تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
تعريب آن بجاى تحتانى الف ثبت نموده‌اند شيخ الرئيس گفته لفظى كه ترجمهء آن تازى طاعون‌ست در زبان يونيان اولا بر هر ورم كه در لحم غدوى كيف ان حادث شود عموما اطلاق مىيافت پستر خصوصا بر ورم گرم كه در موضع موصوف پيدا گردد قتال باشد خواه غير قتال مستعمل گشت پس از ان اطلاق وى بر ورم حار قتال مشتهر شده و بالاخره هر آماسى كه بنا بر استحاله مادهء خود بسمية بافساد عضو انجامد و كيفية رديه آن از رهگذر شرائين بقلب سرايت نمايد و بقتل عاجل عليل پردازد بدين اسم اشتهار دارد

فصل دوم در طاء

مهمله با خاء معجمه و فيه مرض واحد

طحا

بفتح اول و ثانى و الف ممدوده لغة و اصطلاحا بمعنى غشى و اندوه آمده و ازينجاست كه در كلام حكمه انتظام صاحب الشرع سيد الانام عليه و آله الصّلواة و السّلام و اذا اخذكم طحاء على قلبه فلياكل السفرجل واقع شده هذا اكنون بايد دانست مؤلف عليه الرحمة تبعا بما قال صاحب بحر الجواهر ويرا بثقل و غشى تعبير نموده و پوشيده نيست كه در كتب لغة اگرچه اين لفظ را بمعنى گران نيز نوشته‌اند ليكن اين مقام بذكر اين معنى آبىست مگر آنكه مراد از ثقل گرانى قلب باشد فتامل

فصل سوم در راء

مهمله مشتمل بر پنج مرض

طراخودوطيس

بطاء و راء مهملتين و الف و خاء معجمه و واو و دال مهمله و واو و طاء مهمله و تحتانى و سين مهمله بيونانى مرادف طاسوقوسيس و سوقوسيسست و مر من غير مرة

طرسيوس

بطاء و راء و سين مهملات و تحتانى و واو و سين مهمله ثانى بيونانى نوعى از ثاليل‌ست كه ما تحت وى مده باشد و مر فى باب المثلة ؟ ؟ ؟ فتذكر

طرفه

بفتح اول و سكون ثانى و فتح فاء و وقف ها در لغة اولا بمعنى لطمه و چيزى بر چشم زدن كه آب از ان روان شود و حمرتى بر طبقهء ملتحمه حادث گردد آمده پس از ان تسميه للشى باسم السبب اطلاق اين لفظ بر نفس حمره حادثه از ان اشتهار يافت پستر على سبيل التشبه هر حمرتى كه در چشم حادث شود باىّ سبب كانت بدين اسم موسوم گشته لكن مصطلح اطبا آنست كه بسببى از اسباب چون انشقاق بعض عروق دقيقه از صدمهء لطمه يا ضربه و شگافتن رگها بنا بر شدة امتلا و سيلان خون از جهة غليان بجانب چشم و صيحت قويه و حركة عنيفه و تهوع شديد و حصر نفس با وجود امتلاء و موى دماغ پاره از خون طرى بملتحمه درآيد و نقطه سرخ يا سياه يا كبود در ان رو نمايد و از تقدم سبب تعين نوع روشن گردد

طريطاوس

بطاء و راء مهملتين و تحتانى و طاء مهمله ثانى و الف و واو و سين مهمله على ما قال به العلامة معنى وى در لغة يونانى مثلثه است و شيخ الرئيس گفته كه وى ربع دائره است پس بنا بر قول علامه وى تب صفراوى باشد و بر مقولهء شيخ سوداوى و اللّه اعلم

طرش

بفتح اول و ثانى و