علاج :
اين ورم را بايد با تنقيه ؛ فصد و اطليه و اضمدهء لازمه درمان نمود :
بعد از تسكين صفرا و تليين طبع و اخراج ثفل معده و امعاء [ با شرب يك مسهل ] ، در صورتى كه نياز به تكرار فصد نباشد ، از قيفال يا باسليق جانب موافق فصد كنند ؛ خصوصا اگر ورم در سمت راست باشد . امّا اگر نياز به تكرار باشد ، ابتدا از سمت مخالف جانب ورم فصد كنند و بعد از دو روز يا بيشتر - بر حسب اقتضاى احوال - از سمت موافق فصد كنند .
پس از فصد ، ابتدا رادعات « 1 » را به كار ببرند و در تزيّد ، قدرى مرخيّات « 2 » و در انتهاء ، مرخيّات با قدرى محلّلات « 3 » به كار برند و در انحطاط ، اقتصار بر محلّلات نمايند . و در اين ضمن ، هرچه از تنقيه و تبريد كه لازم باشد به وقتش معمول دارند .
نكتهء مهم : در اين ورم ، تا مىشود نبايد تيغ زنند يا زالو بيندازند ؛ زيرا اگر بدون تيغ زدن يا زالو افكندن بيمارى رفع شود ، زحمت مريض كمتر و علاج او هم سادهتر است و با همان تنقيه و فصد رفع مىشود . مگر اينكه با اين اعمال ، درد و سوزش آرام نگيرد ؛ كه در اين صورت لازم است كه زالو بيفكنند يا تيغى بدون عمق بزنند ؛ زيرا مادهء موجبه در حمره ، عميقه نمىباشد و خونى كه در زير پوست است به سهولت اخراج مىشود .
جمره ، فلغمونى و نمله :
جمره ، بثور متفرقه و مجتمعهيى است كه با اندكى ورم سطح پوست كه در اثر مادهاش - كه صفراوى مركب با خون سوداوى است - مانند سوختن از آتش تاول زده است و از جهت شدت سوزش و التهاب ، مثل اين است كه آتش بر عضو نهند ؛ لهذا به فارسى « آتشك » نام دارد .
امّا نمله ، بثور صغارى است كه منبسط مىشود در سطح پوست و با التهاب و سوزش است و به زودى متقرّح مىشود و از مكانش تعدى مىكند ؛ همان گونه
هامش
( 1 ) . مانند تاجريزى ، اسفرزه ، سركه ، گل ارمنى و . . .
( 2 ) . مانند آب گشنيز تر ، و هميشه بهار ، لعاب خطمى و . . .
( 3 ) . مانند لعاب بزرك ، تخم مرو و شنبليله .