مطفئات غليان « 1 » خون حاصل مىشود .
روز سوّم : هرگاه با اين تدابير تا روز سوم تب قطع نشود ، بايد همان تخم گشنيز و عناب را در عرق كاسنى با شش تا ده مثقال ترنجبين نباتى بياشامند ؛ خواه در دهان حرارتى « 2 » به هم رسيد باشد يا خير . همچنين اگر يبوستى در طبع باشد ، از لعاب اسفرزه و خطمى و شكر سرخ و خاكشير و نمك و روغن بادام يا روغن كره ، يك آب اماله نمايند و در ناهار آن روز ، يعنى روز سوم ، شورباى رقيقى كه داراى اسفناج و گشنيز و جوجه كه در ناهار مصروف دارند .
اگر تا عصر يا شب روز سوّم تغييرى ظاهر نشد و درعينحال تب هم اشتداد نيافت ، معلوم است كه انتقال به عفنيه ننموده و به تنقيه و تطفيهء آب شب و روز چهار تب قطع مىشود . همچنين در شورباى شب ، آلوچه يا آلوى بخارائى هم مىتوان افزود . و اگر عطش باشد ، قبل از شروع به خوردن آش ، سكنجبين بياشامند .
روز چهارم : صبح چهارم هم بايد مطفئات را بدهند ؛ گرچه تب نباشد .
همچنين در آن روز بايد وضع بيمار را بررسى نمود : اگر زبانش پاك نشده بود و احساس سبكى و اشتهاء در بدن نبود ، پوست ريشهء كاسنى و بنفشه و نيلوفر و بهدانه - خصوصا اگر خراشى در سينه باشد - را بر مطفى بيفزايند و اماله « 3 » را
هامش
( 1 ) . يعنى خاموشكنندههاى جوشش خون كه اشيايى چون عرق كاسنى ، خيار ، هندوانه ، عرق بيدمشك و دوغ ترش ، اين كار را به خوبى انجام مىدهند . م .
( 2 ) . اين حرارت دهان ، علامت غلبهء خون است و مولف ( ره ) مىگويد گرچه اين علامت نباشد ، باز هم مطفى خون را بدهيد . م .
( 3 ) . اگر از استعمال اماله متغذر باشد ، هشت الى شانزده مثقال شيرخشت در مطبوخ مطفى مذكور بياشامند و از العبهء ملينه ، مثل لعاب اسفرزه ، لعاب خطمى و عرق كاسنى و عرق نيلوفر مكرر بنوشد تا شكم سه چهار مرتبه عمل كند ؛ يا عوض مطبوخ ، از شش تا ده مثقال نمك فرنگى در عرق كاسنى يا آب سرد حل كرده و بياشامد و بعد از آن مكررا از العبه يا عرقهاى مذكوره بياشامند . و اگر آن العبه يا عرقيات كمعمل باشند يا بدون -