گذارند تا التيام پذيرد و هرگاه زخم از قبيل نمله ساعيه يا آكله باشد محتاج به داغ نمودن اطراف آن است تا از سعى و تعدّى فساد ، منع نمايد ؛ زيرا كه آتش احداث خشك ريشه مىنمايد و جفافش مانع از تعدّى فساد و استعداد قبول عفونت است ؛ زيرا كه رطوبات را آتش ، فانيه نموده و همچنين است استعمال ادويه كاويه مثل زنجار و زاج و قلقطار كه اصفر از زاج است و زراوندين - ذرورا و يا عجينا با سركه و عسل و غير اينها - و زدن سنگ جهنّم كه مستعمل اطباى فرنگ است ، بسيار نافع و مؤثّر است .
هرچند جروح و قروح ، به اين خباثتها اگر منجر شود ، اقدام بر اصلاح آنها بدون حضور جرّاح ماهرى از حوصلهء اعلّا بيرون است ؛ ولى اشاره به علاج آنها را براى تبصره اشخاص عاريه از علم و تذكرهء دانايان فى الجملة و يا مهره از اين فنّ ، لازم دانسته ، به ذكر مجملى پراخته .
[ عرق مدنى ]
از جمله زوايدى كه از ظاهر بدن بروز مىكند ، رشتهاى است كه در كتب طبيه به اسم عرق مدنى مسطور است و در بعضى بلاد ، مثل لار كه از بلوك گرمسير فارس است و قندهار ، كثير الوقوع است كه از قرار مسموع ، بازارى در قندهار هست كه سكنهاش جميعا بيرونآورندگان رشتهاند كه به وضع خاصى مىشكافند و مادّهاش را از بيخ بر مىآورند .
در ابتداى بروز ، ورمى با درد و سوزش مانند دمل ظاهر مىشود و احيانا درد و سوزش ، به حدّى مىرسد كه لرز و تب احداث مىكند تا دو روز و بيشتر و از سر ورم رشته سرى برمىآورد مانند رگ باريك و سفيد همينكه سرش بيرون آيد همهء اوجاع و عوارضش كم مىشود .
ولى لازم است كه بعد از بروز ورم ، ابتداء به تنقيه و فصد از باسليق نمايند تا مدد به مادهء محدثه آن از فضول بدن نرسد .
هرگاه از به دو بروز ، مظنون شود كه ورم ، مقدمّه بروز آن است ، رادعات بر ورم نمالند ؛ بلكه اقتصار بر ملينّات اطليه و اضمده كنند تا به زودى سر برآورد ؛ زيرا كه بر ردعش مفاسد مترتّب است و مادّه ، قابل تحليل يا برگشتن و از مدافع معتاده بدنيه اندفاعپذير نيست و از اين جهت است كه بعضى اطباء مثل قرشى و ديگران ، آن را حيوان ذى روح دانسته و گفتهاند كه بعد از خروج ، لحظهاى متحرّك بوده است ؛ لكن خلاف واقع است .
بعد از آنكه سر برآورده ، بايد مكرر پنبهء كهنه را در روغن كنجد يا روغن بادام يا