دافعه بود و آثار حرارت جگر گرمى خون و سوزش و مانند آن و حدوث علة در خلا و هم بعد نفوذ كيلوس بجگر بر ان گواهى دهد و از خواص ويست كه آثار سحج مادى نباشد مگر آنكه بمرور ايام بابخراء سطح روده پرداخته باشد و صديدى از احتراق خون و ديگر اخلاط بجگر افتد چه هرگاه در كبد احتراق واقع شود جوهر مائى از جواهر ارضى متميز شده مندفع گردد و صديد و زردآب عبارت از همين جواهر آبىست و آثارى كه در صفراوى مذكور شد با وجود خروج زردآب نشان ويست و سبب خاثرى انفجار دبيله كبد قبل از استحكام نضج و انفتاح سدهء آن و احتراق مفرط كيموسست چه خاثر عبارت از شى غليظ و جسم غريبست مانا به درد لونا و قواما و ظاهرست كه در صور مذكوره خروج جسمى در وى بمنصهء ظهور خواهد رسيد و بالجمله تقدم سبب و عدم امارات آفات امعا دليل ويست
قيله
بكسر اول و سكون ثانى و فتح لام و هاء موقوفه و
قيل
بىهاء لغتىست در ان على ما مر فى باب الفاء عبارت از نزول جسم غريب در كيس انثيين از جوف و تعظيم آنها بدان سببست و وى على ما هو الاصح نوعيست از فتق و تحقيق هر دو در اثناء ذكر فتق گذشت
باب الكاف
و فيه اثنا عشر فصلا
فصل اول در الف
مشتمل بر دو مرض
كابه
بكاف و الف و موحده و هاء بر وزن رافه عبارت از تغير نقش بسبب انكسار و شكسته شدن بنا بر شدت هم ؟ ؟ ؟ وزنست هذا ما فى بحر الجواهر و از بعض كتب لغة كابه بمد الف به معنى پريشانى حال و بدحال شدن بهر سبب كه باشد معلوم مىشود و اللّه اعلم
كابوس
بفتح اوّل و الف و ضم موحده و سكون واو و سين مهمله مرضيست كه آدمى در خواب خيال كند كه چيزى گرانبار بر ان افتاده او را مىفشارد پس نفستنگى كند و حركة منقطع گردد و آواز نتواند كرد مگر مانند شخصى كه ويرا خفه كرده باشند و باشد كه خيمه گردد و چون اين خيال درگذرد فى الحال از خواب بيدار شود و سبب اكثرى آن تضاعد ابخره غليظه است كه در حال يقظه به تحليل روند و در خواب بنا بر فقدان اسباب محلله بمقدم دماغ برايند و جرم دماغ را بيفشارند و از انست كه ويرا بدين نام ناميده چه كيس بالفتح بمعنى افشردنست و گاه باشد كه انقباض دماغ بنا بر اصابة برودة دفعه در خواب باعث اين مرض گردد بالجمله تصاعد ابخره اگر از خون بود حمرت چشم و بدن و غلبهء خواب غير عرق و تخيل سرخى هنگام حدوث علت بر ان دلالة كند و بر ابخره بلغميه بلادت و كندى حواس و كثرت آب دهان و بينى و كسل و استرخاء و تخيل بياض و خضرت در حين عروض علت گواهى دهد و آنجا كه بخار سوداوى بدماغ برايد كثرت فكر و بيخوابى و