تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
غليظ يا ماده حار در فقار و استيلاء رطوبت مزلقه بر آنها مىباشد و در زوال مهرهء اول و دوم كه حركت تنفس بدان قائم‌ست روز اول بيمار رخت اقامت بدار القرار كشد و در صورت زوال فقرات ديگر به شرط عدم افشردگى نخاع اميد نجات باشد و بالجمله در موضع فقره زائله مغاك افتد و قدام حلقوم برون‌سو برايد و به رسيدن هر شى بتالم گرايد و عليل را بر داشتن و چپ و راست نگريستن و دهان گشاده متعسر بلكه متعذر گردد فائده جليله كه در همه انواع خوانين به كار آيد بعد چهارم اگر ورم نرم گردد و بر تقدير دمويت از حمرت ميل بصفرت كند بايد دريافت كه ماده نضج يافت و ريم گشت و ايضا با وجود تحليل پذيرفتن يا سر كردن ورم راحت نايافتن و نبض موجى گشتن و سرفه عارض گرديدن دليل انتقال علت بذات الريه است و صغر نبض و تفاوت آن و حدوث غشى و خفقان بر نزول ماده بنواحى دل و درد معده و غثيان بر فروريختن ماده بمعده دلالت كند و تشنجى گرديدن نبض شاهد بر فرود آمدن ماده باعصاب و قرب حدوث تشنج باشد و غائب شدن حمرت سينه و گردن كه اكثر در اين علت ظاهر شود به شرط سهولت تنفس دليل استعداد تحليل ماده و دفع آن باشد و الا بسيار بد و از آثار هلاكت و كذلك بروز زبد از دهن مخنوق بطريق مخنوق بوهق به شرط سقوط اشتها و ايضا اگر روى عليل و چشم خانه آن سياه گردد يا نبض صغير و اطراف سر در زبان سطبر و سياه شود مشرف به هلاكت بود و خناقيكه با تب يار باشد يا در روز بحران بحصول انجامد يا هنگام دمزدن جنبش سينه و منخرين بمنصهء ظهور رسد و يكدم به دو كرت باتمام رسد بسيار مخوف و بس پرخطر بود فائده در تحقيق اعضاء مورد انواع خوانيق حنجره بالفتح سر قصبه و مجرى هواست و مرى بالفتح مجرى غذا را گويند و در ماهيت حلقوم اختلاف ست اما اينجا مراد از ان مجموع قصبه و حنجره است و لوزتان كه آنها را نعنعتان نيز گويند و اين هر دو تثنيه است و واحد ان لوزه و نعنعه و بالجمله و فزونى عصبىست كه از طرفين حلقوم متصل باصل لسان رسته‌اند و نفع آن عدم وصول دفعى هوا عند الاستنشاق‌ست و غلصمه گوشت پاره صفاق‌الجوهرست كه فيما تحت لهات بحنك پيوسته در سر قصبه حلقوم مورع گرديد و تا گرد و غبار و دخان ناگهان فروبرده نشود و حلق عند الجمهور فضاىست كه مجرى غذا و مجرى هوا در ويست و طبرى مجموع حنجره و حلقوم و مرى و عضلات موضعه بر ان را بدين نام خواند

خنازير

بفتح اول و ثانى و الف و كسر زاء معجمه و سكون تحتانى و راء مهمله جمع خنزيرست در

خنزير

بكسر اول و سكون ثانى و كسر زاء معجمه و سكون تحتانى و راء