تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
اند

فصل يازدهم در خاء معجمه با لام

مشتمل بر سه مرض

خلع

بفتح اول و سكون ثانى و عين مهمله در لغت بمعنى بيرون كردن جامه و موزه و معزول كردن از عمل آمده و به همين مناسبت در اصطلاح اطبا تارة بر خروج تام استخوان از موضع خود و اخرى بر فالج كه عام شق بدن و شق چهره باشد اطلاق مىكنند و على ما مر فى الانخلاع بر مطلق بىجا شدن عضو نيز گاهى اطلاق يابد و به اين معنى كما لا يخفى مرادف وى باشد هذا اكنون بايد دانست كه برآمدن استخوان از حفره خود بتمامه از تغير شكل عضو و ظهور مغاك فاحش در مفصل منخلع و بطلان حركة بندگاه معلوم مىشود و از خواص عضو مخلوعه است كه چون بعضو جانب ديگر كه مشابهء وى باشد قياس كنند در طول و قصر و استقامت و اغوجاج تفاوت بين ظاهر شود مگر آنكه خلع در مفصل باز و در ان باشد كه در ان تفاوت بين نباشد لهذا معرفت آن مشكل‌ست و پوشيده نماند كه بر خلع فك كشاده ماندن دهان و عدم استواء دندان و بر خلع ترقوت مغاك آن موضع و نارسيدن دست بسر و بر خلع منكب ظهور نتو و بلندى مستدير در بغل و اعوجاج سرودش ؟ ؟ ؟ ماؤف نسبت به طرف ديگر و نارسيدن مرفق بپهلو و عدم رسيدن دست بسوى بالا و تغير حركات و بر خلع مرفق و كذلك بر خلع ساعد و ركبه و شتالنگ و اصابع دست و پا و مهره هاى پشت و گردن بحس بصر و لمس دريافت شدن و بر خلع مفصل و رگ كه بجانب اندرون بود درازى پاى ماؤف نسبت بپاى ديگر و زانو و بندگاه بن ران و دتو نگريستن و بيغوله ران برآمده و آماسيده نمودن و اگر بسوى برون شود كوتهى پاى ماؤف و بيغوله ران در مغاك رفتن و هم در برابر او آماسيده نمودن دلالت كند

خلع المثانه

آنست كه بسبب ضربه يا سقطه كه بر پشت افتد يا رطوبت مرخيه كه بر اربطه مثانه ريزد مثانه از جاى خود بلغزد و بىجا گردد و سر در اين آنست كه در اين هنگام در اربطه رابطه آن به ظهر هتك يا استرخاء راه يابد فائده در خلع مثانه عضله آن گاهى بتمدد و گاهى متسع و در اول احتباس بول و در ثانى سلس آن پديد آيد

خلفه

بكسر اوّل و سكون ثانى و فتح فا و هاء موقوفه قسميست از اسهال معدى كه طعام در ان در معده موافق معتاد مكث نكند و مرت بسرعت و اخرى به بطوء و گاهى بدفعات قليل و گاهى بدفعات كثير و تارة منهضم و اخرى انهضام نايافته و احيانا فساد پذيرفته برآيد هذا ما عليه الجمهور و بعضى در خلفه و اسهال معدى بلكه فيما بينهما و بين الذرب هيچ فرق نمىكنند و كذلك بعضى ويرا مرادف اختلاف دانند لكن جمهور اسهال كاين بادوار را اختلاف و اسهال كاين بالوان را خلفه
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض ) — صفحة 140 | حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )