تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
شمرده مىنويسد كه اخلاط موصوفه روح را از سلوك آن بر مجرى طبيعى مانع آيند و بمدافعهء آن پردازند پس بالضرور در ان حركت دورى على محاذات وقوع حركت موصوفه در باد هنگام ممانعة كوه يا ديوار يا حائلى ديگر رو نمايد انتهى محصله و مؤلف رحمه اللّه در طب اكبر انفصال ابخره بعلتى از علل از اخلاط غليظه باشند يا رقيقه نيز از موجبات و دوا دانسته فائده علت تخيل دوران عالم در اين علت آنست كه چون روح تنها يا ممتزج ريح يا بخار در دماغ دور كند نسبتى كه در روح باصره و مرئيات باشد متغيّر گردد و كفى به وجها تنبيه ماده دوار گاهى در سر متمكن باشد و گاهى از اعضاء ديگر رو بدماغ آرد آنچه در سر مستقر بود خون باشد يا صفرا يا بلغم يا سودا يا رياح حاره باشند يا بارده پس بر تقدير خلطية ماده سرعة انقضاء مرض مع وجود علامات صداع و موى و انتفاع از استعمال مبردات مع اسرعيت انقضاء و ظهور امارات درد سر صفراوى و منتفع گشتن به رسيدن حرارت بدماغ مع آثار صداع بلغمى و صلابت نبض و ضعف آن مع نشانهاى درد سر سوداوى كيف ما كان شاهد باشد و ريح از هر خلط كه بود بوجود امارات خلط و عدم ثقل و شدت علت متضح گردد و آنچه از اعضاء ديگر بدماغ برآيد اگر منبع و قرارگاه وى معده باشد بر تقدير بودن آن خلط حار هيجان علت در حين خوا ؟ ؟ ؟ و سكون آن هنگام امتلا يا ديگر علامات صفرا يار باشد و بر تقدير برودت خلط ابتدا نمودن صداع وقت عروض دوار در مقدم سر تا يافوخ و عند كثرت ماده رسيدن آن تا بمؤخر راس و وجود ديگر علامات سوء مزاج بارد مادى معده بهر خلط كه باشد دلالت كند و وجود آثار اخلاط حاره يا ظهور خلش در معده و درد در ناف و خروج ريح باىّ طريق كان بر رياح حاره و ثبوت امارات اخلاط بارده يا عروض تهوع بىخروج فضول و عند كثرت ريح حدوث وجع تمددى بر رياح بارده گواهى دهد و اگر مستقر ماده قلب و كبد و طحال باشد كه از انها مرتفع شده در شرائين صدغين يا شريانات پس گوش يا در ان دو شريان كه بسباتين اشتهار دارند جمع آيد و از انجا صعود نموده باحداث دوار پردازد آفت عضوى از اعضاء مذكوره و تمدد و انتفاخ عروق مزبوره و سكون دوار بگذاشتن دست يا دوار قابض بر آنها دلالت كند و عدم آفت اين اعضا با وجود نشانهاى باقيه دليل تولد و اجتماع ماده در عروق‌ست و باشد كه در ان دو وريد كه در طرفين حلق واقع و به وداجين مشهرند مادهء موجبهء دوار جمع آيد و بتقدم انتفاخ آنها بوضوح انجامد و كذلك اگر محل مادهء رحم يا مثانه يا كليتين يا رجلين يا ساقين يا فخذين يا مراق باشد تقدم آفت