گرمى بدن و در نتيجه عروض تب مىشود ، كه اين را « سوناخس » « 1 » و « غليانى » مىنامند ؛ امّا اگر تأثيرش به حد تعفين برسد ، « عفينه » نام دارد .
الف ) : سوناخس ( غليانى )
اين تأثير غليانى ، در بين اخلاط ، مخصوص به خون است به دو جهت :
يكى ، كثرت مقدار خون نسبت به ساير اخلاط ؛ دوم ، حفاظتى كه طبيعت از خون دارد و به آسانى نمىگذارد حرارت غريبه آن را متعفن كند .
علامت اينكه تب دمويهيى غليانى باشد و به مرحله عفونت نرسيده باشد اين است كه عروضش بدون سرما ، قشعريره و لرز است و حرارت سوزنده از بدن بروز ندارد ؛ گرچه با دمويهء عفونيه هم اشتراكاتى ، چون سرخى زبان و چشمها و لبها و پرى رگها و عظم نبض و تنگى نفس و سنگينى اعضا و كوفتگى اعصاب و عضلات و صداع و ضربان شرائين و شيرينى دهان دارد .
علاج :
اساس درمان اين تب ، تنقيه ، تطفيه و فصد است :
روز اول تا سوم : بعد از اخراج فضول رودهها [ با شرب مسهلى مناسب ] و شرب « 2 » آب طبيخ نيم تا يك مثقال گشنيز و پنج تا ده دانه سپستان نيم كوفته كه در عرق كاسنى يا عرق نيلوفر با يك مثقال نبات و خاكشير جوشيده باشد ، از قيفال دست راست - در صورت غلبهء صداع - يا باسليق دست راست - در صورت تنگى نفس و خفگى قلب - به هر قدرى كه قوت بدنى مساعدت كند و سياهى و غلظت خون از بين برود و روشن و رقيق به نظر بيايد ، خون بگيرند ؛ گرچه روز دوم بروز تب باشد ؛ زيرا در اخراج خون ، نبايد منتظر نضج باشيم و تسكين صفراويت لازم است كه آن هم در ضمن اخراج فضول رودهها و شرب
هامش
- نيست ؛ امّا در خلطيه ذكر شده ، چون با حالات دمويهء عفونى اندكى تشابه در حالات وجود دارد كه ذكر خواهد شد .
( 1 ) . « سوناخس » ، به زبان يونانى يعنى غليان .
( 2 ) . در صبح بنوشد . م .