خواب ثقيل و بيدارى مفرط از اعراض لازمهء اين مرضست بدين اسم موسوم شده اما اگر جهت خواب غالب باشد لفظ سبات را مقدم دارند و سبات سهرى نامند و اگر جهت بيدارى غالب بود تقديم لفظ سهر نمايند و سهر سباتى خوانند و نادر باشد كه هر دو جهت مساوى باشند و در اين صورت در تقديم و تاخير لفظين مذكورين مختارند و مرض مذكور را بيونانى قوما نامند هذا اكنون بايد دانست كه در ماهيت آن اطبا را اختلافست قرشى جمهور بر انند كه وى علتىست سرسامى مركب از سرسام حار و بارد بر تقدير غلبهء بلغم دير اسبات سهرى و بر تقدير غلبهء صفرا سهر سباتى گويند و قول بعضى كه ويرا شخوص نامند مردود شمارند چه شخوص على ما ذكر قسمىست از جمود صرح به الشيخ فى القانون و مولانا سمرقندى عليه الرحمه ويرا مشروط بورم نكرده بلكه بحدوث وى بدون ورم نيز معترفست و بالجمله گاهى نوم ثقيل و احيانا بيدارى مفرط و غلبهء هريكى ازينها على حسب اختلاف استيلاء بلغم و صفرا على ما مر آنفا از لوازم اين مرضست و مرض مذكور بر تقدير ورم هنگام غلبهء بلغم با ثقل و كسل و تمامى عوارض ليثرغس و در حين غلبهء صفرا با هذيان و سائر اعراض قرانيطس يار باشد و در اين صورت بوجود امارات صفرا از ليثرغس بحصول علامات بلغم از قرانيطس مفارق بود و بر پشت افتاده ماندن و خوردن آب و طعام فراموش كردن و هنگام شرب آب دمزدن بنهجى كه پاره از ان در قصبه درآيد و سرفه آرد و باقى كه در فضاى حلق مانده باشد از راه بينى برآيد از امارات رديه است فائده گاه باشد كه احوال پراختلال مبتلا بدين بلا بنا بر احتباس بول و براز و تنگى نفس باحوال محتنقه الرحم ماند اما از آنكه رنگ رو در اين علت تغير گرايد و بيمار به تكليف سخن گفتن تكلم اندر آيد از اختناق رحم فرق توان كرد تنبيه نوعىست از سهر سباتى كه بمردم خشكمزاج عارض شود و كيفيتش اينست كه در بدنى از ابدان كذائى خلطى فاسد جمع آيد و هنگام بيدارى آرميده بود و هرگاه مردم بخواب رود حرارت غريزى بهضم خلط موصوف متوجه شود ليكن چون قوت حرارت بدان قوت نباشد كه بدين كار وفا كند جز آنكه خلط را بجنباند و بخارهاى برانگيزد از وى هيچ نيايد پس لاجرم ابخره مذكوره بدماغ برآيند و آدمى زود بيدار شود هرچند قصد خواب كند در خواب نشود و از غنودن راحت نيابد
سباط
بكسر اول و جاء بالفتح و فتح ثانى و الف و طاء مهمله لغة و اصطلاحا حمى ناقصست و مر فى الحميات
سبل
بفتح اول و ثانى و سكون لام در اصل بمعنى باران آمده و از آنكه سيلان چشم على ما سيجيئ ان شاء اللّه تعالى از لوازم بعض انواع ويست بدين اسم موسوم شده فافهم صاحب رشيدى ويرا بمعنى آشوب و سرخى كه در چشم پيدا مىشود نيز نوشته و در كشف اللغات آورده كه سبل علتيست چشم را كه موى در فرود پلك برآيد و از چشم آب جارى شود و درد كند و بمعنى مطلق بيمارى چشم نيز در كتب لغت به نظر درآمده و پوشيده نماند كه اهل صناعت را