تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
تقرح و ما يناسبها پيدا و تسميهء آن يا بنا بر تشابه رجل عليل بپاى پيل يا بسبب كثرت عروض مرض مذكور به حيوان مزبورست

داء الكلب

مخفى نماند كه كلب بالفتح بتازى سگ را گويند و داء الكلب عبارت از ان جنون سبعىست كه صاحبش على ما هو عادة الكلب مرة اختلاط و چاپلوسى و اخرى بدسگالى و ترشروى نمايد و بالجمله غضب آن مختلط بلهو و بازى و ايذاء وى ممتزج بعطوفت و مهربانى مىباشد چه سبب موجب آن قريب بدمويت بود و از آنكه صاحبش در اخلاق مذكوره بكلب مىنمايد بدين اسم موسوم گشته و روفس در وجهء تسميه نوشته كه چون مبتلا بدين بلا هركسى را مىكرد مانند سگ ديوانه هلاك مىكند مرض موصوف باسم موسوم گرديده و جنون سبعى را بيونانى مانيا گويند و يجيئ فى باب الميم بعون اللّه العليم

داخس

بفتح اول و الف و كسر خاء معجمه و سكون سين مهمله لفظ تازىست و به فارسى كرومه گويند و عبارت از ورم حارست كه در اصول اظفار عارض گردد و از خواص ويست كه با درد شديد و ضربان قوى و تمدد مفرط يار باشد چه رؤس اصابع على ما تقرر فى مقره بغايت ذكى الحس و نهايت كثير الشريانات و الاعصاب مخلوق گشته و در حين عموم علت و شمول آن بر همگى بيخ ناخن بسقوط وى مىانجامد و هنگام اشتداد وجع باحداث حمى يومى وجعى مىپردازد و كيف ما كان مادهء مورمه در اين علت خون فاسد و غليظ مىباشد و داخس ماخوذ از دخس بفتحتين ست كه در لغت بمعنى آماسيدن سم ستور آمده و به يظهر وجه التسمية فتامل

دامغه

بدال مهمله و الف و ميم و غين معجمه و هاء موقوفه بر وزن حامضه تفرق اتصال سرست كه تا دماغ رسد و من موضع منتهى العلت يظهر وجه التسمية فتفطن

فصل دوم در دال مهمله با موحده

مشتمل بر دو مرض

دبابه

بفتح اول و ثانى و الف و فتح موحده دوم و هاء موقوفه قسمىست از قلاع روى كه در عمق اجزاى دهن سرايت كند و لفظ مذكور ماخوذ از دبّ بالفتح و التشديدست كه در لغت بمعنى سرايت كردن آمده

دبيله

بدال مهمله و موحده و تحتانى و لام و هاء موقوفه بر صورت صيغهء تصغير عبارت از ورم كبيرست كه بزرگتر از دبل و در اكثر مستدير الهيئت و بنا بر بلغميت ماده برنگ جلد و بىدرد باشد مگر آنكه مادهء محتويه بسبب عفونت احتداد پذيرد يا استعمال ادويهء حاده اتفاق افتد كه در اين هنگام على حسب سبب خالى از درد نباشد و از خواص ويست كه چون دست برو گذارند از جهت غلظت مادهء نيك منغمز نشود و بر اجسام غريبه مختلفه الالوان و متنوعة القوام بحسب استعداد مادهء حاد مىباشد و ازينجاست كه چون بالطبع يا بمعاونت صناعة سر كند چيزى مانا
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 148 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )