تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
عاصى بانواع المعاصى بدين بلا مبتلا شده و اندكى سرفه داشت طبيب غير ماهر بر حرارت ضعيفه نبض كه از لوازم سوداء بلغمىست و سرفه بسر مسلول پنداشت و قرص سرطان داد بعد چندى كه علت گونه استحكام يافت در مقام استعلاج نزد اين بىبضاعت تشريف ارزانى فرمود و از انجا كه از اولاد امجاد فرزند خاص نبى مختار جگرگوشهء ذو الاختصاص حيدر كرّار شمشاد بوستان حسن مجتبى گل گلستان شهيد كربلا قدوة العارفين زبدة السالكين حديقهء خاندان رسالت و نبوت درجهء دودمان ولايت و فتوت قطب ربانى محبوب سبحانى حضرت غوث صمدانى رضى اللّه تعالى عنه بود و بهر اين احقر كه سگ عتبه آن درگاه عرش اشتباه است عنايتى داشت بهزار دل و جان خدمت آن صاحب‌زاده را غنيمت مىدانست بلكه حضرتش را بجناب فطانت انتساب سرامد اطباء حذاقت تمثال و سر سيد حكماء عديم المثال رئيس المتطببين شريف المدققين حضرت استاد عليه الاعتماد و سلمه ربّ العباد الى يوم التناد برد چون در معالجهء ايشان ادويهء قلبيه كه ماليخوليا كمتر از مشاركت قلب دست دهد چنانچه شيخ الرئيس بدان تصريح كرده به كار برديم و التفاتى شش و اعضاى اضافى كرديم و بايشان خيال دق و سل مستحكم شده بود مىفرمودند كه همه‌ها در فكر هلاك من‌ند كه من مدقوقم و مسلول و معالجهء خفقان و ماليخوليا مىشود و كلام اللّه تعالى در بغل گرفته به خدمت بعض بعض بندگان تشريف فرما مىشدند و بجد و جهد مىگفتند كه اگر من مدقوق و مسلول نيم بر كلام اللّه دست نهند غرض اين چنين حكايت از اصحب اين علت بسيارست خوفا عن الاطناب بر همين اكتفا نموده هذا اكنون بايد دانست كه قسميست از ماليخوليا كه ويرا مراقى و ماليخولياى مراقى و ماليخولياى نافخه و نفخهء مراقيه و علت نافحه گويند و وى آنست كه بشركت مراق باشد و معنى مراق در اثناء ذكر فتق مذكور شد و مقصود از مراق در اينجا صفاق‌ست و پوشيده نماند كه نسبت اين مرض بمراق از انست كه نفخ مراق از لوازم ويست و الّا مادهء موجبهء آن كه خلط حاد سوداوى باشد گاهى در معده و گاهى در ماساريقا و گاهى در طحال و گاهى در مراق باشد و ابخرهء مظله از ان متصاعد شده بدماغ برآيند و احداث اين مرض نمايند و معدى بيشتر بورم معده يار بود و ماساريقى موجب سده گردد و طحالى تارة احداث ورم نمايد و اخرى به تسديد طحال پردازد و طحال بنا بر تراكم و احتراق از حرارت باطن عام‌ست كه بتوريم مراق انجامد يا نه باعث اين مرض گردد و بالجملهء اروغ ترش و سوخته در اكثر و كمتر بهره‌ور شدن بدن به غذا با وجود كثرت اكل و تمدد و حرقت و وجع معده و مراق و تنگى سينه و كثرت لعاب دهن و انتفاخ شكم و غائط نرم و درد ما بين الكتفين و افراط اشتهاء كاذب