آنجا ، قدرى از پادزهرهاى « 1 » مانعه از تأثير سموم صرف كند .
فصل دوم : شناختن نوع سم خوراكى
شناختن نوع سمى كه وارد بدن شده است را بايد از عوارض مسموم فهميد ؛ اگر در داخل بدن - از مرى تا منتهاى مخرج - و اطراف بدن سوزش و گزش ايجاد شود و در زبان يا لبها التهاب و خشكى و تركخوردگى يا خشونت و سياهى و عطش زيادى باشد ، البته آن سم وارده از سموم حارّه - مانند بيش ، ذراريح ، قرون السنبل ، زهرهء پلنگ و امثال آنها - است .
اگر سبات و بىهوشى و كمودت رنگ و سردى اطراف و اعضا و بىحسى رو داده شود ، البته از سموم بارده - مثل شوكران ، بنگ ، عنب الثعلب ، جوز ماثل ، گشنيز تر ، اصناف ردّيهء فطر كمأة و غير آنها - است .
فصل سوم : معالجهء مسموميتهاى خوراكى
اولين اقدام ، رسانيدن ضدّ آن سمّ به بدن است كه ضرورىترين امر است ؛ يعنى در سموم حارّه ، بايد از مبردات ترياقيهء مفرده « 2 » و مركبه « 3 » استفاده كنند
هامش
( 1 ) . مانند « مثروديطوس » و « ترياق كبير » و يا « ترياق الطين » كه از گل مختوم يا گل داغستان و حب الغار بهطور مساوى اخذ كرده و بعضى ايرسا به وزن نصف يكى از آنها هم افزودهاند و همه را بايد با عسل مصفّى و مقوّم عجين كنند و تا يك مثقال و نيم الى دو مثقال بلع كنند .
يا ترياق جوز التين كه از شش مثقال مغز گردو و يك مثقال از هريك از نمك و برگ سداب خشك شده را كوفته و با دو وزن مجموع آنها گل سفيد يا گل داغستان سرشته و تا چهار مثقال بلع كنند . يا مغز هستهء اترج يا نارنج ، از هريك دو مثقال ؛ مغز تخم كدو ، يك مثقال با يك مثقال و نيم نمك طعام كوفته و با انجير خشك ماليده تا عجين شود و دو مثقال يا بيشتر يا اندكى صرف نمايند . جويدن و فرو بردن تا ده دانه مغز هستهء نارنج تنها و نيز مغز حب الغار هم مفيد است .
( 2 ) . مثل لعاب اسفرزه با روغن بادام شيرين و دوغ گاو و شير تازه دوشيده از بز و الاغ معلوفه به فسيل و اسفناج و آب ميوههاى بارده .
( 3 ) . مثل اقراص بارده كه از تخم خرفه ، تخم كاهو ، تخم كاسنى ، مغز تخم كدو ، تخم خيار ، طباشير صدفى و صندل سفيد سوهانى ، از هريك سه مثقالى ؛ گل مختوم ، پادزهر معدنى سبز يا زرد ، گل ارمنى و گل داغستان ، از هريك چهار مثقال ، كوفته و بيخته و يك يا دو دانگ زعفران و به همان ميزان كافور بر آن افزوده و با لعاب اسفرزه و بهدانه كه در بيدمشك يا عرق نيلوفر لعاب زده باشند خمير كرده و قرص بسازند و صبح و شام با آب ميوهها يا ماء الشعير يا لعاب اسفرزه يا دوغ يا شير بنوشند .
طبيب مىتواند برخى ادويه يا اوزن آنها را برحسب اعراض و حالات مريض و ضعف و قوت بنيه و شدت آثار سوء سم يا ضعف آن كم و زياد كند .