سوس كه بيدخورندهء پشمينه باشد ، افسنتين و پودنهء نهرى و ساذج هندى ، گريزاننده آنها و مانع از خوردن پشمينه است .
امّا گريزاننده سباع ،
گفتهاند شير از خروس سپيد مىگريزد و پلنگ و گرگ ، در اماكن داراى عنصل داخل نمىشوند و پلنگ از شجرهء مران كه چوب سنان هارب است .
و گربه و دلق از بوى سداب و روباه از بادام تلخ مىميرد و خربق كشنده خوك است و ازاراقى ، كلاب و ابن آوى را و خانق النمر ، پلنگ را قاتل است .
اما نهش هوام و لذع آنها :
هرگاه نامعلوم باشد ، بلاتأمل سه چهار انگشت بالاتر از موضع لذعه را محكم ببندند و موضع را با دهن آلوده به روغن گل سرخ به قوّت بمكند و يا محجمه چسبانند و به قوّت بمكند تا هرچه از موضع و حواليش برآيد دفع نمايند . بعد از آن به الصاق محجمهء آتش اقدام نمايند ؛ با زدن تيغ يا بدون آن و جوجه شكم شكافته را با گرمى بر موضع شرط گذارند . پس اگر بعد از اين اعمال و تدابير ، در وجع ، خفّتى و در احوال ، فى الجملة سلامتى حاصله آمده ، معلوم است كه سورت سم ، شكسته شده و روى به انجاح آورده و اگر بر خلاف ، اعراض در تزايد باشد مىبايد اصرار بر تضميد ادويه جاذبه قويّه نمود ؛ مثل سرگين كبوتر و پودنه از هريك قدرى عجين نموده با سگبينج به اضافه مشكطرامشيع و خاكستر چوب رز و درخت انجير و سير خام و امثال آنها .
نهايت سعى و اجتهاد در شناختن حيوان لاذع نمايد تا اقدام بر استعمال ترياق مخصوص به آن كند .
اما حيات كه مارها باشند ،
انواع و اصناف آنها بسيار است و بيان همه موجب طول كلام و خارج از وضع مختصر اين خلاصه است . علامات لسعهء آنها اگر ديده نشوند ، التهاب و عطش است و علامت زدن افعى ، اولا از موضع فرو رفتن دندانش خون بيرون مىآيد و بعد از آن ، صديد يعنى چرك آميخته با خون بدبوئى . بعد از آن ، بىحسى در اعضايش پديدار مىشود و شبيه به زيت اخضر ، رطوبت بسيار بدبوئى از موضع لسعه سيلان مىكند .
علاجش محكم بستن چهار انگشت بالاتر از موضع لسعه است كه مانع از سرايت سم شود و اگر انگشت را زده باشد ، فورا بريدنش از بالاتر ، نعم العلاج است ؛ زيرا كه فورا سالم از درد و نفوذ سم مىشود و اگر اين دو كار ممكن نباشد ، فورا تيغ زنند و با شاخ حجامت به قوّت بمكند تا سم را از موضعش برآرد و ادويهء جاذبه سم بر موضع