تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
نامند هذا اكنون بايد دانست كه حدوث اسهال معدى اعنى آنكه سبب و اصل وى در معده بود و سبب سابق آن در هر عضو كه باشد باشد على الاطلاق يعنى خلفه باشد يا غير آن از استيلاء سوء مزاج بارد رطب ساذج بر معده و گرد آمدن بلغم كثير در ان و التزاق رطوبت لزجه بر سطح آن و انصباب صفرا يا سودا بر وى و تولد بثور در طبقه داخليه آن و فرود آمدن نوازل از سر و رداءت تدبير غذا و امتلاء بدن از فضلات و ضعف جگر از جذب كيلوس و حدوث سده تام باشد يا نافض در جداول ماساريقا يا در كبد بهر جانب كه بود و ذهاب خمل معده بهر سبب كه باشد و شراب ادويه مسهله باى وجه كان صورت بندد و قلت عطش مع آروغ ترش و خروج بلغم ممزوج به غذا در براز مع قلت گواريدن طعام و بمجرّد ورود غذا در معده بامعا منحدر گشتن خاصه اگر بعد تناول حركت اتفاق افتد و حدوث علت عقب حميات گرم يا بعد تناول اشياء حاره مع عطش و التهاب و شدت جوع مع احساس لذع و تبشر سطح دهان معه خشكى و عفونت آن و مبتلا گشتن بيمار بعد خواب بسيار بدين بلا بدفعات متواليه مع تسكين يافتن آن يك‌چند بعد آن و تدبير ما تقدم مع فقدان آثار اقسام ديگر و لحيم بودن عليل مع عدم آرزوى طعام و يوما فيوما كاهيدن بدن مع بياض براز و لاغر شدن جثه به زودى يا بتدريج مع برآمدن فضله به قدر ماكول يا كمتر از ان و وقوع اسهال بادوار مع احساس ثقل زير قبرغه راست يا بىحفظ دور مع خروج صفوت كيلوس يا براز و برآمدن غذا نامنهضم مع عدم احساس لذع و اسباب ما تقدم بر آن گواهى دهد و پوشيده نماند كه بر اقسام مذكوره باسرها نشانهاى ديگر نيز دلالت دارند اما چون ذكر آنها باطناب محل مىانجامد بدان التفات ننموده و كذلك از بيان علل نيز اغماض نموده انتباه اسهال دورى كه مذكور شد بوقوع سده در محدب كبد مىباشد و به قيام رشحى اشتهار دارد و وقوع اسهال بحفظ ادوار بوجوه ديگر كه ان شاء اللّه الاكبر در دور البطن مذكور خواهد شد نيز صورت‌پذير مىشود تنبيه ذكر اقسام مذكوره در اين مقام بر تقدير ترادف علل مسطوره محتاج بيان نيست اما على ما هو راى الجمهور استيفاء اللاقسام و توضيحا للمرام‌ست

تذكره

سبب اسهال على ما مر فى فصل السين المهملة من باب الالف در هر عضو كه باشد بدان منسوب گردد و وجه تسميه آن از لحاظ وجه تسميه اختلاف هويداست و مىتواند كه اصطلاحى باشد و اللّه اعلم

فصل دوازدهم در خاء معجمه با ميم

مشتمل بر دو مرض

خمار

بضم اول و فتح ثانى و الف و راء مهمله لغة و اصطلاحا آنست كه شراب منهضم