صاحب شفاء الاسقام در بارد رطوبى اطريفل و خميره اسطوخودوس بهترين اشيا است و در يبسى به اغذيه و اشربه و نشوق روغن بنفشه
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 187 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )