رياح در معده صداع حادث شود و تقدم درد معده و سكون صداع به سكون آن و باغذيهء نفاخه متضرر شدن و درد منتقل بودن دليل ويست و كذلك گاه باشد كه بنا بر استيلاء ضعف بر سر معده درد سر متولد گردد و در تهى شكم و بعد خواب شب شدت پذيرد و اگر بمشاركت اعضاء ديگر چون رحم و ثديين و ساقين و قدمين و كلتين و كبد و طحال و حجاب حاجز و مراق و صلب باشد تقدم لزوم آفت در عضو مشارك كه علامت شركيست عموما و خصوصا احساس حركت صعود چيزى مورچهمانند از موضع ماؤف به سر بر ثدوى و ساقى و قدمى و لزوم وجع در مؤخر سر بر گلوى و در مقدم آن بلكه در وسط يافوخ بر رحمى و در يمين آن بر كبدى و در يسار آن بر طحالى و در وسط آن مائل بقدام بر حجابى و در قدام آن نزديك ناصيه بر مراقى دور مؤخرترين اجزاء آن بر صلبى دلالت دارد فائده در صداع ضعف دماغى و قوت حس دماغى و يبسى و عرضى و ورمى كدورت حواس و ظهور آفت در افعال دماغى و حركات ارادى و هيجان علت بادنى سبب دليل اول و سرعت انفعال از اسباب ضعيفه با وجود ذكاء حس و سلامت افعال دماغيه و عدم رمص و وسخ و مخاطه و مثل آن شاهد ثانى و حدوث علت بعد استفراغات كثيره عامه باشند خواه خاصه و پس از بيدارى مفرط و افراط گرسنگى گواه ثالث كه بصداع جفيه تسمية للشى باسم العرض موسوم شده و بزنان بنا بر كثرت خروج خون حيض و نفاس اكثر عارض شود و عروض علت با اخذ حمى و زوال وى بزوال آن علامت رابع و وجود آثار سرسام هنگام آماس اغشيه داخله و احساس ورم بحس لمس و بصر در حين تورم غشا مجلل قحف و پوست سر نشان خامسست فائده در صداع جماعى و شرابى و ضربى و سقطى و بحرانى جماعى از كثرت استفراغ منى و ارتفاع ابخره و تاذى اعصاب بهم رسد و تقدم افراط جماع خصوصا در ابدان نحيفه و امتلاء بدن از اخلاط و لرزيدن اندام با ضعف حركات بعد از جماع بر ان دلالت كند و پوشيده نماند كه آنچه از تاذى اعصاب و ضعف دماغ بود مريض را در ان انقباض دماغ به جهت مخالف تاذى و ضعف محسوس شود و گاهى بنا بر شدت تاذى و انقباض بسكته و موت انجامد و شرابى از كثرت شرب شراب صرف خاصه كهنه و غليظ و كدر بواسطهء خمار كه عبارت از ارتفاع ابخرهء فضلهء شراب نامنهضم بسوى دماغست عارض گردد و از خاصهء ويست كه بعد شرب شراب متوالد مىشود و گرانى سر در صورت اختلاط فضله شراب با رطوبة خصوصا در انجا كه مزاج سر سردتر باشد و تهوع و قى بر تقدير امتزاج صفرا با فضلهء لازم بود و ضربى و سقطى از مجرد تاذى غشاء مجلل قحف يا از انكسار عظم كه به تمدد اغشيه انجامد يا از انشقاق حجب داخلى و غشاء مجلل
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 213
مساهمون: حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
ص٢١٣