بالفعل و المزاج « 1 » ، بدن را به تعريق وادارند و بعد از سيلان عرق ، در صورت اطمينان از نبودن امتلاى معدى و رودىّ ، در هواى گرم حمام بروند ؛ امّا اگر امتلائى باشد ، احتمال دارد با رفتن به حمام ، منتقل به تبهاى عفونى - خلطى بشود .
گفتنى است كه اين تفصيل در تبهاى يوميه ، مخالف وضع اين مختصر بود ؛ امّا به جهت كثرت وقوع و اشتباه آنها به تبهاى خلطى و نيز اهميت آنها - كه اگر از آنها غفلتى شود ، به عفونى يا دقّى منتهى مىشود - چارهاى جز بسط كلام نبود .
فصل دوم : تبهاى خلطى
در تعريف تب گفته شد كه حرارت غريبهء تب اگر به رطوبات سياله تعلق بگيرد ، موجب فساد آن به سبب متعفن كردن آن است . اين تعفين ، يا به خون تعلق مىگيرد ، يا صفراء ، يا بلغم و يا سوداء . بنابراين ، تبهاى خلطى ، بهطور كلى چهار قسم هستند كه اينها را « اجناس مفرده » مىنامند ؛ امّا اگر به بيش از يك خلط تعلق بگيرد ، « مركبه » نام دارد .
اجناس مفرده
چهار قسم مىباشد كه هريك خود اقسامى دارند : دمويه ، صفراويه ، بلغميه و سوداويه .
جنس اول : تبهاى دمويه
اين تبها بر دو قسم مىباشند : سوناخس ( غليانى ) و عفنيه ؛ زيرا تأثير حرارت غريبه در خون ، يا موجب غليان - جوشش خون - بدون تعفن آن « 2 » و
هامش
( 1 ) . يعنى نوشيدنىهايى كه هم داراى مزاج گرم هستند و هم داراى داغى و حرارت محسوس هم هستند . م .
( 2 ) . در اينجا يك سؤال پيش مىآيد كه اگر تب غليانى عفونت ندارد ، پس چرا در ضمن يوميه ذكر نشده و در ضمن تبهاى خلطى كه عفونى هستند ذكر شده است ؟
پاسخ اين است كه اين تب ، در ابتداى تولّدش متشث به ارواح متعلق نمىباشد پس يوميه -