خاتمه : در تدابير سموم مشروبه و ملذوعه :
[ مقدمه ]
از احتراز آنها و تعرّف اينكه چه سمّى وارد شده و مداواى خاصه براى هريك در ضمن مطالب ثلاثه به نحو اختصار عرض مىنمايد .
اول ، بيان احتراز از سموم مشروبه اين است كه همواره ملتفت باشد كه در شدت جوع و عطش ، اقدام به اكل و شرب چيزهائى كه رائحه و اطعمهء حادّه و حريفه يا كريهه و يا رائحه و طعم غريبهء غير معتاده داشته باشد ننمايد ؛ خاصه قهوههاى سوختهء شديد الكيسه صفرا شهيره به عزبى و جوهريات مسكره و غير مسكره و حلويات دسمه كه ادويهء حريفه داشته باشد .
در جا جائى كه مواضع تهمت است ، به قدر امكان نرود و اگر لابد به رفتن باشد ، پيش از خوردن مأكول و مشروبى ، از ترياقات مانعه از تأثير سموم ، قدرى بخورد ؛ مثل مثروديطوس و ترياق كبير يا ترياق الطّين كه از گل مختوم يا گل داغستان و حبّ الغار مساوى - بعضى ايرسا به وزن نصف يكى از آنها داخل كرده - با عسل مصفّى و مقوّم ، اجزا را عجين نمايند ؛ تا يك مثقال و نيم الى دو مثقال بلع نمايند . و يا جوز التين كه مغز گردو شش مثقال و نمك و برگ سداب خشك شده ، از هريك يك مثقال ، كوفته با گل سفيد يا گل داغستان - دو وزن مجموع - سرشته ، تا چهار مثقال بلع نمايند . همچنين ، برگ سداب و مغز هسته اترج يا نارنج ، از هريك دو مثقال ؛ مغز تخم كدو ، يك مثقال ؛ نمك طعام ، يك مثقال و نيم ، كوفته با انجير خشك ماليده تا عجين شود و دو مثقال يا بيشتر و يا اندكى كمتر صرف نمايند . مغز هستهء نارنج تنها و مغز حبّ الغار تا ده دانه جويده فرو برند و با خود داشتن پادزهر معدنى هندى يا قندهارى و شاخ ايل و پادزهر حيوانى و نارجيل دريائى و جدوار خطائى امتحان نموده كه نيم نخودش را سائيده ، داخل خمير نان به مرغى بخورانند اگر نميرد ، از امتحان برآمده و تناولش عيبى ندارد و گل داغستان و گل مختوم و مهره زهركش ، براى ملسوعه بسيار خوب است .
اما تعرف آنكه از سموم حاره وارد بدن شده و يا بارده ، از عوارض مسموم بايد فهميد ؛ پس اگر در داخل بدن از مرى تا منتهاى مدافع و اطراف ، سوزشى و گزندگى و تقطيعى و التهابى و خشكى و انشقاقى در زبان و لبها يا خشونت و سوادى و عطش زيادى باشد ، البته از سموم حاره است ؛ مثل بيش و ذراريح و قرون السّنبل و زهرهء پلنگ و امثال آنها .