تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مهمله حيوانيست مشهور كه به فارسى خوك گويند و بالجمله در اصطلاح اطبا عبارت از اورام صغارست كه در اكثر امر در مكان خود متمكن باشند و حركت نكنند و گاه باشد كه بدستور سلعه در ابتداء تكوّن متحرك باشند و اكثر حدوث آنها در لحوم رخوه خاصهء در عنق باشد و بيشتر متعدد بوند كه همگى آن را يك كيس بود و باشد كه هر واحد را كيس علىحده باشد و خاصه انتهاست كه همرنگ بدن و خورد باشند و خنزير شديد العظم بسيار كم بهم مىرسد و علت مولده اين علت رطوبت غليظه باشد كه از تواتر تخم و سوء هضم در بدن جمع آمده باعضاء رخوه ريزد و وجه تسميهء اين علت كثرت وقوع آن بخنزير يا مشاكلة آن بدان يا متعدد العدد بودن وى بدستور كثير الولد بودن حيوان مذكور يا نسبت عنق صاحبش به گردن خنزير در عدم تمايل آن بيمنه و يسره است

خنان

بكسر اول و فتح ثانى و الف و نون مرضيست كه در بينى افتد

فصل چهاردهم در خاء معجمه با واو

مشتمل بر سه مرض

خوف

بفتح اول و سكون ثانى و فا كيفيتىست نفسانى كه به تبعيت آن هربا عن الموذى نفس الامر مىباشد يا زعمى روح بسوى داخل حركت نمايد لهذا رنگ صاحبش در حين عروض آن بصفرت گرايد و پوشيده نماند كه رعب و فزع نيز از اسامى اين مرض‌ست و سيجيئان فى محليهما ان شاء اللّه تعالى

خوذيّه

بفتح اول و سكون ثانى و كسر ذال معجمه و فتح تحتانى مشدده و هاء موقوفه و

خوذه

بفتح ذال معجمه و حذف تحتانى نسبت نيز آمده عبارت از صداع بيضه است و مر فى فصل التحتانى من باب الموحدة بالتفصيل فتذكر

خوص

بفتح اول و سكون ثانى و صاد مهمله فرورفتن چشم در مغاك اعنى انخفاض مقله است و بيشتر از استيلاء يبوست باشد و تسميه آن حسب معنى لغويست

فصل پانزدهم در خاء معجمه با تحتانى

مشتمل بر سه مرض

خيالات

بكسر اول و فتح ثانى و الف و لام مفتوحه و الف ثانى و فوقانى جمع خيال‌ست و در اصطلاح اطبا عبارت از انست كه مردم پيش نظر خود احساس الوان مختلفه و اشكال متنوعه نمايد و چنان پندارد كه امور مسطور در جو سما مثبوت و پراگنده‌اند و از آنكه در اكثر امر اين را اصلى نباشد بدين اسم و ايضا به تخيلات موسوم شده و در فصل خا معجمه از باب فوقانى بتفصيل و توضيح مذكور شده فتذكر

خيرونيه

بكسر اول و سكون ثانى و ضم راء مهمله و سكون واو و كسر نون و فتح تحتانى مشدده و هاء موقوفه معجمه قروح خبيثه است كه در غايت فساد و بنا بر خباثت ماده و رداءة آن نهاية بعيد از اندمال باشد هذا اكنون بايد دانست كه فاضل الاطبا جالينوس در شرح فصول بقراطى مىنويسد كه اين قرحه بخيرون طبيب كه اول من يذكر انها حدث فى بدنه ويست منسوب‌ست و در حيله البرء ذكر نموده