تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
فم معده و ترشى دهن باشد كه به خوردن طعام با روغن ساكن شود علاج آن فصد باسليق كنند و اسهال سودا نمايند و از ادويه حاره قابضه تكميد طحال كنند و خرقه گرم كنند و آن را دلك نمايند و پيش از انصباب سودا حريره از شكر و بادام و روغن زرد تيار نموده بخورند و گاهى بسبب بثره و قرحه باشد كه در معده حادث شود علامت آن در دهن بثرات باشد و بعد از تناول طعام در معده درد يابد و قى و براز صديدى بود علاج آن قرص طباشير قابض خورند و چارتخم را بريان كنند و بروغن بادام چرب نموده بخورند و گاهى بسبب ضعف جگر و سده آن باشد علاج آن گفته شد و قسمى از خلفه بود كه آن را

اسهال دورى

گويند و او آنست كه فضول در عضوى جمع شود و بدور معين دفع گردد و اگر يك روز در ميان دفع شود سبب آن صفرا بود و اگر هر روز دفع شود سبب آن بلغم بود و اگر روز چهارم دفع شود سبب آن سودا بود و اگر دوره معين نباشد و درد هميشه ماند و در وقت احتباس زياده گردد سبب آن خون باشد و رنگ براز نيز دلالت بر غلبه خلط مىكند علاج آن بحسب غلبه خلط تنقيه كنند و عضوى كه در ان ماده جمع مىشود تقويت آن كنند و دواى هندى كه مسمى به دهنياپاچك است مفيد است و پوست سنگدان مرغ و قرنفل هريك يك توله كوفته و بيخته بخورد همين‌سان سه روز از براى ذرب مجرب و آزموده است و اگر مريض تحمل ندارد خوراك يكروزه سه روز بدهند و تا نه روز استعمال نمايند و اگر اسهال از جگر باشد علامت او آنست كه در كبدى كيلوس هضم به خوبى مىشود و ضرر در فعل معده نمىباشد بخلاف معدى و اكثر اسهال معدى در روز مىباشد و اكثر اسهال كبدى در شب و اگر اسهال دموى بود و آن را

ذوسنطارياى كبدى

مىگويند و علامت آن تقدم امتلا و احتباس خونى كه سيلان آن معتاد باشد و خون مختلط با براز كه علامت سحج است نباشد علاج چند روز غذا نخورند و تا وقتىكه مريض ضعيف نگردد بند نكنند و فصد باسليق باريك بكشايند و خون اندك‌اندك بگيرند و دست و پا و پستان و خصيتين را به‌بندند بعد از ان علاج نفث الدم بكنند و ضماد كه براى اسهال صفراوى گذشت بر جگر استعمال كنند و اگر اسهال صفراوى