است به : تكرار اطليه و تبريد كبد و تسكين غليان خون و صفراى در او و در كيسه صفرا ؛ خاصه اينكه وجعى در نواحى آنها احساس شود و اگر مغصى و پيچى در امعاء و وجعى در ناف و زيرش باشد ، بر تسكينش اهتمام تمام بايد به اضمده و اطليه و حقنه مرلقه تا روز پنجم نمايند .
در ششم ، مىتوان اقدام به شرب مسهل مزلقى در صورت احتمال مريض نمود با حرارت و غلبهء صفرا ، فلوس ، انسب است و بدون آنها و مظنه قى ، روغن بيد انجير و روغن بادام شيرين محلول در پياله لعاب اسفرزه انسب است با اينكه اكتفاى به امالههاى مناسب ، اسهل است بر مريض و اقل غائلة و اكثر نفعا مىباشد و بايد مبالغه كرد در اكثار اكل و شرب مبرّدات از لعاب اسفرزه و ماء الشّعير و آب انارين با نعناع و گلپر و نارنگى و آب هندوانه ممزوج با گلاب و امثال آنها .
بعد از فصد و تنقيه ، بر ورم و بثره تيغ عميق زدن است .
بريدن بثره و دمل و خراج را از بيخ و جدا كردنش از گوشت و پوست صحيح ، از مخترعات حقير است كه اين علاج را اول در عورتى كه مشرف به موت بود از حدوث دو خراج بزرگى بر روى كفلش به مقدار كف دست سياه شده و با صلابه و قبب به نظر آمد در عصر روز ششم از به دو بروز مرض از حدى كه سرخ بوده بريده ، به قسمى كه هيچ از خراج باقى نماند و مرهم كتيرا و گل ارمنى با آب طبيخ تاجريزى و خطمى و بزرك و لعاب اسفرزه ساخته ، بر آن جراحت گذارده ، تا نصف از شب هفتم ، مريضه به حال آمده ، طالب تغذيه شده و صبح هفتم را به غير از آن دو جراحت ، ناخوشى نداشت و بسبب انتشار صحّت آن عورت - چون از معارف دار الخلافة بود - هركس را بثره يا دملى در بدنش احداث مىشد ، بدون رجوع و اجازه اطبّاء از بيخ مىبريدند و خون فاسدش را برمىآوردند و از عروض صدمات و احوال هايله مهلكه محفوظ مىبودند .
ساير تدابير منجيه اين مرض خبيث را در رساله طاعونيه كه در سنة يك هزار و دويست و چهل شش از هجرت نبويه مصطفويه على هاجرها و آله آلاف التحية و الصلاة ، هنگام توقف در دار الخلافة تهران نوشتهام ، تفصيل داده ، رجوع به آن رساله بايد نمود ، آن وقت فوايدش براى علاج ، واضحه خواهد شد ان شاء الله تعالى .
امّا ساير اورام ؛ خواه قابله بر تحلّل باشند و يا مستعدّه انفجار - بنفسه و يا به زدن نيشتر و شكافتن - و خواه قابله هيچكدام نباشد ؛ مانند سقيروس - كه ترجمهاش ورم صلب است - و يا از قبيل عقد و انعقادات عصب و سلعههاى غير متبريه و غدد و غير
شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٢٨٠