تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
التفات ننمود

باب السين المهمله

و فيه خمسة فصلا

فصل اول در سين مهمله با الف

و فيه مرض واحد

ساعيه

بسين مهمله و الف و عين مهمله و تحتانى و هاء موقوفه بر وزن راعيه نمله است و سيجئ ان شاء اللّه تعالى فى باب النون

فصل دوم در سين مهمله با موحده

مشتمل بر پنج مرض

سبات

بضم اول و فتح ثانى و الف و فوقانى در اصل بمعنى راحت آمده و منه قوله تعالى و جعلنا نومكم سباتا و از آنكه سبات و راحت لازمه نوم و خواب‌ست از قبيل تسميه ملزوم باسم لازم در عرف عام بر خواب على الاطلاق اطلاق اين لفظ اشتهار يافته و در عرف اطبا عبارت از نوم طويل عرق ثقيل‌ست كه صاحبش بدشوارى بيدار شود و فى الحقيقت وى نيز از قبيل تسميه شئ باسم لازم‌ست فتفكر و پوشيده نماند كه علت موصوفه از استيلاء سوء مزاج بارد ساذج بر دماغ و اجتماع رطوبت خام در مقدم آن و كوفته شدن عصب حس بسبب رسيدن ضربه بر صدغين و انضغاط گوهر دماغ بنا بر شكستن استخوان قحف بسقطه يا ضربه و برآمدن ابخره رطبهء رديه فاسده از عامهء بدن يا از معده يا از ريه يا از سينه يا از ديدان امعا يا از منى و خون حيض و نفاس كه در رحم محتبس شده باشد بدماغ و كثرت پذيرفتن خون در بدن و تحليل شدن روح بسببى از اسباب چون رنج و رياضت و حركت عنيف و اسهال مفرط و ما يناسبها حادث گردد و نبض صلب و متفاوت و رنگ بدن و چهره با وصف عدم تهبج مائل بسبزى نمودن و تقدم ملاقات سردى بر سر يا سبوق تناول اشياء بارده يا استعمال ادويه مخدره بيشتر بر اول احساس گرانى در مقدم سر و در حركت عيون و اجفان و سيلان مائية غليظه در اكثر امر از منخرين و برطوبات لزجهء آلوده بودن زبان بر دوم و تقدم سبب بر سوم و چهارم و سبوق حمى و تقدم سدر و دوار و دوى و خيالات و هنگام خلو معده خفة رو نمودن در سبات بر پنجم و ششم و علامات ذات الريه و ذات الصدر بر هفتم و هشتم و امارات ديدان امعا و آفت رحم بر نهم و دهم و آثار امتلاء خون و تقدم اسباب محلله با تدريجة علت بر يازدهم و دوازدهم دلالت كند فائده حدوث اين علت از علت آخره از انست كه گوهر روح نفسانى بنا بر كثرت تحليل از منبسط شدن در همگى بدن عاجز آيد پس بالضرور طبيعت آسايش جويد و تا كه از روح حيوانى مدد يابد و جبر نقصان خود نمايد از كار فرمودن التهاى حس و حركت بازايستد فائده گاه باشد كه حدوث اين علت به مجرد تاذى دماغ از مشاركت و حذائة اعضاء ماؤفه بىتصاعد ابخره صورت بندد و از قوت نبض در اكثر و كذلك از بحالى رنگ بشره سبات را از غشى امتياز توان كرد و فرق در سبات و سكته و جمود و ليثرغش در جايگاه خودها درين رساله مرقوم‌ست

سبات سهرى

مخفى نماند كه سبات على ما مر انفا خواب‌ست و سهر على ما سيجئ ان شاء اللّه تعالى بيدارى و از آنكه